رسول منتجبنيا در تشريح فضاي انتخاباتي کشور:
مقدمه: برخي از مردم تصور ميکنند رئيسجمهوري همه اختيارات کشور را در دست دارد، هم ميتواند زندانيان و محصوران را آزاد کند، هم ميتواند فضاي سياسي را باز کند درحاليکه چنين نيست. مسئله بازداشتکردن و آزادکردن و امور مربوط به زندان ارتباطي با دولت ندارد همچنين مواردي مانند حصر و ممنوعالتصويري.
رسول منتجبنيا، قائممقام دبيرکل حزب اعتماد ملي، ميگويد: «رئيسجمهوري بايد شفاف اين مسئله را براي مردم بيان کند که او مسئول آزادکردن زندانيان و رفع حصر نيست.»
به گزارش سحر- پايگاه اطلاعرساني ستاد انتخاباتي دکتر روحاني- او در بخش ديگري از سخنانش با اشاره به اصرار برخي کانديداهاي رياستجمهوري بر داشتن روحيه تهاجمي در مناظرات و سخنرانيهاي انتخاباتي، يادآورد ميشود فرهنگ بداخلاقي ازسوي برخي از دولتمردان گذشته رواج يافته بود و يکي از اقدامات بزرگ حسن روحاني اين بود که با بداخلاقيها مقابله کرد و فرهنگ بياخلاقي و ابتذال را از بين برد. «جهانگيري جلوي حرمتشکني دولت و رئيسجمهوري را ازسوي برخي از تخريبگران گرفته است»، «بايد جواب تخريبها و شايعهپراکنيها از طرف ستاد تبليغات دولت داده شود»، «بايد بپذيريم در اين کشور افراد و گروههايي هستند که سازمان رأي تشکيل دادهاند که ممکن است نظر آنها، نظر مردم نباشد»، «روحاني سياست مسدود کشور را باز کرد» و... مهمترين فرازهاي سخنان منتجبنيا است.
کد خبر: ۳۰۱۲۸۸ تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۳/۰۱
عبدالمحمد طاهري در گفتوگو با «وقايعاتفاقيه»
مقدمه: در ۲۲ سپتامبر ۲۰۱۶، حزب اسلامي با دولت اشرف غني، پيمان صلح امضا کرد و بنابر اين پيمان، گلبدين حکمتيار بخشيده شد و پس از ۲۰ سال به افغانستان بازگشت. همچنين زندانيان سياسي اين حزب آزاد شدند و حزب اسلامي متعهد شد از افراطيان فاصله گرفته، به قانون اساسي افغانستان وفادار بماند و عليه حکومت مرکزي اقدام نکند. در سوم فوريه 2017 نيز تحريمهاي بينالمللي عليه حکمتيار رفع شدند اما اهميت بازگشت وي در اين است که حکمتيار که يک چهره سياسي پشتون تأثيرگذار و بانفوذ است که مدتي به حاشيه رانده شده بود و اکنون دوباره به نزاع سياسي بازگشته؛ اگرچه پيشبيني نميشود اهميت چنداني براي پيشبرد روند صلح داشته باشد. به باور اندرو وايدر، نايبرئيس برنامه آسيا در مؤسسه صلح آمريکا، چشمانداز بازگشت حکمتيار موجب شده تا حزب ازهمگسيخته جمعيت اسلامي تلاش کند صفوف خود را بهمنظور رقابت بهتر، متحد کند. اگرچه اين باور وايدر تا اندازهاي درست است اما بايد ديد پتانسيل بالقوه و بالفعل خود حکمتيار و حزبش تا چه اندازه توان اتحاد آنهم در چنين اوضاع نابسامان افغانستان خواهد داشت؟ حکمتيار در دهه 1980 به نبرد با شوروي پرداخت و سپس با عقبنشيني نيروهاي شوروي، در جنگ داخلي افغانستان با نيروهاي ائتلاف شمال که عبدالله عبدالله، يکي از چهرههاي اصلي آن بود، به نبرد پرداخت. وي در زماني که طالبان در سال 1996 قدرت را بهدست گرفتند، بيرون رانده شد اما پس از حمله آمريکا به افغانستان بازگشت و متحد طالبان شد تا در برابر اشغال نيروهاي خارجي مقاومت کند؛ البته اکنون هيچکس انتظار ندارد بازگشت حکمتيار به جنگ 15 ساله با طالبان پايان دهد. طالباني که بخشهاي گستردهاي از قلمرو روستايي در جنوب و شرق افغانستان را تحت تصرف و کنترل خود دارد. تحليل دقيقتر شرايط و تأثيرات حضور و بازگشت گلبدين حکمتيار به افغانستان را بر وضعيت اين کشور و حزب اسلامي با دکتر عبدالمحمد طاهري، کارشناس ارشد مسائل غرب آسيا، تحليلگر حوزه افغانستان و پاکستان و اولين مستشار و رايزن فرهنگي ايران در وزارت معارف افغانستان در ميان گذاشتيم که در ادامه ميخوانيد:
کد خبر: ۳۰۱۱۰۱ تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۲/۲۶
علیرضا رحیمی با اشاره به بازداشتهای تلگرامی در گفتوگو با «وقایع اتفاقیه» مطرح کرد
کد خبر: ۳۰۱۰۹۷ تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۲/۲۶
نماينده اقليم کردستان عراق در گفتوگو با «وقايعاتفاقيه»:
مقدمه: با نگاهي به تحولات منطقه کردستان سوريه، گزارشها بهخوبي از وجود اختلافات عميق ميان احزاب کرد سوري حکايت دارد و اين احزاب بر سر تقسيم قدرت در مناطق کردنشين در سوريه همديگر را به چالش کشيدهاند که در نتيجه ميان دو جريان اصلي، يکي به رهبريت جناح حزب اتحاد دموکراتيک P.Y.D و چندين حزب ديگر وابسته به اين طيف از يکسو و جبهه ديگري که از اتحاد فيمابين حدودا ۱۶ حزب ديگر کردي به رهبري شوراي ميهني کردستان سوريه (ENKS) به وجود آمده است از سوي ديگر، درگيريهاي سياسي و حتي تنش نظامي روی داده که نشان از سطح بالاي شکاف ميان آنهاست. اين درحالي است که دو طرف پيماننامهاي را در اربيل به امضا رسانده بودند که محصول آن تشکيل شورايعالي کرد، متشکل از تمامي احزاب کردي در سوريه بود. اين درحالي است که هر دو گروه با وجود اينکه بر تأسيس نظام فدرالي براي مناطق کردنشين سوريه تأکيد دارند اما در زمينه اجراي نظام فدرالي، نام منطقه فدرالي، نمادها و پرچم منطقه فدرالي، حدود و اختيارات حکومت فدرال، نيروي نظامي وابسته به حکومت فدرال و دهها مورد ديگر بين دو طرف اختلافنظرهاي عميقي وجود دارد. نکته جالب در اين ميان اين است که دوم جولاي 2016 در مناطق کردنشين سوريه، دو قانون اساسي مختلف ازسوي دو سازمان رقيب بهصورت مجزا ابلاغ شد که هر دو قاميشلي را پايتخت منطقه خودمختار کردستان سوريه ميدانند. در همين رابطه، با آقاي ناظم عمر دباغ، بلندپايهترين مقام سياسي اقليم کردستان عراق در ايران گفتوگو کردهايم که در ادامه ميخوانيد:
کد خبر: ۳۰۱۰۹۶ تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۲/۲۶
جهانگيري در حاشيه جلسه هيأت دولت:
کد خبر: ۳۰۱۰۹۵ تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۲/۲۶
«وقايع اتفاقيه» از يک سال ديپلماسي ايراني گزارش میدهد؛
کد خبر: ۳۰۱۰۹۴ تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۲/۲۶
نگاه «وقایعاتفاقیه» به طرح نژادپرستانه ترامپ که مانع ورود نخبگان ایرانی و گسترش تروریسم در آمریکا میشود؛
کد خبر: ۳۰۰۶۸۰ تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۲/۰۶
کد خبر: ۳۰۰۳۰۴ تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۱/۲۳
پکن و مسکو در حال الگوبرداري از يکديگر هستند
کد خبر: ۲۹۹۹۱۷ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۲/۲۱
ديپلمات سابق وزارت امورخارجه در گفتوگو با «وقايعاتفاقيه»:
اشاره: توافق برجام منعقدشده بين ايران و گروه 1+5 که 6 قدرت بزرگ دنيا را تشکيل ميدهند، از ديد بسياري از ناظران واقعبين سياسي و بينالمللي، توافقي بوده که توانسته است مانع از «جنگي ديگر» در منطقه حساس و آسيبپذير خاورميانه شود. هرچند پيش از منعقدشدن اين توافق مهم بينالمللي، مذاکرات و رايزنيهاي گستردهاي با هدف حلوفصل اين بحران صورت گرفته بود اما اين دور ميز نشستنهاي تکراري به راهکاري دست پيدا نميکرد. بااينحال، تحول در نگاه طرفين محل مذاکره و درک اين موضوع که قرار نيست برد يک طرف به معناي باخت طرف مقابل باشد، باعث شد تا پس از برگزاري مذاکراتي مکرر، موضوع هستهاي جمهورياسلامي ايران به سرانجامي قابلقبول برسد. هرچند نميتوان برخي انتقادها به اين توافق را ناديده گرفت اما واقعيت ايجاب ميکند که ما اينگونه درباره موضوع بينديشيم که کشور در مقطعي که درگير اين گفتوگوها بود با چه مقدورات و محذوراتي مواجه بوده است؛ به عبارت ديگر، مواجهشدن با 6 قدرت اصلي نظام بينالملل و تثبيت ايران هستهاي و رسميتبخشيدن به حقوقي نظير «غنيسازي اورانيوم» را نميتوان موضوعي کماهميت جلوه داد زيرا اين قدرتها پيشتر و بهصورت يکصدا، مخالف پيشرفتهاي هستهاي ايران بودند. طبيعي است که اگر ايران از تواناييها و ظرفيتهاي بالاتري برخوردار بود، شايد بهتر ميتوانست در مذاکرات برجام به امتيازگيري از گروه 1+5 دست زند. کمتر ناظر واقعبيني ميتواند انکار کند که اين مذاکرات، پرستيژ و اعتبار بينالمللي ايران را در منطقه و جهان افزايش داد به گونهاي که افزايش نفوذ ديپلماتيک ايران باعث شد تا در برخي از رايزنيهايي که پيشتر امکان حضور پيدا نميکرد نيز به نقشآفريني بپردازد؛ البته اين فقط ايران نبود که نسبت به توافق هستهاي منتفع شد بلکه کشورهاي زيادي از اين توافق صورتگرفته سود بردند. اگر آمريکا بهعنوان يکي از قدرتهاي اصلي نظام بينالملل توانست به يکي از بحرانهاي حساس و پيچيده تاريخ سياست بينالملل پايان دهد، کشورهاي اروپايي از يک طرف و چين و روسيه نيز از طرف ديگر موفق شدهاند بدون مجازاتي به نام «تحريم» به افزايش مراودات سياسي، امنيتي و اقتصادي با جمهورياسلامي ايران بپردازند؛ بنابراين با وجود انتقادات وارده به اين توافق (در ايران و آمريکا و برخي نقاط ديگر جهان) اما رضايتي نسبي ازسوي طرفين مشاهده ميشود. اين درحالي است که اکنون فردي سکان هدايت ايالاتمتحده آمريکا را برعهده گرفته که در صورت ادامه رويکرد، خطرات غيرقابل جبراني را براي برجام ايجاد ميکند. دونالد ترامپ، ميلياردر نيويورکي و بيبهره از هيچگونه سابقه سياسي که کمتر کسي پيشبيني ميکرد روزي بتواند رئيسجمهوري آمريکا شود، توانست اين غيرممکن را ممکن کند و اکنون ايران و جهان بايد دستکم براي چهار سال او و تصميمات عجيب و غريبش را تحمل کنند. ترامپ که در تبليغات انتخاباتي خود، شعارهاي چالشبرانگيزي را مطرح کرده بود و بسياري معتقد بودند حتي در صورت رويکارآمدن نيز نميتواند به اين شعارها جنبه عملي بدهد، اکنون درحالي روزهاي نخستين سکانداري خود در کاخ سفيد را ميگذراند که به نظر ميرسد براي تحقق وعدههاي خود مصر است. اينکه ايران در دوران ترامپ آيا ميتواند به حفظ برجام اميدوار باشد يا اينکه او ترتيبات جديدي را درباره اين توافق مهم بينالمللي در نظر ميگيرد، پرسش مهمي است که در اين مقطع مطرح ميشود؛ البته رويکارآمدن ترامپ و مخالفتهاي اساسي او با برجام باعث شده است برخي منتقدان برجام بيشازپيش نسبت به اين توافق بتازند. در همينباره اين سؤال مطرح ميشود که مگر ما چقدر ظرفيت و توانايي داشتيم و از چه قدرت مانوري برخوردار بودهايم. به بيان ديگر، در برجام چه بايد ميکرديم که نکرديم و چه بايد نميکرديم که کرديم؟ پرسش از مخالفان اين است که چه آلترناتيو بهتري دراينزمينه وجود داشت؟ مرتضي خوانساري، ديپلمات سابق وزارت امور خارجه و از تحليلگران مسائل بينالمللي در گفتوگو با «وقايعاتفاقيه» با اين سؤالات پاسخ داده است. خوانساري که سابقه مأموريت در کشورهاي آلمان، اتريش و سوئيس را دارد، معتقد است برجام توانسته کشور را از بنبستي سياسي نجات دهد. او همچنين با بيان اينکه توافق برجام اعتبار سياسي کشور را بالا برد، معتقد است اين توافق نشان داد که کشور قدرت و ظرفيت مذاکره را دارد.
کد خبر: ۲۹۹۹۱۶ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۲/۲۱