«چرا سپاه؟» این پرسشی است که از نخستین سالهای پس از انقلاب تاکنون بارها مطرح شده است؛ «مگر ایران ارتش نداشت؟ چرا یک نهاد نظامی دیگر؟ چه نیازی به سپاه بود؟ چرا سپاه اینهمه در همه جای کشور هست؟». برای یافتن پاسخ این پرسش، باید چشمها را بست و به روزهای مهم سال ۱۳۵۷ بازگشت. کشوری را تصور کنید که نظم عمومی نظامی ندارد؛ رژیم پهلوی فروپاشیده، ساواک از بین رفته و ارتش با بحران جدی روحیه و فرماندهی مواجه است. سلاحهایی مانند مسلسل، ژ۳ و نارنجک دستبهدست در میان گروههای مختلف، از جمله جریانهای چپ و مارکسیستی میچرخید. در گوشهگوشه کشور، مدعیان قدرت شکل گرفته بودند و انقلابی که مردم با دست خالی پیروزش کرده بودند، حالا در خطر بلعیده شدن توسط همان نیروهایی بود که هیچ سهمی در پیروزیاش نداشتند ولی ادعای رهبریاش را میکردند.
در آن روزها، کمیتههای انقلاب به صورت خودجوش در مساجد و محلهها شکل گرفتند، اما پراکندگی، نبود هماهنگی و احتمال نفوذ گروههای سیاسی، مانع از آن میشد که این کمیتههای محلی بتوانند با تهدیدهای بزرگ و سازمانیافته مقابله کنند. کشور به نیرویی نیاز داشت که همزمان متشکل، منظم، دارای فرماندهی واحد، روحیه انقلابی و متکی بر ایمان مکتبی باشد. سپاه فقط یک نیروی نظامی نبود که یکشبه و با یک بخشنامه ساخته شود؛ او «مولود انقلاب» بود و قرار بود پاسدارِ انقلاب باشد، نه فقط پاسدار مرزها.
اگر سپاه نبود چه میشد؟
جمله معروف و تاریخی حضرت امام خمینی (ره) که فرمودند: «اگر سپاه نبود، کشور هم نبود»، یک تعارف احساسی نیست، بلکه یک واقعیت محض ژئوپلیتیک و امنیتی است. بر اساس مستندات، اگر به تعبیر امام آن دلسوختگان راستین و جوانان باایمان نبودند، انقلاب نوپا بیحفاظ میماند و سرنوشتی، چون بسیاری از انقلابهای دیگر پیدا میکرد: سقوط در ماههای اول و تبدیل شدن به یک خاطره تلخ.
در غیاب نهادی منسجم، چون سپاه، خلأ قدرت توسط گروههای مسلح و تجزیهطلب پر میشد و غائلههایی نظیر ترکمنصحرا، کردستان، پاوه و خرمشهر، کشور را به سمت ناامنی مطلق و تجزیه قطعی میبرد. سپاه با پیوند زدن ایمان، خلاقیت و مشارکت مردمی با سازماندهی نظامی، نهتنها جلوی این فروپاشی داخلی را گرفت، بلکه تجربه جنگ تحمیلی را به «دانشگاه» و «کارگاه بزرگ» انسانسازی تبدیل کرد؛ تجربهای که پایهگذار پیشرفتهای راهبردی امروز در حوزههای موشکی، پهپادی، دریایی و سایبری شد.
گستره بیبدیل خدمات سپاه
امروز، آن نهاد نوپا که روزی سلاح انفرادی هم نداشت! به درختی تناور تبدیل شده است که سایه اقتدار آن، فراتر از مرزها رفته است. نگاهی به کارنامه عملکرد سپاه در بحرانهای اخیر، نشان میدهد که چگونه یک سازمان عقیدتی-نظامی بارِ سنگینِ یک جنگ ترکیبی تمامعیار را به دوش میکشد. گستره این خدمات عبارتند از:
۱. عملیات و توان آفندی خیرهکننده: اجرای «چندین موج موشکی» و «چندین موج پهپادی» دقیق علیه مواضع دشمن، ارتقای چندمرحلهای سامانهها بلافاصله پس از هر موج حمله، و ایجاد ظرفیت و توان بازدارندگی جدی برای مسدودسازی تنگه هرمز و دفاع در برابر محاصرههای دریایی. برگزاری «چندین مرحله» رزمایش اقتدار در دریا و داخل کشور نیز تکمیلکننده این پازل بوده است.
۲. تأمین امنیت داخلی و مهار اغتشاشات: در جریان اغتشاشات دیماه ۱۴۰۴
سپاه با حضور میدانی، امنیت شهرها را در برابر تحرکات گروهکها تأمین کرد.
همچنین پشتیبانی لجستیکی و امنیتیِ تجمعات شبانه و مراسمهای تشییع بسیاری از شهدا در سراسر کشور و از همه مهمتر تشییع میلیونیِ «رهبر شهیدمان» در شهرهای حساس (قم، مشهد، تهران و کمک به حشد الشعبی در عراق) برگ زرین دیگری از این خدمات است.
