صفحه نخست >>  عمومی >> ویژه ها
تاریخ انتشار : ۰۶ تير ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۲  ، 
کد خبر : ۳۹۲۹۹۵
مروری بر یادداشت روزنامه‌های شنبه ششم تیرماه ۱۴۰۵

منتظر تحقق شروط هستیم

در شرایط حساس کنونی که سرنوشت ایران در پیچ تاریخی مهمی قرار گرفته، بیانیه اخیر رهبر معظم انقلاب با کلیدواژه «منتظر تحقق شروط هستیم»، نقطه عطفی در راهبرد ملی کشور محسوب می‌شود.

یاد

منتظر تحقق شروط هستیم

مسعود اکبری

۱- در شرایط حساس کنونی که سرنوشت ایران در پیچ تاریخی مهمی قرار گرفته، بیانیه اخیر رهبر معظم انقلاب با کلیدواژه «منتظر تحقق شروط هستیم»، نقطه عطفی در راهبرد ملی کشور محسوب می‌شود. این بیانیه که در ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ منتشر شد، نه تنها چارچوب توافق احتمالی را ترسیم می‌کند، بلکه رویکردی نوین در مدیریت افکار عمومی و پاسخگویی به دشمن را نیز طلب می‌کند.
رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدمجتبی خامنه‌ای در بخشی از این بیانیه تأکید کردند: «از این لحظه، ما یعنی شما ملت سرافراز و این خادم ناچیز، منتظر تحقّق شروط گفته شده خواهیم بود.» این سخن، علاوه ‌بر ترسیم افق روشن، مسئولیتی خطیر بر دوش همه ارکان نظام و مردم نهاده است.
شروطی که در بیانیه مذکور به آنها اشاره شده، مواردی است که در ماه‌های اخیر به صراحت در بیانیه‌های رهبر معظم انقلاب مطرح شده است. این شروط، نه تنها مطالبات به‌حق ملت ایران را بازنمایی می‌کند، بلکه تضمین‌کننده منافع ملی در بالاترین سطح است. 
۲- اولین و بنیادی‌ترین شرط، پایان کامل و دائمی عملیات نظامی در تمام جبهه‌هاست. بر اساس گزارش‌های منتشر شده، رژیم غاصب صهیونیستی پس از امضای یادداشت تفاهم، حملات خود در جنوب لبنان را نه‌تنها متوقف نکرده، بلکه با انتشار نقشه‌ای جدید، گستره نفوذ نظامی خود را چندین کیلومتر عمیق‌تر از منطقه حائل اولیه گسترش داده است. این اقدام، با نخستین بند یادداشت تفاهم در تناقض آشکار است. 
۳- یکی دیگر از شروط مطرح شده در بیانیه‌های رهبر انقلاب، تثبیت حاکمیت بر تنگه هرمز است.  آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای در بخشی از نخستین پیام خود که ۲۱ اسفند سال گذشته منتشر شد، تأکید کردند: «همچنان از اهرم مسدودکردن تنگه هرمز باید استفاده شود.»
ایشان همچنین در بخشی از پیامی به‌مناسبت چهلمین روز شهادت رهبر عظیم‌الشأن انقلاب که در ۲۰  فروردین ۱۴۰۵ منتشر شد، تأکید کردند:«ما حتماً مدیریت تنگه هرمز را به مرحله جدیدی وارد خواهیم نمود.»
رهبر معظم انقلاب همچنین در پیامی به مناسبت روز ملی خلیج‌فارس که ۱۰ اردیبهشت سال‌جاری منتشر شد، تأکید کردند:«فصل نوین خلیج‌فارس و تنگه هرمز در حال رقم خوردن است... ایران اسلامی با شُکر عملی نعمت اِعمال مدیریت بر تنگه هرمز، منطقه‌ خلیج‌فارس را ایمن خواهد کرد و بساط سوءاستفاده‌های دشمن متخاصم را از این آبراه برخواهد چید. قواعد حقوقی و اِعمال مدیریت جدید تنگه هرمز، آسایش و پیشرفت را به نفع همه‌ ملت‌های منطقه رقم خواهد زد و مواهب اقتصادی آن، دل ملت را شاد خواهد کرد؛ بِاِذنِ الله وَلَو کَرِهَ الکافرون.»
تنگه هرمز، شاهرگ حیاتی منطقه و جهان و نقطه راهبردی قدرت ایران است. هرگونه توافقی باید حاکمیت کامل ایران بر این آبراه بین‌المللی را تضمین کند. تنگه هرمز ملک طلق ایران است.
