همزمان با آغاز ماه محرم، نشست شبانه موکب تبیینیـ بصیرتی مرکز بسیج اساتید، مدیران و نخبگان حوزه علمیه قم با حضور «حجتالاسلام والمسلمین طیبیفر» برگزار شد؛ نشستی که به گفته برخی حاضران، سرشار از نکات پرمغز، تحلیلی و عبرتآموز درباره تاریخ اسلام، واقعه غدیر، کربلا و نسبت آن با مسائل امروز بود.
سخنران این مراسم در آغاز، با اشاره به وضعیت پس از ظهور اسلام، تأکید کرد: «همه کسانی که ظاهراً اسلام را پذیرفتند، الزاماً به ایمان حقیقی نرسیده بودند.» به گفته او، «برخی تنها در زبان مسلمان شدند، اما در دل نه به پیامبر ایمان داشتند و نه به خدا، و، چون از تمکن مالی و موقعیت اجتماعی برخوردار بودند، در شمار منافقان قرار میگرفتند؛ کسانی که در هر زمان، دین و جامعه دینی را در خدمت منافع خود میخواستند و از هیچ فرصتی برای بهرهبرداری شخصی فروگذار نمیکردند.»
وی در ادامه به گروهی دیگر اشاره کرد و گفت: «مرجفون» کسانی بودند که با پراکندن اراجیف، فضای جامعه را متشنج میکردند، سخنان پیامبر (ص) را میشنیدند و حتی رفتار او را مشاهده میکردند، اما سپس مدعی فراموشی حقیقت غدیر میشدند و در عمل به دنبال تغییر مسیر ولایت و رسالت بودند. برای فهم دشمنی با امام حسین (ع) و واقعه کربلا، باید این پیشزمینههای تاریخی را بهدرستی شناخت و سابقه این جریانها را در طول تاریخ مورد توجه قرار داد.»
حجتالاسلام والمسلمین طیبیفر سپس به خطبه غدیر اشاره کرد و با اشاره به دقت پیامبر اکرم (ص) در ابلاغ این پیام الهی، یادآور شد: «پیامبر (ص) در برابر جمعیتی حدود ۱۲۰ هزار نفر فرمودند وقتی به چهرهها نگاه میکنم، میبینم که
ـ قلّه المتقین، اندکند؛ یعنی کسانی که بتوانند پشت سر امام متقین حرکت کنند کم هستند.
ـ کثرة المنافقین فراوان است؛ یعنی چهرههای نفاق در جامعه کم نیستند.
ـ چهرههای دغل، نیشزن و ملالتگر زیادند.
ـ گروهی نیز مستهزئین بالاسلام هستند و میکوشند اسلام را به سخره بگیرند.
ـ و گروهی هم هستند که پیامبر (ص) را بیاهمیت میپندارند.»
وی گفت: «این تصویر اجتماعی پیامبر (ص) در غدیر، نشان میدهد که مسئله ولایت، در بستری از پیچیدگیهای اجتماعی، نفاق، استهزا و تحریف معنا پیدا میکند؛ و درست از همینجاست که اهمیت غدیر، فراتر از یک رخداد تاریخی، بهعنوان یک خط فکری و تمدنی آشکار میشود.»
حجتالاسلام والمسلمین طیبیفر در بخش دیگری از سخنان خود، کربلا را ادامه همان خط تاریخی دانست و تأکید کرد: «استمرار اراده قوی اباعبدالله الحسین (ع) در مبارزه با دشمن، در کلام پساجنگ امام سجاد (ع) و حضرت زینب (س) بهروشنی نمایان شد؛ زیرا این دو شخصیت بزرگوار، روایت درست کربلا را بهدرستی روایت کردند تا کربلا از یک حادثه صرف، به یک «مکتب» تبدیل شود.» وی تأکید کرد: «اگر روایت زینبی و سجادگونه از عاشورا نبود، کربلا در تاریخ محصور میماند؛ اما این روایت، آن را به یک منظومه فکری زنده و الهامبخش بدل کرد.»
وی در ادامه با طرح این پرسش که «دشمن با قتل حسینبنعلی (ع) چه چیزی جز خاری و ذلت به دست آورد؟» تصریح کرد: «محرم امروز، صرفاً یادآور یک واقعه تاریخی نیست، بلکه فرصتی است برای بازخوانی نسبت ملت ایران با جبهه دشمنانی که سالها علیه امام شهید، ملت و فکر مردم تلاش کردهاند.» او افزود: «مرجفون، دل مردم را خالی میکردند و پشت صحنه نیز صهیونیسم در رقمزدن بسیاری از تحولات نقشآفرینی میکرد؛ بنابراین باید از خود پرسید دشمنی که برای ضربهزدن به جمهوری اسلامی، شکست ملت ایران و براندازی انقلاب آمد، در نهایت چه به دست آورد و اساساً هدف او چه بود و آیا به نتیجه رسید؟»
در ادامه، سخنران با تأکید بر اینکه دشمن میگفت ایران باید بدون قید و شرط تسلیم شود، به روایت مقاومت و پیروزی اشاره کرد و گفت: «اگر مردم بر کشتی امام حسین (ع) سوار نشده بودند، طعم ذلت را میچشیدند؛ اما هنگامی که بر کشتی اهل بیت (ع) نشستند، توانستند دو قدرت اتمی دنیا را نیز به ذلت بکشانند. این تحول نتیجه مستقیم خروج واقعه کربلا از محدوده حادثه و ورود آن به ساحت مکتب است.»
وی سپس با اشاره به تهدیدها و ادعاهای دشمن در جنگ اخیر، یادآور شد: «دشمن آشکارا از بازگرداندن ایران به «عصر حجر»، نابودی زیرساختها، ویرانسازی تمدن، ایجاد جنگهای داخلی، تغییر نقشه ایران، نابودی مقاومت، کنترل تنگه هرمز و تبدیل اسرائیل به ناظر بر غرب آسیا سخن میگفت و این اهداف را در توییتها و مصاحبههای متعدد تکرار میکرد؛ اما ایران توانست پایگاههای دشمن در منطقه را با خاک یکسان کند و آنان را ناگزیر به خواستههای ایران کند.»