صفحه نخست >>  عمومی >> تیتر اول
تاریخ انتشار : ۰۲ تير ۱۴۰۵ - ۱۳:۲۵  ، 
کد خبر : ۳۹۲۸۸۹

استعفای اجباری کی‌یر استارمر با فشار حزب کارگر

نخست‌وزیر بعدی نه تنها مسئولیت اداره دولت را بر عهده خواهد گرفت، بلکه باید به مجموعه‌ای از پرسش‌های حل‌نشده درباره آینده اقتصادی بریتانیا، انسجام ائتلاف انتخاباتی حزب کارگر و رشد جریان‌های پوپولیستی پاسخ دهد.
پایگاه بصیرت / رضا صارمی‌راد

زمانی که کی‌یر استارمر در سال ۲۰۲۴ توانست حزب کارگر را در انتخابات به پیروزی برساند، بسیاری او را سیاستمداری می‌دانستند که قرار است پس از سال‌ها آشفتگی، ثبات را به سطوح بالای سیاست در انگلستان بازگرداند، پس از برگزیت و خروج انگلستان از اتحادیه اروپا و دوران صدارت پر آشوب بوریس جانسون، لیز تراس و ریشی سوناک، بنظر می‌رسید که استارمر مهم‌ترین ویژگی‌اش نه کاریزما باشد و نه جاه‌طلبی‌های پوپ. لیستی بلکه او یک مدیر کارآمد و با ثبات است وعده‌هایش هم با چنین شخصیتی مطابقت داشت، او شعار میداد که دولت را به سوی حرفه‌ای‌گری نهادی، حکمرانی منظم و دوری از جنجال‌هایی سوق خواهد داد که سال‌ها بر فضای سیاسی وست‌مینستر سایه افکنده بود. با این حال، کمتر از دو سال بعد، استعفای او از مقام نخست‌وزیری به یکی از سریع‌ترین افول‌های سیاسی در تاریخ معاصر بریتانیا تبدیل شده است.

برخلاف بسیاری از سقوط‌های سیاسی تاریخ معاصر انگلستان، اما استعفای استارمر به هیچ عنوان نتیجه یک رسوایی بزرگ، بحران اقتصادی و یا شکست در سیاست خارجه نبود بلکه این رخداد محصول یک فرسایش مداوم و البته تدریجی در اقتدار سیاسی کابینه بود، هرچند استارمر توانست بحران‌های زیادی را در دو سال اخیر مدیریت کند اما او از ساخت و ارائعه یک روایت منسجم از آینده سیاسی بریتانیا عاجز بود. برای فهم این مسئله باید در نظر داشته باشیم که رای دهندگان برای تعییرات بنیادین به حزب کارگر رای دادند، اما امروز همچنان رشد اقتصادی کشور در وضع خوبی قرار ندارد مشکل خدمات عمومی حل نشده است و مسائل مناقشه برانگیزی مانند مهاجران همچنان دست نخورده باقی مانده است. همه این‌ها موجب فرسایش شده است و تصویر دولت استارمر را این گونه شکل داده است که وی صرفا به دنبال رتخ و فتخ امور روزمره است و برای تغییرات بزرگ‌تر و پرشتاب‌تر اراده‌ای ندارد.

در این میان عامل مهم دیگری نیز دخیل است که به بحران سرعت بیشتری داد و آن این بود ائتلاف انتخاباتی حزب کارگر به تدریج دچار شکاف گردید. شکست‌های پی‌درپی در انتخابات محلی و کاهش محبوبیت دولت نشان داد که بخشی از رأی‌دهندگان دیگر ارتباطی میان خواسته‌های خود و اولویت‌های دولت احساس نمی‌کنند. همزمان، ظهور حزب راست‌گرای رفورم به رهبری نایجل فاراژ، فشار‌ها را افزایش داد. پیام پوپولیستی این حزب توانست بخشی از افکار عمومی را که از ناامنی اقتصادی، مسئله مهاجرت و آنچه بی‌توجهی نخبگان سیاسی به دغدغه‌های مردم می‌دانستند ناراضی بودند، به خود جذب کند. برای بسیاری از نمایندگان حزب کارگر، افزایش محبوبیت رفورم این نگرانی را ایجاد کرد که استارمر دیگر توانایی سیاسی لازم برای مقابله با نیرویی را که در حال بازتعریف سیاست بریتانیا بود، ندارد.