۳. جنگ ترکیبی، اطلاعاتی و سایبری: ایجاد دکترین نوین دفاعی و تهاجمی، رصد مستمر و ماهوارهای تحرکات دشمن، مدیریت جنگ نرم و اجرای حملات سایبری فلجکننده به زیرساختهای اطلاعاتی، امنیتی و اقتصادی دشمن.
۴. دیپلماسی امنیتی و شبکه مقاومت: سپاه مرزهای قدرت ایران را از طریق ایجاد و تقویت محورهای جدید مقاومت بینالمللی گسترش داده است. همزمان، با ایجاد ظرفیتهای دیپلماسی امنیتی و نظامی با کشورهای دوست نظیر چین، روسیه و پاکستان، ائتلافسازیهای راهبردیِ مؤثری خلق کرده است از جمله رزمایشهای دریایی مشترک.
۵. حفاظت مرزی و سرزمینی: از تأمین امنیت جزایر استراتژیک جنوب تا مبارزه قاطع با گروهکهای تجزیهطلب در مرزهای شرقی، غربی و شمالی (هم در داخل و هم در خارج از کشور). در این مسیر، حتی از ظرفیت مردمی نظیر «بسیج صیادان جنوب» برای تقویت حفاظت از مرزهای آبی استفاده شده است.
۶. جهاد زیرساختی و فناوری: هرجا که دشمن به زیرساختهای راهبردی حمله کرد، قرارگاه سازندگی خاتمالانبیا (ص) برای بازفرآوری و بازسازی آن وارد میدان شد (مانند بازسازی بخشهای آسیبدیده پالایشگاه ستاره خلیج فارس). سپاه همچنین تأمین نیازهای علمی و فناوری پیشرفته برای صنایع حیاتی کشور را در دستور کار خود قرار داده است.
معماری نوین بازدارندگی؛ با عملیات وعده صادق ۳ و ۴ و نصر ۱ و ۲
اگر در سالهای نخست انقلاب، رسالت سپاه حفظ تمامیت ارضی در مرزهای داخلی بود، امروز این نهاد بر اساس ماده ۵۱ منشور سازمان ملل متحد (دفاع مشروع)، امنیت ایران را به خط قرمزی تبدیل کرده که هرگونه تعرض به آن، پاسخی ویرانگر در خود مرزهای دشمن و هم پیمانان او در پی دارد. تجلی این اقتدار را میتوان در سلسله عملیاتهای اخیر و تقابل مستقیم با محور استکبار مشاهده کرد؛ جایی که سپاه، مفهوم «وحدت میدانها» را با موشک و پهپاد تثبیت کرد.
نگاهی به دادههای عملیاتی جنگهای اخیر، ابعاد حیرتانگیز این قدرتنمایی را روشن میکند:
عملیات وعده صادق ۳ (نبرد ۱۲ روزه): در پاسخ به تعرض رژیم صهیونیستی در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، سپاه طی یک نبرد ۱۲ روزه، با اجرای ۲۲ موج حمله موشکی و ۱۰ مرحله حمله پهپادی، بیش از ۱۵۰ هدف راهبردی را در عمق سرزمینهای اشغالی (از جمله تلآویو، حیفا، روحوف و بتیام) در هم کوبید. شدت این حملات به حدی بود که حتی رسانههای صهیونیستی (نظیر تایمز اسرائیل) به ۲۸ کشته و ۳۲۲۳ زخمی در این نبرد اعتراف کردند.
عملیات وعده صادق ۴ (نبرد بزرگ ۴۰ روزه): پس از حمله مشترک آمریکا و اسرائیل در ۹ اسفند ۱۴۰۴، سپاه یکی از بزرگترین عملیاتهای نظامی تاریخ معاصر را تا ۱۹ فروردین ۱۴۰۵ رقم زد. شلیک بیش از ۵۶۰۰ موشک و پهپاد طی ۳۲ روز نخست و اجرای ۱۰۰ مرحله عملیات، ساختار دفاعی دشمن را فلج کرد. بر اساس گزارش رسانههایی، چون اسپوتنیک، در موجهای اول حمله، ۸۰ درصد از حدود ۶۵۰ موشک بالستیک شلیکشده مستقیماً به اهداف اصابت کردند.
نقض آتشبس و واکنش قاطع؛ عملیاتهای نصر ۱ و ۲
پس از پایان نبرد بزرگ ۴۰ روزه، تفاهمنامهای برای توقف جنگ با محوریت حفظ خطوط مرزی لبنان و امنیت جبهه مقاومت منعقد شد. اما این پایان ماجرا نبود:
عملیات نصر ۱
(پاسخ به بدعهدی اسرائیل): با نقض عهد رژیم صهیونیستی و حمله به لبنان، سپاه عملیات «نصر ۱» را برای تثبیت معادله «ضاحیه - تهران» و حمایت از حزبالله اجرا کرد. در این عملیات، شریانهای حیاتی و پایگاههای نظامی دشمن نظیر مجتمع صنعتی بازان، پایگاههای نواتیم، طبریا، رامات داوید و مرکز پهپادی تلنوف در هم کوبیده شد تا نشان دهد هیچ نقطهای از چشمانداز آفندی سپاه پنهان نیست.
