ورود یمن به این درگیری را باید در سطح یک معادله راهبردی گستردهتر دید، نه صرفاً یک جنگ دوجانبه. انصارالله در سالهای اخیر با تکیه بر توان داخلی، توسعه موشکی و پهپادی و تجربه طولانی جنگ، به یک قدرت منطقهای تبدیل شده و بهویژه با کنترل بابالمندب، برگ برنده مهمی در برابر دشمنان در اختیار دارد. اما در عین حال، فرسایش زیرساختها، محدودیت منابع و فشارهای اقتصادی نشان میدهد که ادامه یک جنگ طولانی بدون پشتیبانی، برای یمن آسان نیست.
از سوی دیگر، نبرد پیشرو را نباید در حد عربستان تنها دید بلکه در عمل با ائتلافی از آمریکا، رژیم صهیونی و عربستان روبهرو هستیم. در چنین شرایطی، انصارالله بهدنبال یکدست سازی یمن با اخراج کشورهای خارجی از یمن جنوبی و افزایش عمق کنترل داخلی نیز هست و حملات اخیر به مواضع وابسته به نیروهای همسو با عربستان در مأرب و حضرموت در همین مسیر قابل فهم است.
در این چارچوب، نقش جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت صرفاً حمایت مقطعی نیست، بلکه شامل پشتیبانی نظامی و فناورانه، حمایت سیاسی و دیپلماتیک و مهمتر از همه هماهنگی راهبردی است، یعنی یمن در این میدان بخشی از یک پازل بزرگتر است و تصمیمگیری درباره ادامه یا توقف درگیری نیز در همین سطح معنا پیدا میکند. این هماهنگی، هم استقلال یمن را حفظ میکند و هم مانع پراکندگی توان محور مقاومت میشود.
پرسمان هفته سال دوم- شماره 56