شادی یکی از اصول زندگی است و اصول زندگی زیرساخت زیستن و زندگی؛ که اگر بر مبنای اصول و زیرساختهای محکمی استوار نباشد، فروخواهد پاشید.
موضوع شادی و شاد زیستن شاید یکی از بدیهیترین امور زندگی باشد، اما در عین این بداهت، به سختی پیچیده است و نکات متنوع و متعددی درباره چیستی و چگونگی این حالت انسانی از دیرباز و تا کنون در قلمرو فکر و اندیشه و عمل وجود داشته است. در عین حال، موضوع شادی کردن و شاد بودن در دین و برنامههای الهی زندگی بشر نیز جایگاه ویژهای دارد؛ طوری که فرامین متعدد و متنوعی در دین مبین اسلام در این حوزه و حیطه تعریف شده است و احادیث فراوانی در باب شادی کردن و ارزش و اهمیت و ثواب و اجر معنوی آن وجود دارد.
آنچه از آن به «ادخال السرور فی قلوب المومنین» در تعابیر و مضامین دینی یاد میشود، در واقع همین شادی است و نیز شاد کردن دیگران که در احادیث متنوعی از حضرات معصومین (ع) اجر و پاداش شاد کردن مؤمنان کاری بسیار زیاد و از شمارش بیرون است؛ طوری که معصوم (ع) برترین و والاترین کار نزد خداوند را شاد کردن دل برادران و خواهران دینی میداند و آن را از افضل اعمال میشمارد.
همه اینها به علاوه موارد متعددی از باورها، سنتها و رفتارهای آیینی و قومی در حوزه شادی وجود دارد؛ به نحوی که شادی به مثابه یک مقوله فکری، دینی و به مثابه یک روحیه و احساس بشری همیشه مطمح نظر اهالی فکر و خرد انسانشناسی بوده است.
نکته و نقطه دیگری که در این موضوع، یعنی شادی و شاد زیستن وجود دارد، بحث نقشی است که این موضوع در حوزه تربیت انسانی و به ویژه قوام و پایداری کانون خانواده ایفا میکند؛ به نحوی که هم آمارهای متنوع و گوناگون و هم مشاهدات و تجربیات همه افراد بشر نشان میدهد خانوادههایی پایدارتر، ماندگارتر و متشکلترند که شادترند و به تبع، جوامعی که از خانوادههای شادتر و انسانهای بانشاطتر تشکیل شدهاند، از قوام و استحکام بیشتری برخوردارند و پویایی و مانایی بیشتری را تجربه میکنند تا انسانها و خانوادهها و جوامعی که یأس و ناامیدی در آنها به غباری تبدیل شده که فضای تنفسی افراد را دچار مشکل کرده و آنها را از هستی و زیستن به شکل پایدار و حقیقی کلمه ساقط کرده است.
در مسئله شادی کردن و شاد زیستن شاخصهها و مؤلفههای متعددی دخیل هستند که میتوان آنها را در حوزههای گستردهای همچون دین، اخلاق اجتماعی، رفتار فردی و جمعی و تربیت و فرهنگ عمومی بررسی کرد.
یکی از موضوعات جدی و اساسی و مبنایی مسئله شادی که بیشتر به حوزه فکر و اندیشه و مباحث تئوریک مربوط میشود، بحث شناخت رهیافتها و راهکارهای عملی شادی کردن است. به عبارت دیگر، اینکه پس از قبول این بحث که شادی جزء امور مبنایی و اصالتهای زندگی بشری است، به این بیندیشیم که همین مقوله هستیشناسانه چگونه و بر اساس کدام راهکارها و رهیافتها قابل اجراست.
یکی از مباحث اصلی در این حوزه که شاید بتوان آن را به منزله یکی از زمینههای مهم کشف رهیافتها و راهکارهای استاندارد و قابل اطمینان شادی پی گرفت، دقت و تأمل در متون و فرامین دینی است و دنبال کردن این سؤال که اساساً پیشنهاد و نقش دین در مقوله شادی چیست و چه برنامههایی را میتوان از آن توقع داشت و در آن جستوجو کرد.
البته در همین جا باید به بسترها و دلایل دیگر پدیدار شدن این موقعیت اشاره کرد و از آن جمله به نقش رسانهها و نیز مدیران و سیاستگذاران اجتماعی و رهبران فکری جامعه توجه کرد.
مسلم است که مقوله شادی، ریشهای فطری و سبقهای دینی دارد و این از بدیهیات است که شاد زیستن و تخلیه روانی انسان در بستر شادی فردی و اجتماعی یکی از نیازهای اولیه و برجسته و اصیل اوست و بیتردید بسترسازی و فراهم کردن موقعیتهای فکری و مابازای بیرونی چنین امری از وظایف اصلی عالمان دین و آگاهان حوزه اخلاق و جامعهشناسی دینی است.
بیتردید، یافتن راهکارهای مقوله شادی اجتماعی جز از راه مبانی و اصول دینی خاصه در این جامعه دینمدار امکانپذیر نیست و بر عالمان و آگاهان این عرصه است که بیش از پیش نسبت به ابعاد نظری و عملی این مقوله توجه و عنایت نشان دهند.