افغانستان پنج سال پیش ( سال 2021) در چنین روزها شاهد تحولی بزرگ بود. ایامی که پس از 20 سال اشغالگری در نهایت آمریکا شبانه و در وضعیتی خفت بار این کشور را ترک کرد در حالی که این کشور را به طالبانی واگذار کرد که روزی مدعی بود برای نابودی آنها اشغال افغانستان را رقم زده است. اکنون در حالی پنج سال از آن فرار می گذارد که در باب تحولات افغانستان نکاتی چند قابل توجه است.
آمریکا در سال 2001 با ادعای گرفتن انتقام حادثه 11 سپتامبر برجهای دوقلوی سازمان تجارت جهانی اشغال افغانستان را رقم زد که به اذعان هیلاری کیلنتون در کتاب خاطراتش آمریکا القاعده را در افغانستان با محوریت بن لادن ایجاد کرد تا از پیروزی ارتش سرخ شوروی در افغانستان جلوگیری کند. همچنین جرج بوش پسر در حالی با ادعای مقابله با تروریسم اشغال افغانستان را رقم زد که اسناد و مدارک بسیاری حکایت از آن دارد که 11 سپتامبر ساخته دست ساختارهای اطلاعاتی و امنیتی آمریکان همچون سازمان سیا بوده که با مشارکت رژیم صهیونیستی رقم زده شد تا توجه جهان از مسئله فلسطین و آپارتاید صهیونیستی به اسلام ستیزی معطوف گردد.
در سال 2021 بایدن رئیس جمهور آمریکا در حالی شبانه فرمان فرار نیروهای آمریکایی از افغانستان را صادر کرد که این فرار چنان حقارت آمیز بود که آنها حتی فرصت نکردند که تسلیحات و تجهیزات نظامی را با خود خارج سازند. همچنین این خروج سندی اشکار بر شکست 20 سال اشغالگری آمریکا بود که در نهایت نیز نتوانست ساختار مطلوب خود را بر این کشور مستقر و از آن جهت اقدام علیه سایر کشورهای منطقه همچون ایران، روسیه و چین بهره برداری نماید. نکته مهم آنکه این خروج حقارت آمیز با رسواییهایی حقوق بشری نیز همراه بود چنانکه از یک سو آمریکاییها فاجعه انسانی در فرودگاه کابل رقم زدند و در حالی که برای بردن حیوانات خانگی هواپیمای اختصاصی اعزام کردند و سگ آمریکایی روی صندلی هواپیما جای گرفته بود مردم بی دفاع افغانستان که سالها در مقام مترجم و کارمند محلی به آمریکا خدمت کرده بودند روی بال هواپیما و در وضعیت تحقیر آمیز در فرودگاه بودند. گزارشها نشان میدهد حتی آنهایی نیز که موفق به خروج از افغانستان شدند، در اردوگاههای پناهندگان و در انگلیس در هتلهای مخصوص در شرایط غیر انسانی به سرمی برند.
هر چند که نهادهای حقوق بشری ورسانههای غربی در طول این 5 سال با ادعاهای انسان دوستانه نظیر برجسته سازی وضعیت زنان و دختران افغان و نیز فقر و بیماری میلیونها به دنبال توجیه اشغالگریهای آینده و نیز نمایش الگویی سیاه از حکومت اسلامی با برجسته سازی نام طالبان هستند که گزارشهای سازمان ملل نشان میدهد که عامل وضع موجود و بحران زده افغانستان همان کشورهای غربی هستند که از اجرای میلیاردها تعهدات غذایی ، دارویی و انسانی به افغانستان خودداری کردهاند. نکته مهم آنکه رسانههای غربی این روزها در حالی محور پردازشان عملکرد 5 ساله طالبان و نمایش چهرهای سیاه از اسلام است که در نهایت این رسانهها از جمله بی بی سی در تشریح تحولات افغانستان هیچ اشارهای به فرار آمریکا و ناتو پس از 20 سال جنایت و کشتار نمیکنند و چنین گزارش میکنند:« تابستان سال ۲۰۲۱، اعضای طالبان بعد از تصرف شهرهای مختلف وارد پایتخت شدند و به عمر ۲۰ ساله نظام سیاسی مورد حمایت غرب پایان دادند.» آنها در حالی برانند تا آنچه 5 سال پیش در افغانستان روی داده را جنگ داخلی نشان دهند که همزمان به سفید سازی و تطهیر و پاکسازی پرونده 20 سال جنایت و اشغالگری آمریکا و ناتو پرداختهاند تا ضمن نمایش چهره یک ابرقهرمان و ناخی از غرب، از تبدیل شدن مجازات عاملان و آمریکا قتل عام و وضعیت بحرانی تحمیلی به افغانستان جلوگیری نمایند. رفتاری که سالهاست این رسانهها در قبال جنایات رژیم صهیونیستی در نسل کشی فلسطینیها و ملتهای منطقه صورت می دهند. رفتاری که عینا در قتل عام دانش آموزان میبنابی تکرار کردند.
