✅پاسخ این سوال این است که ما اگر فرآیندی را که منجر به این اتفاق شد محور کار قرار بدهیم متوجه میشویم که این سوال حاشیه است نه متن. متن داستان و موضوع، آن فرآیندی است که اتفاق افتاد. آن فرآیند این است که آمریکا وقتی در هفته اول جنگ متوجه شد که جمهوری اسلامی نه دچار فروپاشی میشود نه تسلیم میشود و این آمریکاست که در باتلاق گرفتار شده است شروع کرد به ارسال پیامها برای پایان جنگ. جمهوری اسلامی به همه پیامها بیاعتنایی کرد آمریکا با عصبانیت رفت به سراغ تهدید و ضرب الاجل. جمهوری اسلامی همه ضربالاجلها و تهدیدها را هم در حوزه دیپلماسی پاسخ قاطع داد و هم در حوزه نظامی. وقتی کار به جایی رسید که احساس شد آمریکا در باتلاق است و تلاش میکند برای پایان جنگ و فرار از این مخمصه، اینجا جمهوری اسلامی ده شرط عزتمندانه و مقتدرانه را برای آتش بس تعیین میکند و اینجا آمریکاست که باید تصمیم بگیرد این شروط را بپذیرد یا نپذیرد؟ لذا داستان ضرب الاجل برعکس شد و اینجا آمریکا شروط ایران را میپذیرد و این هنر جمهوری اسلامی است که به صرف اعلام پیام موافقت آمریکا به پاکستان قناعت نمیکند و اصرار دارد که آقای ترامپ رسما پذیرش شروط ده گانه ایران را برای شروع آتش بس در توییتی اعلام کند.
خب اینجا الان عزت و افتخار و پیروزی از آن جهوری اسلامی است یا از آن آمریکا؟ هرچند در ظاهرش در ساعات پایانی ضرب الاجل آمریکا این اتفاق افتاده. پس اگر فرآیندی را که منجر به این اتفاق شد محور کار و محور توجه قرار بدهیم متوجه میشویم که این حرفها که حالا تلاقی پیدا کرده با چهلم حضرت آقا تلاقی کرده با ساعت پایانی ضربالاجل ترامپ اینها حاشیههایی است که دارد غلبه پیدا میکند بر متن و ما نباید اجازه بدهیم این حاشیهها بر متن غلبه پیدا کنند.
منبع: پرسمان سیاسی هفته شماره 44