«حمید حاج اسماعیلی» کارشناس و تحلیلگر بازار کار در گفتوگو با «صبح صادق» درباره موضوع ضرورت بسترسازی سازمان تأمین اجتماعی برای ایجاد اطمینان در بیمهگذاران با عمل به وعدههای خود و اهداف تعریف شده این سازمان به نکاتی اشاره کرد و گفت: «روشهای اجرا شده طی یک سال گذشته در سازمان تأمین اجتماعی متأسفانه موجب تحمیل آسیبهای جدی به این سازمان شده است و عملکرد سازمان تأمین اجتماعی به دلیل مشکلاتی که با آن مواجه است (عمدتاً نیز ناشی از کمبود منابع مالی است) موجب بدبینی بیمهگذاران و بازنشستگان و مستمری بگیران به این سازمان شده است.»
وی در این باره توضیح بیشتری داد و گفت: «بخش زیادی از مشکلات تأمین اجتماعی را که امروز شاهد آن هستیم، باید به سوء مدیریت دهههای گذشته، بخشی به تورم پیش از جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی و قسمتی را به وضعیت جنگی کشور نسبت داد؛ بنابراین عوامل متعددی موجب ایجاد مشکلات تأمین اجتماعی به خصوص در حوزه تأمین منابع اعتباری شده است.»
این کارشناس بازار کار معتقد است: «با اینکه بخشی از چالشهای کنونی تأمین اجتماعی را میتوان به مصائب جنگ نسبت داد، اما بنده و بسیاری از کارشناسان امر طی سالهای گذشته بارها بر این نکته تأکید داشتیم و متذکر شدیم که سازمان تأمین اجتماعی دچار مشکلات ساختاری و مدیریت فنی است؛ بنابراین عامل اصلی مواجه شدن سازمان تأمین اجتماعی با بحرانی که درگیر و مبتلا به آن شده است، مدیریت فنی موجود طی سالهای گذشته است.»
حمید حاج اسماعیلی تصریح کرد: «با توجه به این نکته که انتخاب مدیران سازمان تأمین اجتماعی عموماً از طریق روندها و شیوههای سیاسی صورت میگیرد. بنابراین، بیش از اینکه به منافع بیمهشدگان و مدیریت صحیح سازمان تأمین اجتماعی بر اساس رویکردهای فنی توجه شود، معمولاً مدیران این سازمان وارد بازیهای سیاسی میشوند و سعی میکنند شرایطی را که به نفع همپیمانان سیاسی خودشان است و نه منافع عموم بیمهشدگان تأمین کنند. بنابراین، این نوع مدیریت منجر به بروز مشکلات جدی در سازمان تأمین اجتماعی شده است.»
این تحلیلگر بازار کار و کارگری تأکید کرد: «مشکلات کنونی سازمان تأمین اجتماعی به صورت واضحتر از قبل کم و بیش از یک دهه پیش خود را نشان داد؛ اما در آغاز شروع به کار دولت چهاردهم که مشکلات افزایش یافت و بخش قابل توجه این مشکلات درقالب افزایش تورم و سپس جنگ نظامی صورت گرفت، چالشهای سازمان تأمین اجتماعی بیش از پیش بروز کرد.»
حمید حاج اسماعیلی معتقد است: «متأسفانه در حال حاضر همچنان سیاستهای سازمان تأمین اجتماعی در حوزه اجتماعی کاملاً علیه بیمهشدگان و برخلاف منافع ملی انجام میشود، یعنی مدیرانی که باید در خدمت بیمهپردازان باشند، متأسفانه روند خدماتدهی سازمان تأمین اجتماعی را به شدت محدود و کند کردهاند و آنچه انجام میدهند دقیقاً علیه منافع بیمهشدگان است.» وی در این باره توضیح بیشتری داد و گفت: «وقتی روند بازنشستگی کند شود روند خدمات سازمان تأمین اجتماعی در حوزههای رفاهی، درمانی و بیمه بیکاری یا ناقص میشود یا با تأخیر انجام میشود و موانع آن مانع خدماترسانی به بیمهشدگان و بیمهپردازان و سایر مشمولان میشود؛ بیتردید تداوم این روند اعتبار سازمان تأمین اجتماعی را دچار لطمه میکند.»