فعل و انفعالات درونی حزب کارگر نیز به تشدید بحران کمک کرد. با افزایش ناکامی‌های انتخاباتی، انتقاد‌هایی که پیش‌تر تنها در جلسات خصوصی مطرح می‌شد، به جلسات رسمی و رسانه‌ها راه یافت. گزارش‌ها درباره استعفای برخی وزرا، مشاوران و دستیاران پارلمانی و همچنین درخواست‌های آشکار شماری از نمایندگان برای تغییر رهبری، این تصور را تقویت کرد که کابینه عملا در حال فروپاشی است. باید دانست که در نظام پارلمانی بریتانیا، رهبری سیاسی بیش از آنکه بر اختیارات رسمی استوار باشد، بر اعتماد و حمایت سیاسی حزبی تکیه دارد. زمانی که هم‌حزبی‌ها نسبت به توانایی یک رهبر برای پیروزی در انتخابات آینده تردید پیدا کنند، روند افول سیاسی معمولاً شتاب می‌گیرد. هر استعفا، هر انتقاد علنی و هر شکست انتخاباتی، این احساس را تقویت می‌کرد که دوران نخست‌وزیری استارمر به پایان خود نزدیک شده است. اما شاید مهم‌ترین عامل در سقوط استارمر ظهور یک جایگزین قابل قبول بود. ظهور اندی برنهام به عنوان گزینه‌ای جدی برای جانشینی استارمر، نارضایتی‌های موجود را به یک چالش واقعی برای رهبری حزب تبدیل کرد. محبوبیت برنهام تا حد زیادی ناشی از توانایی او در برقراری ارتباط با رأی‌دهندگان طبقه کارگر است؛ گروهی که حزب کارگر در سال‌های اخیر برای حفظ حمایت آنان با دشواری مواجه بوده است. بسیاری بر این باورند که سبک سیاسی برنهام صریح‌تر، مردمی‌تر و سازگارتر با دغدغه‌های فرهنگی و اقتصادی رأی‌دهندگانی است که به سمت حزب رفورم گرایش پیدا کرده‌اند. فارغ از اینکه این ارزیابی تا چه اندازه درست باشد، بنظر میرسد که احساس خطر حزب کارگر از جانب یک گره پوپولیت راست گرا عملا آن‌ها را به پیش گرفتن مسیر پوپولیست چپ هدایت کرده است.

البته حزب کارگر همچنان اکثریت پارلمانی خود را حفظ کرده و تغییر رهبری الزاماً به معنای برگزاری انتخابات عمومی جدید نیست. با این حال، پیامد‌های سیاسی این تحول می‌تواند عمیق و گسترده باشد. نخست‌وزیر بعدی نه تنها مسئولیت اداره دولت را بر عهده خواهد گرفت، بلکه باید به مجموعه‌ای از پرسش‌های حل‌نشده درباره آینده اقتصادی بریتانیا، انسجام ائتلاف انتخاباتی حزب کارگر و رشد جریان‌های پوپولیستی پاسخ دهد. اگر اندی برنهام یا هر جانشین دیگری قدرت را در دست گیرد، مهم‌ترین چالش او اثبات این مسئله خواهد بود که حزب کارگر می‌تواند همزمان هم ثبات و هدفمندی را به جامعه ارائه کند و هم مانند رقبای خود در رفرم تصویری شفاف و البته تا حدودی رویایی را به آن‌ها بفروشد. ترکیبی که به نظر می‌رسد در سیاست امروز به شرطی ضروری برای بقا تبدیل شده است. به علاوه پس از ناکامی استارمر نخست وزیر بعدی باالجبار میبایست به نحوی با شکاف‌های احتماعی که راست‌گرایان بر روی آن دست گذاشته‌اند از جمله مهاجرت، سیاست‌های فرهنگی و هویتی رو‌به‌رو شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات