پنجمین دور مذاکرات مابین رژیم صهیونیستی و لبنان در ۲۴ ژوئن در واشنگتن آغاز شد؛ مذاکراتی که بخشی از ابتکار تازه ایالات متحده برای پیشبرد روند دیپلماتیک به شمار میرود. پنجمین دور مذاکرات مابین رژیم صهیونیستی و لبنان در ۲۴ ژوئن در واشنگتن آغاز شد؛ مذاکراتی که بخشی از ابتکار تازه ایالات متحده برای پیشبرد روند دیپلماتیک به شمار میرود. ژوزف عون، رئیسجمهور لبنان، پیش از آغاز گفتوگوها تلاش کرد فضایی از خوشبینی را در رسانهها ایجاد کند. او در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «امروز و در روزهای آینده، دور جدیدی از مذاکرات را آغاز میکنیم که امیدواریم در دستیابی به آنچه برای خیر کشور و مردممان خواهان آن هستیم، سرنوشتساز باشد.» این اظهارات بازتابدهنده انتظارات فزاینده در لبنان برای دستیابی به نتایجی ملموس پس از ماهها گفتوگوهای بینتیجه بود. در عین حال، سخنان عون نشاندهنده فشاری است که رهبران لبنان با آن روبهرو هستند؛ فشاری ناشی از نارضایتی عمومی، خسارات گسترده جنگ و تداوم نااطمینانیهای امنیتی.
در مرکز مذاکرات، مسئله استقرار نیروهای رژیم در جنوب لبنان قرار دارد. مقامات لبنانی تأکید دارند که هرگونه توافق جامع باید شامل جدول زمانی مشخصی برای خروج کامل نیروهای اسرائیلی از مناطق اشغالی باشد. ژوزف عون این موضع را با صراحت تکرار کرد و گفت لبنان «به چیزی کمتر از پایان کامل اشغال جنوب لبنان توسط اسرائیل و همزمان پایان یافتن هرگونه قیمومیت خارجی رضایت نخواهد داد.» بسیاری از ناظران این عبارت را اشارهای همزمان به حضور نظامی اشغالگران اسرائیلی و نفوذ ایران از طریق حزبالله تفسیر کردند در مقابل، اسرائیل همچنان با درخواست خروج کامل نیروهای خود مخالفت میکند. مقامات ارشد رژیم بارها اعلام کردهاند که نیروهای این کشور برای مدتی نامحدود در بخشهایی از جنوب لبنان باقی خواهند ماند. نتانیاهو، نخستوزیر رژیم، که خود را برای انتخابات احتمالی تا پایان ماه اکتبر آماده میکند، این موضع را بار دیگر تأیید کرده و اعلام کرده است که اسرائیل تا زمانی که او در قدرت باشد منطقه حائل امنیتی خود در جنوب لبنان را حفظ خواهد کرد. از دیدگاه رهبران اسرائیل، چنین حضوری برای جلوگیری از حملات احتمالی حزبالله و تأمین امنیت شهرکها و جوامع واقع در شمال اسرائیل ضروری است.
با وجود این اختلافات، دو طرف در هفتههای اخیر درباره راهحل هالی احتمالی نیز گفتوگو کردهاند. مقاماتی از هر دو کشور تأیید کردهاند که پیشنهاد مورد حمایت ایالات متحده برای انتقال تدریجی بخشی از مناطق اشغالی به ارتش لبنان در دستور کار مذاکرات قرار دارد. این طرح بهعنوان یک پروژه آزمایشی طراحی شده و هدف آن بازگرداندن کنترل دولت لبنان بر برخی مناطق، در عین پاسخ دادن به نگرانیهای امنیتی اسرائیل است. دنی دانون، سفیر اسرائیل در سازمان ملل متحد، درباره این طرح اظهار داشت: «در نهایت میخواهیم تا رود لیتانی عقبنشینی کنیم و به ارتش لبنان اجازه دهیم آن مواضع را در اختیار بگیرد.» رود لیتانی در حدود ۳۰ کیلومتری شمال مرز اسرائیل قرار دارد و از منظر امنیتی یکی از نقاط کلیدی در محاسبات دو طرف محسوب میشود.
با این حال، این پیشنهاد نیز بازتابدهنده سطح بالای بیاعتمادی میان دو طرف است، مقامات اسرائیلی اعلام کردهاند که نیروهای لبنانی مشارکتکننده در این طرح باید تحت آموزش و راستیآزمایی ایالات متحده قرار گیرند تا اطمینان حاصل شود که هیچ ارتباط عملیاتی با حزبالله ندارند. حتی در صورت اجرای چنین طرحی نیز اسرائیل قصد دارد حضور نظامی خود را در یک منطقه حائل مرزی حفظ کند؛ موضوعی که در لبنان بسیار بحثبرانگیز بوده و با خواسته بیروت برای خروج کامل نیروهای اسرائیلی فاصله زیادی دارد.
چالش مهم دیگر، نقش حزبالله در ساختار نظامی سیاسی کشور لبنان است اگرچه مذاکرات بهطور رسمی میان دولتهای لبنان و اسرائیل انجام میشود، اما حزبالله همچنان بازیگری تعیینکننده است که طرفین نمیتوانند تواناییهای نظامی و نفوذ سیاسی آن را نادیده بگیرند، شاید مهمترین امتیازی که میتواند دولت لبنان در مقابل آن رژیم را وادار به عقب نشینی بکند، مسئله خلع سلاح حزب الله باشد، به همین سبب هم طرحهای پیشین آتشبس بارها با مقاومت حزب و سایر بازیگران محور مقاومت مواجه شدهاند، بهویژه زمانی که خواستار عقبنشینی نیروهای حزبالله از مناطق مرزی بدون ارائه امتیازات متقابل از سوی رژیم صهیونیستی بودهاند. در ماههای اخیر، برخی مقامات غربی و اسرائیلی آشکارا خلع سلاح حزبالله را بهعنوان یکی از اهداف بلندمدت هر توافق جامع مطرح کردهاند. با این حال، واقعیتهای سیاسی لبنان نشان میدهد که تحقق چنین هدفی در کوتاهمدت برای مخالفین حزب الله بسیار دشوار خواهد بود.
در نهایت، آینده مذاکرات اسرائیل و لبنان به این بستگی دارد که آیا رهبران سیاسی قادر خواهند بود آتشبسی را که از دل فرسایش و خستگی ناشی از جنگ متولد شده است، به یک سازوکار امنیتی پایدار تبدیل کنند یا خیر. این مذاکرات با موانع بزرگی همچون اختلافات ارضی، مطالبات امنیتی متعارض، نقش حلنشده حزبالله و تأثیر فزاینده تحولات منطقهای روبهرو است. با این حال، اهمیت این روند بیش از هر زمان دیگری است. پس از سالها که تشدید تنشهای نظامی بر دیپلماسی سایه افکنده بود، مذاکرات کنونی فرصتی کمنظیر برای بازگرداندن سیاست و گفتوگو به مرکز تحولات منطقه فراهم کرده است. اینکه این فرصت به ثباتی پایدار، توافقی محدود امنیتی یا صرفاً وقفهای دیگر در چرخه درگیریها منجر شود، یکی از مهمترین پرسشهای سیاست خارجی خاورمیانه در ماههای آینده خواهد بود.