بین الملل >>  بین الملل >> نبض بین الملل
تاریخ انتشار : ۰۴ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۴  ، 
کد خبر : ۳۹۵۲۷۳
بصیرت بررسی می‌کند

نابودی ایران با سلاح اقتصاد از ادعا تا واقعیت

رویکرد آمریکا به جنگ اقتصادی هر چند که برگرفته از ضعف میدانی و دیپلماتیک آن است که مواضع مطرح شده از سوی برخی دولتمردان در باب اثرگذاری محاصره بر فروش نفت و ارز و نیز اصرارشان بر افزایش قیمت‌ها همچون تغییر در وضعیت بنزین این توهم را در طرف آمریکایی ایجاد کرده است که با فشار اقتصادی می تواند سیاست قدیمی فشار داخلی، شکست وحدت ملی و در نهایت تضعیف و تسلیم سازی ایران را محقق سازد.
صبح صادق آنلاین / علی تتماج

پس از گذشت شش ماه از جنگ افروزی نظامی و جنایات بیشمار سران آمریکا از ورود به فاز جدید جنگ علیه ایران خبر داده‌اند، جنانکه دونالد ترامپ در تازه‌ترین پیام خود، از آغاز آنچه «کوبنده‌ترین عملیات اقتصادی که تاکنون علیه هر کشوری انجام شده» خوانده، خبر داده و نوشته است: «این، جنگ اقتصادی و انزوا در مقیاسی بی‌سابقه خواهد بود.» او تهدید کرده هر کشوری که به مؤسسات مالی، کسب‌وکارها، فرودگاه‌ها یا نهادهای دولتی خود اجازه دهد «هر نوع راه نجاتی» برای ایران فراهم کنند، با «پیامدهای اقتصادی عظیم» روبه‌رو خواهد شد. 

نابودی ایران با سلاح اقتصاد از ادعا تا واقعیت

ترامپ همچنین فروش نفت، خطوط سوآپ، انتقال پول نقد، صرافی‌ها، ثبت کشتی‌ها و شرکت‌های پوششی را هدف قرار داده و در پایان گفته است: «این یک D-Day اقتصادی خواهد بود.»ادبیات نظامی D-Day به روز آغاز یک عملیات بزرگ و تعیین‌کننده گفته می‌شود و برای افکار عمومی بیش از هر چیز یادآور ۶ ژوئن ۱۹۴۴، روز آغاز عملیات نرماندی و تهاجم گسترده متفقین در اروپا است. بنابراین، وقتی ترامپ از «Economic D-Day» سخن می‌گوید، می‌خواهد آغاز یک حمله اقتصادی تمام‌عیار علیه ایران را تداعی کند؛ حمله‌ای که قرار است به جای موشک و بمب، از تحریم، نفت، بانک، کشتیرانی و فشار بر شبکه‌های مالی استفاده کند. ترامپ در حالی به دنبال نمایش قدرت اقتصادی آمریکا با زنده کردن برخی رویدادهای تاریخی است که همزمان ونس معاون رئیس جمهوری آمریکا و رئیس تیم مذاکره کننده این کشور با تهران در پی اعلان جنگ اقتصادی  ادعا کرد: اکنون به‌نوعی وارد مرحله جدیدی شده‌ایم که موثرترین ابزاری که در اختیار داریم، فشار اقتصادی است.ونس مدعی شد: «ما به اعمال این فشار ادامه خواهیم داد، چون معتقدیم این بهترین راه برای دستیابی نهایی به هدف نهایی است. اسکات بسنت، وزیر خزانه داری آمریکا، در اظهاراتی جدید مدعی شد که واشینگتن سخت‌ترین تحریم‌های تاریخ را علیه جمهوری اسلامی ایران اعمال خواهد کرد تا به سیاست‌های خود پاسخ دهد. قابل توجه آنکه همزمان نیز دولت بریتانیا در ادامه سیاست‌های تقابلی خود، با انتشار اطلاعیه‌ای، هفت شخص و نهاد جدید ایرانی را به فهرست تحریم‌های خود اضافه کرد اقدامی که نشان می دهد سران انگلیس همچون کودتای 28 مرداد 1332 در کنار آمریکایی‌ها برای نابودی ایران اقدام می کنند. مجموع این تحرکات در حالی صورت می‌گیرد که در باب آن چند نکته قابل توجه است. نخست آنکه رویکرد آمریکا به جنگ اقتصادی در حالی که پیش از این از قدرت نظامی برای نابودی کامل و محو ایران سخن می گفت و سپس دیپلماسی را راه تسلیم آن معرفی می کرد نشانگر شکست آمریکا در میدان و دیپلماسی است که بخش مهمی از آن ریشه در میدن داری مردم در خیابان دارد.

