بشیر اسماعیلی کارشناس و تحلیلگر سیاست خارجی و مسائل بینالملل در گفتوگو با پایگاه خبری تحلیلی «صبح صادق آنلاین» در خصوص ادعای ارتش رژیم صهیونیستی درخصوص تسلط بر ارتفاعات راهبردی علی الطاهر و اقدامات مورد نظر جمهوری اسلامی ایران در برابر رژیم غاصب گفت: ادعای ارتش اسرائیل درباره کنترل عملیاتی بر ارتفاعات راهبردی علیالطاهر در جنوب لبنان، در نگاه نخست یک دستاورد نظامی بهنظر میرسد، اما بررسی ابعاد این رویداد نشان میدهد که بیش از یک پیروزی میدانی، یک بازی روانی-انتخاباتی با اهداف چندلایه است.
وی در این باره خاطر نشان کرد: تپه علیالطاهر در فاصله حدود ۱۵ کیلومتری مرز فلسطین اشغالی واقع شده و با ارتفاع حدود ۶۰۰ متر، بر مساحت گستردهای از جنوبشرق لبنان اشراف دارد و حلقه اتصال مناطق مرزی به منطقه کوهستانی اِقلیم التفاح در شمال محسوب میشود که پایگاه لجستیکی کلیدی حزبالله است.
عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی تصریح نمود: نخستین نکتهای که در این خصوص باید مورد توجه قرار گیرد، فاصله معنادار بین ادعای رژیم اسرائیل و واقعیت میدانی است. نماینده حزبالله در پارلمان لبنان، ایهاب حماده، با طرح این پرسش اساسی که «چگونه دشمن میتواند ادعای کنترل علیالطاهر را داشته باشد در حالیکه همچنان به بمباران آن ادامه میدهد؟» بر ابهامات جدی موجود تأکید کرده است. ارتش رژیم اسرائیل تاکنون هیچ تصویری دال بر تصرف این منطقه یا کشته شدن شمار زیادی از نیروهای مقاومت منتشر نکرده است.
وی در این باره توضیح بیشتری داد و گفت: منابع نظامی لبنانی نیز بر این نکته تأکید دارند که حتی در صورت سقوط این ارتفاعات، از نظر نظامی فاجعه نیست و پایان راه نیز نیست، به ویژه آنکه مقاومت در علیالطاهر ایستادگی حماسی از خود نشان داده است. به گزارش برخی منابع، شبکهای از تأسیسات بههمپیوسته در زیر این منطقه وجود دارد که کنترل کامل بر آنها بسیار دشوار است.
بشیر اسماعیلی تاکید کرد: با این مقدمه، واکنش جبهه مقاومت به این ادعا باید در سه محور طراحی شود، ممکن است
۱. مدیریت روایت و افشاگری تبلیغاتی؛ نخستین و فوریترین اقدام، شکستن فضای پیروزینمایی رسانهای رژیم اسرائیل است. همانطور که تحلیلگران تأکید کردهاند، هیاهوی تبلیغاتی گسترده نتانیاهو درباره کنترل عملیاتی بر بخشی از تونلهای علیالطاهر، هدفی مشخص دارد: تأثیرگذاری در فضای انتخاباتی رژیم صهیونیستی. جامعه اسرائیل همچنان به ادعای تضعیف مقاومت ایمان کامل ندارد و نتانیاهو به شدت در پی دستاوردسازی برای انتخابات پیشروی اکتبر است.
وی در این باره افزود: جبهه مقاومت باید با انتشار اطلاعات دقیق میدانی، انتشار تصاویر و مستندات، و استفاده از شبکههای خبری بینالمللی، این روایت را به چالش بکشد. تأکید بر این نکته که ارتش اسرائیل ماههاست برای تصرف یک تپه با استفاده گسترده از سلاحها و نیروها تلاش میکند، خود نشاندهنده چالش جدی در سیستم نظامی صهیونیستها و خدشه بر اصل «حمله برقآسا» است.
