۱. افشای ماهیت براندازی و ارتباط سازمانیافته با بیگانگان؛ هدف این محور، اثبات این است که حوادث، یک "اعتراض مردمی و آرام" نبوده، بلکه یک "عملیات برنامهریزی شده برای براندازی و خرابکاری" با هدایت خارجی است.
1-1. مانور روی فراخوان علنی ضد انقلاب: تمرکز بر فراخوان آشکار و رسمی گروههای ضد انقلاب خارجنشین برای اقدام در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی، با شعارها و اهداف صریح خرابکارانه و براندازی.
2-1. استناد به اظهارات مقامات غربی: استفاده از سخنان مقاماتی مانند دونالد ترامپ ("اگر حکومت ایران با معترضان به صورت خشونتآمیز برخورد کند آمریکا در حمایت از معترضان ورود خواهد کرد") و مایک پمپئو ("ماموران موساد در میان معترضان در ایران حضور دارند") به عنوان شاهد مداخله خارجی.
3-1. انعکاس تحلیلهای بیطرف بینالمللی: انتشار سخنانی مانند اظهارات الکساندر ووچیچ، رئیسجمهور صربستان، که به صراحت از دخالت سیا و موساد و تلاش برای تکرار سناریوی کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در ایران خبر میدهد.
2. مستندسازی اقدامات تروریستی و انگیزههای مالی آشوبگران؛ هدف این محور، عینیسازی خشونت سازمانیافته و مسلحانه و اثبات وجود یک شبکه تروریستی دارای بودجه و دستورکار، به جای یک جنبش خودجوش است.
1-2. نمایش اسلحه و ادوات: انتشار گسترده تصاویر و فیلمهای مستند از سلاح گرم، قمه و چاقو در دست آشوبگران.
2-2. پخش اعترافات دستگیرشدگان، انتشار اعترافات که نشاندهنده دستور و پاداش مالی: دریافت دستور و مبالغ مشخص برای اقدامات خشن (مثلاً ۵۰۰ میلیون تومان برای کشتن هر نفر، ۲۰۰ میلیون تومان برای آتشزدن هر خودرو، ۸۰ میلیون تومان برای آتشزدن کلانتری یا پایگاه بسیج، ۱۵ میلیون تومان برای اقدامات ایذایی). یک مثال عینی: واریز ۹۰۰ میلیون تومان بلافاصله پس از خرابکاری در ۱۸ دی به حساب یکی از دستگیرشدگان.
3-2. بیارزش بودن جان افراد نزد لیدرها: اعتراف یکی از لیدرها مبنی بر دستور هدف قرار دادن حتی همان "دختران و پسرانی را که دنبال خود راه انداختهاید" در صورت نیافتن هدف دیگر.
4-2. حذف عوامل توسط همتیمیها: اعتراف یکی از مجروحان که میگوید: "مرا همان کسی زد که به اغتشاش دعوت کرده بود... گفت شما دیگر به درد نمیخورید".
5-2. تحلیل کارشناسی: مصاحبه با کارشناسان نظامی و پزشکی قانونی درباره نوع سلاحهای به کار رفته و تطابق جراحات وارده به مجروحین و شهدا با این ادوات.
3. افشای دوگانگی معیارها و اهداف واقعی دشمن و رسانههای همسو؛ هدف این محور، شکستن هاله رسانهای دشمن و اثبات نفاق، دوگانگی معیار و اهداف تخریبگرانه آنان است.
1-3. مقایسه با برخورد قاطع غرب: نمایش برخورد بسیار سختگیرانه نیروهای امنیتی غرب با اغتشاش (با استناد به مواردی مانند توجیه ترامپ درباره شلیک پلیس) و طرح این پرسش که چطور برخورد مشابه در ایران "خشونت" تلقی میشود. اشاره به تحلیل نشریهای مانند میدل ایست آی که میپرسد: "تصور کنید در اعتراضی در آمریکا ۱۰۰ افسر پلیس کشته شوند. کجای دنیا چنین اعتراضات خشونتآمیزی را تحمل میکنند؟"
2-3. پخش اظهارات صریح رسانههای معاند:
نمایش گزارش شبکه ۱۴ تلویزیون رژیم صهیونیستی که صراحتاً اعلام میکند در صورت سقوط جمهوری اسلامی، تمام زیرساختهای ایران را نابود خواهند کرد.
انتشار تحلیل روزنامه گاردین که مینویسد: "ترامپ و نتانیاهو... به دنبال استفاده از [مردم ایران] برای اهداف خودشان هستند".
اشاره به گزارش سایت صهیونیستی والا درباره نقش سازمان منافقین در اقدامات خرابکارانه مسلحانه.
پخش سخن محسن بنایی در بیبیسی فارسی: "ماموران موساد در ایران حضور دارند و برای پیروزی حاضریم حتی تا یک میلیون نفر هم کشته شوند."
استناد به اعتراف افسر رسانهای اسرائیل در شبکه ۱۴ مبنی بر تجهیز معترضان توسط بازیگران خارجی به سلاح گرم.
مرور سوابق پروژه «کشتهسازی»: یادآوری و مستندسازی سوابق دشمن در پروژه کشتهسازی و جعل اخبار در فتنههای ۸۸، آبان ۹۸ و ۱۴۰۱ برای نشان دادن الگوی تکرارشونده آنان.
4. ضرورت اجرای فعّال و هوشمندانه جهاد تبیین؛ موارد فوق یک راهبرد ترکیبی است که از سندسازی شروع میشود و با عملیات روانی و رسانهای هدفمند به پایان میرسد. موفقیت این طرح در گرو اجرای مستمر، منسجم و با نهایت سلیقه هنری و رسانهای است. این همان «جهاد تبیین» عملیاتی است که نیازمند نقشآفرینی همه نیروهای معتقد به انقلاب، به ویژه "افسران جوان جنگ نرم"، در تولید و انتشار گسترده این محتواها با روحیهای تهاجمی و به صورت "آتش به اختیار" در تمامی عرصههای مجازی و حقیقی است.
منبع: پرسمان سیاسی شماره 24