دوم آنکه تروریسم اقتصادی آمریکا در حالی دوباره فعال شده است که کارنامه رفتاری آمریکا در طول چند دهه حکایت از مجموعه‌های گسترده ای از تحریم و فشار اقتصادی است که همواره با شکست مواجه شده است. چنانکه عراقچی وزیر امور خارجه نیز تاکید کرده است ۱۴سال پیش: «فلج‌کننده‌ترین تحریم‌های تاریخ.» شکست خورد.۸ سال پیش: «فشار حداکثری.» شکست خورد.۵ماه پیش: «تسلیم بی‌قیدوشرط.» شکست خورد. امروز: «کمرشکن‌ترین عملیات اقتصادی تاریخ.» این هم محکوم به شکست است.این فیلم را قبلاً دیده‌ایم؛ همان داستان همیشگی، فقط با قلدرهای متفاوت. بر این اساس می توان گفت که اقدام آمریکا به جنگ اقتصادی بیش از هر چیز برگرفته از ناامیدی آمریکا از رسیدن به اهداف ضد ایرانی است.

سوم آنکه رویکرد آمریکا به جنگ اقتصادی هر چند که برگرفته از ضعف میدانی و دیپلماتیک آن است که  مواضع مطرح شده از سوی برخی دولتمردان در باب اثرگذاری محاصره بر فروش نفت و ارز و نیز اصرارشان بر افزایش قیمت‌ها همچون تغییر در وضعیت بنزین این توهم را در طرف آمریکایی ایجاد کرده است که با فشار اقتصادی می تواند سیاست قدیمی فشار داخلی، شکست محدت ملی و در نهایت تضعیف و تسلیم سازی ایران را محقق سازد. رویکرد رسانه‌های غربی مبنی بر تحریک و دامن زدن به گسل‌های اجتماعی و اقتصادی برای شکستن تاب آوری مردم و زمینه سازی برای انفجار اجتماعی که ایران را درگیری چالشهای امنیتی و اجتماعی داخلی می‌کند حلقه مکل این رویکرد است. نکته قابل توجه در این عرصه آن است که از یک سو همچون دوران برجام چنان عنوان می شود که حل مشکلات کشور در قالب اجرای توافق با آمریکا است و از سوی دیگر نیز در سخنانی تامل برانگیز همتی رئیس بانک مرکزی رسما عنوان می کند که تفاهم نامه اسلام آباد حتی یک دلار به ایران نیاورده است. این سخنان شباهت زیادی به سخنان سیف رئیس سابق بانک مرکزی دارد که در سال 2016 در زمان سفر به آمریکا عنوان می کند که دستاوردبرجام برای ایران هیچ بوده است.  در چنین شرایطی می‌تون گفت که برجسته سازی مشکلات اقتصادی کشور هر چند که با هدف آگاهی بخشی و کسب مشارکت مردم در رفع مشکلات است اما در عمل می رود تا توهم اثر بخشی محاصره و تحریم را به آمریکا القا سازد که پیامدهای منفی بسیاری به همراه خواهد داشت.

جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران رویکردی نه از روی قدرت بلکه به دلیل زنجیره شکست‌هایی است که تاکنون متحمل شده است. در این شرایط رویکرد صحیح به اقتصاد جنگی به جای ایجاد شوک‌های اقتصادی همچون تغییر بنزین، حفظ سغره مردم و بهره گیری از تاب آوری اجتماعی به جای ایجاد فشار اقتصادی بر جامعه مولفه‌هایی است که نیواند شکست آمریکا در جنگ اقتصادی را به همراه داشته باشد. 

چهارم آنکه اصرار ترامپ برای نمایش پیروزی در جنگ اقتصادی در حالی صورت می گیرد که شواهد امر از درون آمریکا بیانگر حقیقتی انکار ناپذیر است و آن وضعیت نامطلوب اقتصادی ناشی از جنگ رمضان است. هزینه‌های این مسیر برای آمریکا نیز قابل چشم‌پوشی نیست. بدهی ملی آمریکا اکنون از ۴۰ تریلیون دلار عبور کرده و هزینه بهره بدهی به یکی از سنگین‌ترین اقلام بودجه فدرال تبدیل شده است. بازار انرژی آمریکا تحت فشار قرار گرفته است. قیمت گازوئیل به حدود ۵.۴۷ دلار در هر گالن رسیده؛ سطحی که به رکورد تاریخی نزدیک است. فایننشال‌تایمز گزارش داده افزایش قیمت گازوئیل هزینه حمل‌ونقل، کشاورزی و تولید را بالا برده و فشار تورمی را به کل اقتصاد منتقل می‌کند. در همین حال تحریم‌های ادعایی آمریکا علیه کشورهایی که با ایران همکاری کنند نیز می باشد و این یعنی آنکه عملا آمریکا در اقتصاد جهانی با چالشهای خودساخته مواجه خواهد شد بویژه آنکه جهان دیگر حاضر به بازی در زمین آمریکا نمی باشد. در این شرایط می توان که جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران رویکردی نه از روی قدرت بلکه به دلیل زنجیره شکست‌هایی است که تاکنون متحمل شده است. در این شرایط رویکرد صحیح به اقتصاد جنگی به جای ایجاد شوک‌های اقتصادی همچون تغییر بنزین، حفظ سغره مردم و بهره گیری از تاب آوری اجتماعی به جای ایجاد فشار اقتصادی بر جامعه مولفه‌هایی است که نیواند شکست آمریکا در جنگ اقتصادی را به همراه داشته باشد

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات