صفحه نخست >>  عمومی >> یادداشت
تاریخ انتشار : ۱۳ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۱  ، 
کد خبر : ۳۹۴۵۷۶

جنگ رمضان و الگوی توسعه ایران

جنگ رمضان با ایجاد تغییراتی عمیق در معادلات منطقه‌ای و جهانی الگویی نوظهور از توسعه را در برابر جهانیان نمایان ساخته است. این الگوی نوظهور که مبتنی بر متغیر‌های داخلی و منطقه‌ای است نشان می‌دهد هرگونه دستیابی به توسعه پیش از دستیابی به توسعه سیاسی یا توسعه اقتصادی نیازمند استقلال سیاسی است؛
صبح صادق آنلاین / اشکان گل‌افشان

در دهه‌های اخیر این پرسش اساسی و مهم که چرا برخی کشور‌ها توانسته‌اند مسیر توسعه و پیشرفت را با موفقیت طی کنند، اما برخی دیگر با وجود منابع سرشار در دستیابی به این مهم ناکام بوده‌اند؛ ذهن بسیاری از اندیشمندان و نظریه‌پردازان علوم سیاسی را به خود مشغول ساخته است.

در پاسخ به این پرسش مهم مکاتب و نظریات متعددی شکل گرفته‌اند. نسل اول نظریات توسعه که در واقع تقابلی بین نظریات نئوماکسیستی و نئولیبرالیستی است در قالب نظریات وابستگی و نظام جهانی امانوئل والرستین در مقابل نظریات نئولیبرال افرادی، چون ادوارد شیلز، گابریل آلموند، رابرت دال، والت روستو، مارتین لیپست و... قرار می‌گیرد.

این نظریات از یک سو بدون در نظر داشت مسائل داخلی کشورها، وابستگی به کشور‌های توسعه یافته، الگوی مرکز پیرامون را عامل عدم توسعه و انحطاط جوامع می‌دانند. در مقابل نظریات نئولیبرال نیز مسیر پیشرفت و توسعه کشور‌ها را از طریق الگوگیری از کشور‌های توسعه یافته جست‌و‌جو و تجویز می‌کنند.

تحت تاثیر نظریات مذکور الگوی غالب توسعه در کشور‌های جهان سوم در دهه‌های ۷۰-۱۹۶۰، صنعتی‌سازی از طریق جایگزینی واردات، تأسیس شرکت‌های دولتی و سرمایه‌گذاری دولتی در بخش‌های مختلف بود. سپس در دهه ۱۹۸۰ با گسترش موج نئولیبرالیسم و تقویت نهادهایی، چون بانک جهانی، گات، سازمان تجارت جهانی و اجماع واشنگتن الگوی حذف مداخله دولت به الگوی غالب توسعه تبدیل شد.

امروزه بر نظریه‌پردازان علوم سیاسی پوشیده نیست که هیچ یک از این الگو‌ها نه تنها نتوانسته‌اند به نتایج مطلوب دست یابند؛ بلکه چالش جوامع را دوچندان کرده‌اند. در چنین شرایطی توجه به متغیر‌های محلی و بومی در سطوح داخلی و منطقه‌ای در تجویز مدل‌های توسعه نقشی حیاتی و مهم پیدا کرده است.

تحت چنین شرایطی جنگ رمضان با ایجاد تغییراتی عمیق در معادلات منطقه‌ای و جهانی الگویی نوظهور از توسعه را در برابر جهانیان نمایان ساخته است. این الگوی نوظهور که مبتنی بر متغیر‌های داخلی و منطقه‌ای است نشان می‌دهد هرگونه دستیابی به توسعه پیش از دستیابی به توسعه سیاسی یا توسعه اقتصادی نیازمند استقلال سیاسی است؛ بنابراین ارزش متغیرهایی، چون توسعه سیاسی یا توسعه اقتصادی و اولویت هر یک در دستیابی به توسعه که محل نزاع نظریات نسل دوم توسعه است، تضعیف شده و متغیر استقلال سیاسی اهمیتی مضاعف یافته است.

این اهمیت زمانی دوچندان می‌شود که از یک سو الگوی توسعه کشور‌های حاشیه خلیج فارس و از سوی دیگر الگوی توسعه کشورهایی، چون آلمان و ژاپن را مورد بررسی دقیق قرار می‌دهیم. در این بررسی‌ها در دسته اول با کشور‌هایی مواجه هستیم که هر چند اقداماتی در مسیر توسعه اقتصادی صورت داده‌اند؛ اما فاقد هرگونه توسعه و استقلال سیاسی در سطح داخلی و بین‌الملل هستند. از سوی دیگر در الگوی کشور‌های آلمان و ژاپن شاهد کشور‌هایی هستیم که هرچند در سطوح داخلی از توسعه سیاسی و اقتصادی برخوردارند؛ اما فاقد استقلال سیاسی در سطوح داخلی و بین‌الملل‌اند.

بنابراین استقلال سیاسی حلقه‌ی مفقوده این دو مدل شکست خورده از توسعه است و وضعیت اسفناک امنیتی و موجودیتی کشور‌های حاشیه خلیج فارس در کنار آلمان و ژاپن بواسطه تضعیف چتر حمایتی ایالات متحده در جنگ نامتقارن علیه ایران ضرورت بازنگری در نظریات توسعه با محوریت متغیر استقلال سیاسی را دوچندان نموده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات