الف) زمینهسازی و سوءاستفاده از نارضایتیهای مشروع؛ اعتراضات دیماه با یک اعتصاب صنفی توسط کسبه و بازاریان در تهران در اعتراض به نوسانات شدید نرخ ارز و مشکلات معیشتی آغاز شد. این اعتراضات که ریشه در دغدغههای اقتصادی داشت، به سرعت به چندین شهر دیگر گسترش یافت. گروههای معاند، دقیقاً از این فضای اعتراضی مشروع به عنوان پوشش و بستر برای نفوذ و آغاز عملیات خرابکارانه خود استفاده کردند.
ب) نقش گروههای سازمانیافته معاند و تجزیهطلب؛ همزمان با گسترش اعتراضات، عناصر سازمانیافتهای وارد عرصه شدند که ماهیتاً با مطالبات صنفی بازاریان بیگانه بودند. براساس گزارشهای میدانی، گروههای تجزیهطلب مانند پانترکیستها و شورای موسوم به همکاری سازمانهای آذربایجان جنوبی، به طور فعال در برخی درگیریها حضور یافتند. این گروهها که دارای ایدئولوژی افراطی و روشهای خشونتآمیز هستند، با الگوبرداری از تاکتیکهای گروههایی مانند داعش (شامل ایجاد رعب، حملات کور و تخریب اموال عمومی)، سعی در ایجاد هراس و بیثباتی حداکثری داشتند. هدف آنان نه حل مشکل اقتصادی، بلکه تجزیهطلبی و ضربه زدن به تمامیت ارضی کشور بود.
ج) حمایت و هدایت بیپرده خارجی؛ این تشدید سریع خشونت بدون پشتیبانی لجستیکی و رسانهای شبکههای خارجی ممکن نبود. در جریان این حوادث، شخصیتهایی مانند «رضا پهلوی» که خود را مدعی رهبری میداند، به طور علنی از برقراری ارتباط مستقیم با دولت آمریکا (دولت ترامپ) خبر داد و برای اقدام علیه ایران مشورت میکند. همزمان، رسانههای معاند خارجنشین با پخش گسترده تصاویر تحریکآمیز و اخبار جعلی، به ترویج خشونت و دادن نقشه عمل به عناصر آشوبگر دامن زدند. این حمایتها به گروههای کوچک اما سازمانیافته داخلی، جسارت و منابع لازم برای گسترش دامنه خشونت را داد.
د) اجرای سناریوی کشته سازی؛ سناریوی دشمن این بود که این جنایتهای خودشان را با فیلمسازی و جعل، به نیروهای حافظ امنیت کشور نسبت دهند تا هم خود را پاکسازی کنند و هم چهره نظام را مخدوش سازند. وزیر محترم امور خارجه کشورمان به وضوح اشاره کردند که "عوامل تروریستی وابسته به دشمن" حتی به مجروحان نیز رحم نکرده و اقدام به جنایت میکنند. بنابراین تمرکز دشمن بر روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه و سناریوی کشتهسازی، یک عملیات طراحیشده با اهداف چندلایه بود. این اقدام نه یک گزارشگیری منفعلانه، که حملهای فعال در جبهه جنگ رسانهای- روانی دشمن برای تحقق سه هدف "فشار بینالمللی"، "شکاف داخلی" و "توجیه مداخله بیشتر" بود.
بنابراین، الگوی سریع تبدیل یک اعتراض صنفی به خشونتهای سازمانیافته تروریستی الگو و یک سناریوی از پیش طراحیشده بود. دشمن در این سناریو، با سوءاستفاده ابزاری از دردهای اقتصادی مردم، میدان را برای نفوذ گروههای افراطی و تجزیهطلب فراهم کرد و با پشتیبانی رسانهای و سیاسی خارجی، آتش خشونت را تندتر نمود. این ترکیب سهگانه (سوءاستفاده از نارضایتی مشروع، حضور گروههای تروریستی و حمایت خارجی) دلیل اصلی ظهور سریع رفتارهای خشونتبار مشابه داعش و سناریوی کشته سازی در آن مقطع حساس بود.
منبع: پرسمان سیاسی شماره 24