عملیات نصر ۲
(پاسخ به لغو تفاهم توسط آمریکا): هنگامی که آمریکا نیز در ۲۱ تیرماه تفاهمنامه توقف جنگ را رسماً زیر پا گذاشت، سپاه با عملیات «نصر ۲» پاسخی کوبنده داد. طی یک بازه ۱۵ روزه (از ۱۷ تا ۳۱ تیرماه)، با اجرای بیش از ۲۶ موج حمله موشکی و پهپادی، پایگاههای آمریکا (از جمله پایگاه التنف) به جهنم تبدیل شد. بر اساس مستندات دقیق میدانی، این حملات منجر به هلاکت بیش از ۲۰۰ نیروی آمریکایی و انهدام گستره عظیمی از تجهیزات شد؛ از جمله: ۱۱ هواپیمای جنگنده و بالگرد، ۱۷ پهپاد عملیاتی و ۶ پهپاد آکبند، ۴ مجتمع پاتریوت، ۱۷ انبار پشتیبانی، ۱۲ مخزن سوخت و چندین زاغه موشکی و آشیانه MQ-۹. این ضربات، ادعاهای «تلفات صفر» دشمن را به عنوان دروغی محض آشکار ساخت.
تنگه هرمز؛ اهرم پیروزی ایران
قدرت سپاه تنها در شلیک موشک خلاصه نمیشود؛ تسلط بر گلوگاههای اقتصادی جهان، روی دیگر این سکه است. تنگه هرمز با عرض تنها حدود ۳۰ کیلومتر در باریکترین بخش، شاهراه عبور روزانه حدود ۲۱ میلیون بشکه نفت (۳۰ درصد تجارت دریایی و ۲۵ درصد مصرف روزانه جهان) و بیش از ۱۰۰ میلیون تن گاز مایع (LNG) در سال است.
در روز نخست عملیات «وعده صادق ۴»، سپاه با مسدودسازی این تنگه و ممنوعیت تردد نفتکشها، شوک بیسابقهای به اقتصاد غرب وارد کرد. حذف بیش از ۵۰۰ میلیون بشکه نفت از بازار جهانی، قیمت نفت برنت را از ۷۰ دلار به ۱۲۰ دلار رساند (و در معاملات آتی و روی آب تا ۱۴۵ دلار نیز افزایش یافت). این اقدام ثابت کرد که نیروی دریایی سپاه نیازی به درگیری مداوم ندارد؛ بلکه با «رگولاتوری هوشمند» و پرخطر کردن عبور و مرور، میتواند هزینهای مهارگسیخته بر واشنگتن و متحدانش تحمیل کند.
اهمیت این گلوگاه زمانی بیشتر درک میشود که بدانیم روزانه حدود ۱۵۰ کشتی از این تنگه عبور میکنند. اگر ایران مشابه کانال سوئز (با درآمد ۱۰ میلیارد دلاری) یا پاناما (با درآمد ۵ میلیارد دلاری)، برای تأمین امنیت هر کشتی تنها حدود ۲ میلیون دلار عوارض وضع کند، درآمدی بالغ بر ۱۱۰ میلیارد دلار در سال (بیش از چهار برابر بودجه حدوداً ۲۵ میلیارد دلاری کشور) خلق خواهد شد.
این یعنی تبدیل اقتدار نظامی به ثروت و قدرت اقتصادی بلامنازع.
حصارِ امنِ یک ملت
با مرور این مستندات، پرسش «چرا سپاه؟» پاسخی روشنتر از همیشه مییابد. اگر دیروز این نهاد، در کوچهپسکوچههای پرآشوبِ سالهای ابتدایی انقلاب، مانع از فروپاشی و تجزیه ایران شد، امروز با پایهگذاری دکترین «بازدارندگی فعال»، سپر موشکی در برابر تهدیدات جهانی و اهرمی قدرتمند در اقتصاد سیاسی بینالملل است.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تنها یک سازمان نظامی نیست؛ بلکه تلفیقی از ایمان مکتبی، دانش پیشرفته، دیپلماسی میدانی و جهاد سازندگی است. اگر سپاه نبود، نهتنها نهال انقلاب در همان طوفانهای سال ۵۸ ریشهکن میشد، بلکه امروز نیز ایران در برابر هجمه ترکیبی، سایبری، امنیتی و نظامیِ محور استکبار، حریمی بیدفاع بود. اینجاست که تاریخ با صدای بلند، آن جمله تاریخی امام خمینی (ره) را تکرار میکند: «اگر سپاه نبود، کشور هم نبود.»