1. جنگ روانی و تشدید فشار حداکثری بر نظام؛ نخستوزیر رژیم صهیونیستی با علم به تنفر تاریخی ملت ایران از این رژیم جعلی، بهطور عامدانه دست به افزایش جنگ روانی میزند. هدف، تشدید احساس ناامنی، تضعیف روحیه ملی و القای این تصور است که نظام جمهوری اسلامی با چالشی جدی مواجه شده است. این تاکتیک، بخشی از یک حمله ترکیبی است که در آن، دشمن از همه ابزارهای غیرنظامی، از جمله بهرهبرداری رسانهای از ناآرامیها، برای دستیابی به اهداف راهبردی خود استفاده میکند.
2. توجیه اقدامات نظامی آتی و هماهنگی با واشنگتن؛ این اظهارات در بستر هماهنگی فزاینده نظامی با آمریکا صورت میگیرد. گزارشها از آمادهباش نیروی هوایی این رژیم در پیشبینی حمله احتمالی آمریکا به ایران و همچنین ملاقات نتانیاهو با ترامپ برای طرحریزی حملات احتمالی جدید علیه برنامه موشکی ایران حکایت دارند. موضعگیری آشکار نتانیاهو، زمینهسازی رسانهای و سیاسی برای توجیه تجاوزات نظامی احتمالی آینده تحت عنوان «دفاع از منافع منطقهای» یا «حمایت از معترضان» است.
3. انحراف توجه از بحرانهای داخلی و شکستهای منطقهای؛ این رژیم با بحرانهای عمیق داخلی و ناتوانی در دستیابی به اعلامهای خود در غزه و لبنان مواجه است. موضعگیری تهاجمی علیه ایران، روشی کلاسیک برای انحراف افکار عمومی داخلی و بینالمللی از شکستها و مشکلات داخلی خود است. نتانیاهو سعی دارد با نمایشی از قدرت و ابتکار عمل، خود را به عنوان «محور مقابله با ایران» معرفی کند تا حمایت ادامهدار واشنگتن را تضمین نماید.
4. اهتمام به تعمیق شکافها و تبدیل اعتراضات به بیثباتیسیاسی؛ بر اساس اسناد و تحلیلهای غربی، رژیم صهیونیستی و متحدانش، ناآرامیهای داخلی در ایران را نشانهای از آسیبپذیری حکومت و فرصتی برای اعمال فشار حداکثری میدانند. اظهارات حمایتی نتانیاهو دقیقاً با هدف عمیقتر کردن شکافها و تبدیل اعتراضات صنفی به بیثباتی سیاسی طراحی شده است. او امیدوار است چنین موضعی، عناصر آشوبگر و معاند داخلی را جسورتر کند و هزینههای مدیریت بحران را برای ایران افزایش دهد.
تحلیل نهایی، یک پروژه مشترک برای تغییر رفتار نظام؛ علت آشکار بودن این مواضع، عدم توانایی دشمن در اثرگذاری پنهان و نیز جدی بودن تهدیدات راهبردی علیه ایران است. رژیم صهیونیستی با همکاری کامل آمریکا، در حال اجرای یک پروژه مشترک برای تحت فشار قرار دادن جمهوری اسلامی ایران در همه جبههها- از داخلی تا منطقهای و بینالمللی- است. هدف نهایی نه تغییر رژیم (که خود نتانیاهو نیز به دشواری آن اذعان دارد)، بلکه تغییر رفتار منطقهای ایران، تضعیف محور مقاومت و تحمیل هزینههای سنگین به منظور عقبنشینی در حوزههای راهبردی مانند برنامه دفاعی است. بنابراین، این موضعگیری بخشی از یک بازی بزرگتر برای تضعیف اقتدار و نفوذ ایران در منطقه محسوب میشود.
منبع: پرسمان سیاسی شماره 24