حقیقت آن است که آمریکا در جنگ روانی صلح و جنگ و فشار و مذاکره به دنبال شکستن تاب آوری ایران است حال آنکه جمهوری اسلامی با تکیه بر میدان، خیابان، دیپلماسی ، رسانه و بهره گیری از مدیریت تنگه هرمز در مسیر شکست این طراحی گام بر میدارد. سران آمریکا در حالی همچنان به دنبال نمایش چهره یک ابر قدرت برتر جهانی از کشورشان هستند و در جنگ تبلیغاتی و ادراکی به دنبال باج گیری و تسلیم سازی سایر کشورها از جمله ایران هستند که در اقدامی تأمل برانگیز سفارتخانههای آمریکا در کشورهایی از جمله مصر، عراق، کویت، امارات، اردن، عمان، عربستان، قطر و همچنین سرزمینهای اشغالی، یکی پس از دیگری، برای شهروندان خود هشدار امنیتی صادر کردند و آنها را به احتیاط بیشتر دعوت کردند. همچنین در ادامه هشدارهای امنیتی آمریکا به اتباع این کشور درباره «احتمال تشدید تنشهای پیشبینی نشده در خاورمیانه»، سفارت واشنگتن در قدس اشغالی هم در این باره هشدار داد. این اقدام هر چند با ادعای امنیت سازی برای شهروندان آمریکایی و بعضاً در فضای ایران هراسی صورت میگیرد، اما در حقیقت این امر بیانگر حقایقی چند است که بیش از هر چیز ماهیت و موقعیت آمریکا در معادلات منطقه را آشکار میسازد.
آمریکا و اصرار به نعل وارونه
هشدارهای آمریکا با نمایش قهرمان پروری از ارتش و نیز معرفی ایران به عنوان یک تهدید امنیتی در حالی صورت میگیرد که این ادعا نعل وارونه زدن در قبال حقایق منطقه و جهان است. از یک سو آمریکا عضوی از منطقه نمی باشد، بلکه اشغالگری است که به بهانه مختلف در کشورهای منطقه پایگاه نظامی احداث کرده و اقتصاد و سیاستهای کشورهای میزبان را به گروگان گرفته است. از سوی دیگر آمریکا با تجاوزگری و جنایت علیه ایران زمینه ساز بحرانهای امنیتی شده است و ایران در وضعیت دفاع مشروع قرار دارد، لذا اگر قرار به تنبیه و بازخواست عامل بحرانی وجود دارد آن آمریکاست که با اشغالگری و سلطه گری و حمایت از رژیم صهیونی زمینهساز این بحران ها شده است. کشورهای منطقه باید در نظر داشته باشند که بازی در زمین آمریکا علیه ایران قرار گرفتن در طرف نادرست تاریخ است، چرا که ریشه بحران آمریکاست و مقابله با آن امنیت را رقم میزند و ایران همواره آماده مشارکت در تحقق این مهم است.
فروپاشی امنیت فروشی آمریکایی
هشدارهای امنیتی آمریکا در منطقه در حالی صادر شده است که سران این کشور مدعی ارتش برتر دنیا بوده و سالانه میلیاردها دلار کشورهای عربی را برای امنیت فروشی سر کیسه میکنند. اکنون بر همگان آشکار شده که آمریکا حتی توان حمایت از شهروندان خود را ندارد، چه رسد به امنیت کشورهای منطقه. نکته مهم آنکه تأکید بر هشدار به شهروندان آمریکایی در حالی که آمریکا هیچ اهمیتی به منافع و امنیت ملی کشورهای منطقه نمی دهد و از خاک و فضای آنها برای تهدید سایر کشورها استفاده و امنیت آنها را تهدید میکند، گواهی بر خودخواهی و خودبرتر پنداری نظام سلطه است که دیگران را قربانی منافع خود می سازد.
اعتراف به سراب بودن پیروزیهای ادعایی
نکته مهم آنکه این هشدارهای امنیتی را باید در کنار مواضع سران آمریکا در قبال توان نظامی و دفاعی ایران ارزیابی کرد. هر چند که ترامپ با ادعاهای جنگ گسترده و ویران سازی زیر ساختهای ایران به دنبال نمایش ارتش برتر جهان و القای نابودی ظرفیتهای بومی ایران است، اما اظهارات مقامات نظامی و گزارشهای راهبردی تسلیحاتی حکایت از واقعیتی ورای این ادعاها دارد. ژنرال الکسوس گرینکویچ، فرمانده نیروهای آمریکایی در اروپا به پنتاگون هشدار داده که کمبود ناوشکنهای نیروی دریایی، توان واشنگتن برای دفاع از رژیم صهیونیستی در برابر حملات موشکی بالستیک ایران را محدود کرده است. پیشتر نیز اکسیوس نوشت فرمانده ارشد نیروهای نظامی آمریکا در خاورمیانه، دریاسالار برد کوپر، توصیه کرده است که کارزار بمباران در اطراف تنگه هرمز متوقف شود، زیرا به اعتقاد او این عملیات به سقف اثربخشی خود رسیده است و استمرار آن نتیجهای ندارد. در همین حال بسیاری از گزارشها نشان میدهد که ظرفیتهای نظامی بومی ایران همچنان پا برجاست در حالی که وضعیت آمریکا چندان مطلوب نیست. بر اساس گزارش «مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی» (CSIS)، از موجودی ۲۳۳۰ موشک پاتریوت ایالات متحده پیش از جنگ با ایران، حدود دو سوم آن مصرف شده و ذخایر این سامانه پدافندی ارتش آمریکا به حدود ۸۰۰ موشک رسیده است.در گزارش «مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی» که در رسانه حامی دونالد ترامپ یعنی فاکس نیوز هم بازتاب داشته، آمده است که نیمی از ذخایر سامانه پدافندی تاد آمریکا نیز مصرف شده است. بر اساس تحلیل این اندیشکده، تعداد موشکهای رهگیر تاد که پیش از جنگ تنها ۴۵۲ فروند بود، اکنون به حدود ۲۳۴ تا ۲۷۸ فروند رسیده است.این کاهش ذخایر تسلیحاتی تا آن اندازه برای آمریکا چالشبرانگیز شده که مجبور شده قید رهگیری برخی از موشکها و پهپادهای ایران را بزند تا بتواند ذخایر خود را حفظ کند.این وضعیت چنان است که روبیو وزیر امور خارجه آمریکا اعتراف کرد که ایران همچنان از توانمندی موشکی و پهپادی برخوردار است. این اعترافات چنان برای آمریکاییها سخت است که برای کم رنگ سازی توان بومی ایران به داستان سرایی و بازکردن پای سایر کشورها به جنگ روی آوردهاند، چنانکه شبکه انبیسی نیوز آمریکا مدعی شد که روسیه در حال ارائه اطلاعات الکترونیک به ایران است تا پدافند هوایی و دقت عملیاتی ایران را تقویت کند. همچنین آمریکاییها ادعای کمک نظامی چین به ایران را مطرح کردهاند که البته مائو نینگ، سخنگوی وزارت امور خارجه چین در یک نشست خبری گفت؛ گزارش رسانهها مبنی بر برنامه چین برای تحویل ۴۰۰ موشک دوشپرتاب (پدافند هوایی) به ایران صحت ندارد و کاملاً بیاساس است. آمریکاییها در حالی به چنین داستان سراییهایی روی آوردهاند که ترامپ چند روز پیش عنوان کرده بود که با چین و روسیه درباره کمک نکردن به ایران صحبت کرده است. به هر تقدیر آنچه این روزها در معادلات امنیتی منطقه مشاهده می شود برتری ایران است که آمریکا را اجباراً به اعتراف واداشته است.
هشدار آمریکا به اتباع در منطقه بیش از آنکه جنبه امنیت سازی داشته باشد برگرفته از ناتوانی آمریکا در برابر اقتدار ایران است در عین آنکه کشورهای منطقه نیز باید توجه داشته باشند که هرگونه همکاری با آمریکا برابر به آتش کشیده شدن آن کشورها خواهد بود و نمیتوانند با ادعای آمریکایی بودن حملات خود را از پیامدهای دادن زمین و فضا به این کشور مبرا سازند.
دستانی که از روی ماشه میماند
نکته اساسی آنکه این روزها آمریکا با تشدید مواضع متناقض و جنگ روانی ترامپ میان مذاکره و حمله گسترده به زیرساختها در حالی به دنبال گرفتار سازی ایران در اشتباه محاسباتی مذاکره از روی ترس و یا ساده انگاری و بی تفاوتی در برابر تهدیدات به دلیل عقب نشینی های مکرر ترامپ از حمله گسترده، است که ایران تاکید دارد که گرفتار چنین بازیای نخواهد شد و دستان نظامیان همچنان روی ماشه است و به کوچکترین تهدیدی پاسخی سخت داده می شود. حقیقت آن است که آمریکا در جنگ روانی صلح و جنگ و فشار و مذاکره به دنبال شکستن تاب آوری ایران است حال آنکه جمهوری اسلامی با تکیه بر میدان، خیابان، دیپلماسی ، رسانه و بهره گیری از مدیریت تنگه هرمز در مسیر شکست این طراحی گام بر میدارد. هشدار آمریکا به اتباع در منطقه بیش از آنکه جنبه امنیت سازی داشته باشد برگرفته از ناتوانی آمریکا در برابر اقتدار ایران است. در عین آنکه کشورهای منطقه نیز باید توجه داشته باشند که هرگونه همکاری با آمریکا برابر به آتش کشیده شدن آن کشورها خواهد بود و نمیتوانند با ادعای آمریکایی بودن حملات خود را از پیامدهای دادن زمین و فضا به این کشور مبرا سازند.