این کارشناس و تحلیلگر بازار کار بیان داشت: «مسئله انتشار لایحه اصلاحی سازمان تأمین اجتماعی که محتوای موضوعات متعدد بود که هم اصلاحات پارامتریک و هم اصلاحات ساختاری را در آن تشدید میکرد، متأسفانه موجب یأس و ناامیدی بسیاری از بیمهشدگان شده است. بدین معنا که مدیران این سازمان، بدون تفاهم با جامعه کارگری و بیمهشدگان، هم سن بازنشستگی و هم سابقه بیمهپردازی را افزایش دادند؛ ضمن اینکه آییننامههای مشاغل سخت و زیان آور را نیز دچار تغییراتی کردند، به نحوی که طی ده ماه گذشته کمیتههای مشاغل سخت و زیانآور خدماتی به بیمه شدگان ارائه ندادهاند و روند بازنشستگی عادی را کند کردهاند.»
وی در این باره تصریح کرد: «در پیشنهادهایی که در قالب لایحه منتشر شده است، بدون نظر جامعه کارگری و رعایت منافع کارگران بیمه را مبتنی بر بیمه پایه تعریف کردهاند؛ روندی که موجب میشود افرادی که به سازمان تأمین اجتماعی و به بیمهپردازی به عنوان سرمایهگذاری نگاه میکردند و گمان داشتند با بیمهپردازی و سرمایهگذاری در سازمان تأمین اجتماعی میتوانند آینده خود را که دوران پیری و سختی است با این روش تضمین و تأمین کنند، امروز دچار تردیدهای جدی شدهاند، موضوعی که طبیعتاً روی تعداد بیمهپردازان تأثیرات منفی خواهد داشت.»
حمید حاج اسماعیلی تأکید داشت: «طبیعتاً بیمهپردازان وقتی بین ۳۰ تا ۳۵ سال بیمه پرداخت میکنند، توقع و انتظار بجایی دارند که در دوران بازنشستگی و میانسالی و کهنسالی خودشان از حقوق کافی برای تأمین نیازهایشان اعم از معیشت و درمان برخوردار باشند؛ اما امروز شاهد تحقق این موضوع نیستند؛ بنابراین طبیعی است که مردم انگیزه و علاقه خود را برای بیمهپردازی از دست میدهند.»
وی در ادامه بحث خاطر نشان کرد: «بیانگیزگی مردم برای بیمهپردازی با توجه به اشکالاتی که در مدیریت این سازمان وجود دارد، سبب میشود که سازمان تأمین اجتماعی که بیش از نیمی از جمعیت کشور را پوشش میدهد بعد از این دچار چالشهای جدیتری شود؛ هر چند متأسفانه این چالشها در حال حاضر وجود دارد به نحوی که این سازمان برای تأمین منابع اعتباری ماهانه خود تا نزدیک چهل همت دچار کسری شده است.»
حمید حاج اسماعیلی معتقد است: «کسری بودجه سازمان تأمین اجتماعی ناشی از رویکردهای اشتباهی است که سازمان تأمین اجتماعی طی سالهای گذشته در بیتوجهی به بیمهشدگان، بیتوجهی به علوم فنی و بیمهای که در سازمان باید پیاده شود و در عدم مدیریت متمرکز و چابکی که سازمان تأمین اجتماعی به آن نیاز داشته تا بتواند سرمایهگذاری بهینهای داشته باشد و از سرمایهگذاری و منافع بیمهشدگان به درستی استفاده کند، صورت گرفته است.»
وی تأکید کرد: «مدیریت غلط و ناکارآمدی مدیریت دراین سازمان به عدم بهرهوری این سازمان منجر شده و نتوانسته سرمایههای این سازمان را ارتقا دهد؛ در عین حال مانع توسعه سازمان تأمین اجتماعی بر اساس یک روند منطقی شده است. بنابراین، تا زمانی که رویکردهای اشتباه تغییر نکند؛ یعنی در سیاستگذاری و اجرا در سازمان تأمین اجتماعی انقلابی صورت نگیرد، بیتردید بعد از این شاهد انگیزه نداشتن بیمهپردازان و افزایش مشکلات سازمان تأمین اجتماعی خواهیم بود.»