بشیر اسماعیلی در خصوص محور دوم این موضوع معتقد است: تاکتیک جنگ نامتقارن و تثبیت ناپذیری دومین محور واکنش، بهرهگیری از ظرفیتهای جنگ نامتقارن برای دشوارسازی تثبیت موقعیت اسرائیل در منطقه است. سه عامل کلیدی در این زمینه به کار میآید: «تنوع جبهههای تهاجمی علیه رژیم»، «اختلاف رویکرد نظامیان و سیاسیون صهیونیست» و «مشکلات تثبیت موقعیت در فصل زمستان». این عوامل امکان تثبیت موقعیت نظامیان اسرائیلی در منطقه نبطیه را بسیار دشوار میسازد.
کارشناس و تحلیلگر سیاست خارجی معتقد است: در سطح عملیاتی، مقاومت میتواند با استفاده از شبکه تونلهای زیرزمینی و نیروهای پراکنده در ارتفاعات اطراف (از جمله جبل الریحان، الدبشه و الطهره که همچنان خارج از کنترل اسرائیل هستند)، فشار مستمری بر نیروهای اشغالگر وارد آورد. منابع نزدیک به حزبالله تأکید کردهاند که نیروهای این جنبش همچنان از بخش شمالی کوهستان امکان دسترسی به مواضع خود را دارند.
وی درخصوص محور سوم نیز گفت:. مهار بحران داخلی و مدیریت ائتلاف؛ سومین محور، مدیریت همزمان بحران داخلی و خارجی است. همراهی دولت غربگرای لبنان با دشمنان مقاومت در اوج فشار و تهاجمات سخت، تابآوری حزبالله را به صورت طبیعی دچار چالش کرده است. مقاومت لبنان به اجبار در کنار مهار بحران بیرونی، در صدد مدیریت بحران داخلی نیز است.
بشیر اسماعیلی خاطر نشان کرد: در این راستا، جبهه مقاومت باید با تقویت جایگاه خود در ساختار سیاسی لبنان و افزایش فشار بر دولت برای اتخاذ موضعی روشنتر در قبال تجاوزات اسرائیل، از انزوای سیاسی جلوگیری کند. اسرائیل دقیقاً با همین هدف - ایجاد فاصله میان حزبالله و دولت لبنان - اقدام به آزادی چند زندانی لبنانی در کنار تشدید حملات کرده است.
وی در پایان گفتوگو افزود: جمعبندی اینکه واکنش جبهه مقاومت به ادعای تصرف علیالطاهر باید ترکیبی از واقعگرایی میدانی، مدیریت هوشمندانه روایت و بازدارندگی راهبردی باشد: در افق کوتاهمدت، محور اصلی پاسخ، خنثیسازی دستاورد تبلیغاتی نتانیاهو از طریق افشاگری مستند و بهرهگیری از تناقضهای داخلی رژیم صهیونیستی است.
کارشناس و تحلیلگر سیاست خارجی یادآور شد: در افق میانمدت، تمرکز بر دشوارسازی تثبیت موقعیت اسرائیل در منطقه از طریق جنگ نامتقارن و حفظ توانمندیهای عملیاتی؛ در افق بلندمدت، تقویت بازدارندگی منطقهای با هماهنگی محور مقاومت و استفاده از ظرفیت هشدارهای ایران به عنوان اهرم فشار بر آمریکا.
عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی افزود: همانگونه که یک عضو پارلمان لبنان تأکید کرده است، کنترل اسرائیل بر علیالطاهر «از نظر نظامی فاجعه نیست و پایان راه نیز نیست». آزمون واقعی، نه در تصرف یک تپه، که در توانایی تثبیت آن و مدیریت پیامدهای آن نهفته است - و این همان جایی است که جبهه مقاومت با بهرهگیری از تجربه جنگهای فرسایشی و جنگ نامتقارن، همچنان برگ برنده را در اختیار دارد.