نکته مهم آنکه 20 سال اشغالگری و جنایت غرب در افغانستان و بی تفاوتی مدعیان حقوق بشر و حقوق بینالملل موجب اعتماد به نفس کاذب و استمرار جنایات غرب شد که اشغال افغانستان، استفاده از داعش در سوریه و عراق، جنایات و اشغالگری رژیم صهیونیستی در غزه و لبنان و نیز تجازوگریها و قتل عام های آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنگ 12 روزه و رمضان علیه ایران نمودی از این رفتارهاست. اگر آن زمان سران جنایتکار غرب به جرم جنایت علیه بشریت در افغانستان بازخواست شده بودند امروز جهان شاهد نسل کشی دهها هزار کودک در غزه و شهادت 168 دانش آموز مینابی در توحش صهیونی – آمریکایی نبود. امروز پس از 5 سال از خروج اشغالگران بیش از آنکه کارنامه طالبان اهمیت داشته باشد، این سوال باید پاسخ داده شود که چرا به رغم شواهد و مستندات بسیار، هرگز سران جنایتکار غرب که عامل وضع موجود در افغانستان طی چند دهه اخیر هستند هرگز بازخواست و مجازات نشدند.؟
همسایگان افغانستان از جمله ایران بارها نشان داده اند که امنیت این کشور را امنیت خود دانسته و در این راه از هیچ تلاشی فروگذار نیستند و برخلاف آمریکا به جای سودجویانه به دنبال تعامل سازنده، برابر و برادرانه با افغانستان می باشند.
در این میان فرار خفت بار آمریکا از افغانستان درسهای بیشماری با خود داشته است. از یک سو این فرار و رها سازی اشرف غنی حاکم غرب گرای افغانستان که هر خدمتی برای آمریکا انجام داد، اثبات کرد که آمریکا هرگز متحد و شریکی قابل اعتماد نمی باشد. این خیانت میتواند بار دیگر در قبال هر کدام از کشورهای عربی که دل بسته حمایت آمریکا می باشند تکرار شوند چنانکه در طول جنگ رمضان آمریکا امنیت و منافع کشورهای عربی حوزه جنوبی خلیج فارس و اردن را قربانی اول اسرائیل کرد. از سوی دیگر این فرار حقارت آمیز، بار دیگر نشان داده امنیت سازی با بیگانگان هرگز محقق نمی شود و امنیت صرفا نیازمند بومی سازی با تکیه بر استقلال واقعی کشورهای منطقه است. نکته مهم آنکه سران طالبان نیز در کنار توجه به مطالبات به حق مردم در حوزههای اجتماعی و اقتصادی و نیز رویکرد به تشکیل دولت وحدت ملی، جا دارد تا از بازی دوگانه و ابهام برانگیز میان غرب و کشورهای منطقه خودداری کرده و در مسیر صحیح همگرایی واقعی با همسایگان جهت رسیدن به امنیت پایدار و حل مشکلات این کشور و منطقه اقدام نمایند. همسایگان افغانستان از جمله ایران بارها نشان داده اند که امنیت این کشور را امنیت خود دانسته و در این راه از هیچ تلاشی فروگذار نیستند و برخلاف آمریکا به جای سودجویانه به دنبال تعامل سازنده، برابر و برادرانه با افغانستان می باشند. امروز نیاز منطقه همگرایی در برابر ترفندهای جدید سلطهگران آمریکایی – صهیونی است که با بومی سازی امنیت و حل مشکلات در تعاملات همسایگی محقق خواهد شد.