ایران با قرار دادن تنگۀ هرمز در کانون دکترین جدید خود، در پی تغییر معادلۀ امنیتی غرب آسیا و پایان دادن به نظم تحمیلی قدرتهای فرامنطقهای است. آمریکاییها از چند هفتۀ گذشته تبلیغات سنگینی را آغاز کردهاند مبنی بر آنکه تنگۀ هرمز، باز و تحت کنترل آنهاست. زد و خوردهای ۲۴ ساعت گذشته بین نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران از یک سو و ارتش تروریستی ایالات متحده از سوی دیگر، نهتنها نشان داد که این تنگه هنوز و پس از ۶ ماه از آغاز جنگ، تحت کنترل و مدیریت ایران است، ادعای عادی شدن عبور و ترددهای حامل انرژی در آن هم یک دروغ بزرگ است. گویا رقابتهای انتخاباتی درون ایالات متحده چنان بر سردمداران امروز کاخ سفید فشار آورده که میخواهند شکست خود در میدان را با دوپینگ تبلیغاتی در افکار عمومی و رسانه جبران کنند. با همۀ اینها، اما میدان چیزی خلاف ادعای امریکاییها را اثبات میکند. هرمز همچنان بسته و تحت کنترل ایران است. امریکاییها باید آرامآرام تمرین کنند که هرمز هرگز دیگر به دوران پیش از جنگ باز نخواهد گشت.
اهمیت هرمز برای ایران فقط یک راهگذر دریایی نیست که بخش مهم و زیادی از انرژی دنیا از آن میگذرد. ایران حالا مصمم است که معادلۀ امنیتی جدید منطقهای خود را شکل دهد. تنگۀ هرمز نقطۀ کانونی و اصلی این معادله خواهد بود. تجاوز نظامی اخیر ائتلاف اسرائیلی ـ امریکایی دیگر جای هیچ خویشتنداری برای ایران باقی نگذاشته است. حالا دیگر برای همه به اثبات رسیده که با این ائتلاف متجاوز، جز با زبان زور و قدرت، با زبان دیگری نمیشود تعامل کرد. از همین منظر هم ایران، بعد از قریب نیمقرن بعد از انقلاب اسلامی، بالاخره تصمیم نهایی را گرفت: امنیت در منطقه یا برای همه یا هیچکس، ولو آنهایی که جغرافیایشان در غرب آسیا نیست.
در دکترین جدید ایران، تنگۀ هرمز قرار است دال مرکزی یک نظم امنیتی به سود ایران و محور مقاومت باشد. دیگر قرار نیست که متجاوزین فرامنطقهای هر وقت اراده کردند، برای ساکنان غرب آسیا ایجاد هزینه و دردسر کنند. برحسب معادلات جدید، حالا همه باید هزینۀ این جنگافروزیها را بپردازند. نهتنها تمامیت ارضی ایران، بلکه همۀ منافع تهران و محور مقاومت زیر این معادلۀ جدید قرار میگیرد. تضمین این معادلۀ جدید هم فقط تعهد طرف امریکایی و غربی نخواهد بود. تضمین در دستان خود ایرانیهاست: ترتیبات ایرانی برای هرمز! آن کسی که ترتیبات هرمز را در اختیار و کنترل داشته باشد، نظم امنیتی و سیاسی غرب آسیا را هم متأثر خود کرده است و این دقیقاً همان چیزی است که ایالات متحده امریکا را به درد آورده است. نزاع ایران و امریکا با محوریت هرمز، نزاع بر سر ترتیبات نظم منطقهای فردایِ غرب آسیاست.
این وضعیت آنجایی اهمیت مضاعف پیدا میکند که در نظر داشته باشیم در یک قرن اخیر، این برای اولین مرتبه است که یک قدرت منطقهای از خود منطقه در حال برقراری نظم جدید در منطقۀ خلیج فارس و غرب آسیاست. سابقۀ نظمهای این منطقه در ۴ دهۀ اخیر مربوط به ایالات متحده است و پیش از آن هم تا یک قرن قبل، محل تاختوتاز امپراطوری بریتانیای کبیر بود. میدان تاختوتاز استعمار قدیم و جدید، حالا محل عرضاندام و قدرتنمایی تهران شده است. کشور مستقل و باارادۀ غرب آسیا که قدرتش را نه از اتکا به قدرت نظامی یا دیگر قدرتهای بیگانه و فرامنطقهای، بلکه با اتکا به عقبۀ اجتماعی و مردمی خود و سایر آزادیخواهان منطقه به دست آورده است.
ایران و آزادیخواهان محور مقاومت این فرصت را برای سیادت و اعمال یک نظمِ بومیِ برآمده از منطقه از دست نخواهند داد و اجازه نمیدهند به مانند یک قرن قبل، کارمندان دستگاههای استعماری، نظم این منطقه را تعیین کنند. این بار نظم منطقه با دست باکفایت ساکنان همین منطقه رقم خواهد خورد و کشمکش بر هرمز مصداق روشن این گزاره است. امریکاییها باید تمرین کنند که هرمز هرگز دیگر به دوران پیش از جنگ باز نخواهد گشت.