دیروز، نزدیک به ۵۰ هزار پناهجو با هجوم گسترده به حصارهای مرزی شهر سبته (Ceuta)، دولت اسپانیا را در یک بحران بیسابقه انسانی و امنیتی فرو بردهاند. سیل جمعیتی که از خاک مراکش روانه این گذرگاه ساحلی در شمال آفریقا شده، تاکنون بیش از ده ها کشته بر جای گذاشته و منطقه را در وضعیت فوقالعاده قرار داده است. اما آنچه در مرز سبته رخ میدهد، صرفاً یک جابهجایی خودجوش جمعیت نیست؛ این یک اقدام حسابشده برای تنبیه اسپانیا به دلیل مواضع صریح این کشور در قبال فلسطین و ایران است.
پدرو سانچز، نخستوزیر اسپانیا، در ماههای اخیر با حمایتهای علنی خود از مردم فلسطین و انتقاد صریح از نسلکشی رژیم صهیونی در غزه، خشم واشنگتن و تلآویو را برانگیخته است. او همچنین با مخالفت با استفاده از پایگاههای نظامی اسپانیا برای تجاوز نظامی آمریکا علیه ایران، خط قرمزهای کاخ سفید را پشت سر گذاشته است. این مواضع شجاعانه اما پرهزینه، اکنون اسپانیا را در معرض یک حمله ترکیبی قرار داده است که در آن، پناهجویان به سلاح ژئوپلیتیک تبدیل شدهاند.
مراکش، که خود بخشی از محور هماهنگ با آمریکا و رژیم صهیونی است، با باز کردن گستره مرزهای خود و تماشای انفعالی انبوه جمعیت در پشت حصارها، پیام روشنی به مادرید مخابره کرده است: حمایت از فلسطین و مخالفت با سیاستهای آمریکا هزینه دارد. این اقدام، در راستای سیاستهای فشارآمیز محور غربی-صهیونی برای تغییر مواضع اسپانیا طراحی شده است. الرباط با این بازی، قصد دارد از یک سو به اسپانیا و اتحادیه اروپا بفهماند که ادامه همکاریهای مرزی در گرو امتیازدهیهای سیاسی است و از سوی دیگر، هزینههای ایستادگی در برابر سیاستهای رژیم صهیونی و آمریکا را به مادرید نشان دهد.
ابزارسازی از پناهجویان سابقهای طولانی در تاریخ معاصر دارد. ترکیه در سال ۲۰۲۰ با باز کردن مرزها به سمت یونان، از همین روش برای کسب امتیازات سیاسی از اروپا استفاده کرد. بلاروس نیز در سال ۲۰۲۱ با هدایت پناهجویان به مرزهای لهستان، اتحادیه اروپا را تحت فشار قرار داد. اکنون نوبت اسپانیا است که طعم این بازی را بچشد؛ کشوری که جرأت کرده در برابر جنایات رژیم صهیونی سکوت نکند و از حاکمیت ایران در برابر تجاوز آمریکا دفاع کند.