۴- جبران خسارت‌های وارده به ایران در طول جنگ رمضان، از دیگر شروطی است که در بیانیه‌های رهبر معظم انقلاب بدان اشاره شده است. 
حضرت آیت‌الله العظمی سید مجتبی خامنه‌ای در پیام ۲۱ اسفندماه ۱۴۰۴ فرمودند: «ما از دشمن غرامت خواهیم گرفت و اگر امتناع کند، به اندازه‌ای که تشخیص بدهیم، از اموالش برخواهیم داشت و اگر آن هم مقدور نباشد، به همان اندازه از اموالش را نابود خواهیم کرد.» و دوباره در پیام ۲۰ فروردین ۱۴۰۵ تأکید فرمودند که «حتماً غرامت تک‌تک صدمات وارد شده و خون‌بهای شهیدان و دیه جانبازان این جنگ را طلب خواهیم کرد.»
۵- تحریم‌های ظالمانه و غیرقانونی و غیرانسانی آمریکا علیه ملت ایران، یکی از موانع بر سر راه توسعه اقتصادی ایران است. بر همین اساس لغو جامع و کامل تحریم‌ها، یکی از شروط اساسی هرگونه توافق است. 
۶- پایان دادن به پرونده هسته‌ای ایران، یکی دیگر از شروط کلیدی هرگونه توافق است. بازرسان آژانس به این دلیل که چشمان آمریکا و رژیم صهیونیستی هستند و دستانشان آغشته به خون دانشمندان هسته‌ای ماست، حق حضور در ایران را ندارند. 
علاوه ‌بر این، اورانیوم غنی‌شده ایران نیز هیچ ربطی به دشمن ندارد. دولت تروریست آمریکا که جنایت بمباران اتمی دو شهر هیروشیما و ناکازاکی ژاپن را در کارنامه سیاه خود دارد و رژیم کودک‌کش اسرائیل که نه تنها عضو ان‌پی‌تی نیست، بلکه دارنده سلاح اتمی است، به هیچ عنوان در جایگاهی نیستند که درباره صنعت هسته‌ای ایران اظهارنظر کنند. 
رهبر شهید انقلاب اسلامی ۲۸ مهر ۱۴۰۴ با اشاره به یاوه‌گویی‌های رئیس‌جمهور آمریکا که ضمن افتخار کردن به بمباران صنعت هسته‌ای ایران، مدعی از بین بردن آن شده بود، فرمودند: «ایرادی ندارد، به همین خیال باشید اما اصلاً شما چه‌کاره هستید که اگر کشوری صنعت هسته‌ای دارد، در قبال آن باید و نباید مطرح کنید؟ چه‌ ربطی به آمریکا دارد که ایران امکانات و صنعت هسته‌ای دارد یا ندارد؟ این دخالت‌ها ناباب، غلط و زورگویانه است.»
۷- بخشی از حقوق مسلم ملت ایران، اموالی است که سال‌ها به ناحق توسط آمریکا غصب شده است. این اموال بلوکه‌شده باید بدون هیچ پیش‌شرطی در اختیار کشور قرار گیرد. 
نکته مهم در این خصوص این است که موافقت با آزاد شدن پول‌های بلوکه‌شده، با آزاد شدن آن‌ها فرق می‌کند.
آمریکا در مرتبه قبلی یعنی سال ۱۴۰۲ که مبادله زندانیان صورت گرفت، با آزاد شدن پول‌های بلوکه شده موافقت کرده بود. اما این موافقت منجر به آزاد شدن اموال بلوکه شده نشد.
۸- و اما در کنار شروط، ما باید به چند نکته مهم دیگر هم توجه کنیم:
یکی از مهم‌ترین نکاتی که در تحلیل شرایط کنونی باید مدنظر داشت، این است که فضاسازی درباره شکاف میان آمریکا و اسرائیل در مسئله ایران، سناریویی از پیش طراحی‌شده است. اخیراً گزارش‌هایی از انتقادهای تند ترامپ و ونس علیه نتانیاهو منتشر شده است، از جمله انتقاد از حملات اسرائیل به لبنان. اما نباید فراموش کرد که این نمایش‌ها، بخشی از یک عملیات فریب پیچیده از سوی اتاق فرمان آمریکایی- صهیونی است.
آمریکا و رژیم صهیونیستی شاید درخصوص مسئله ایران با یکدیگر در تاکتیک اختلاف داشته باشند، اما در استراتژی هیچ اختلافی با هم ندارند. مقصود هر دو در پرونده ایران کاملاً واحد است اما صرفاً در راه‌های رسیدن به این مقصود، با یکدیگر اختلاف نظر دارند. 
با این وجود، متأسفانه برخی رسانه‌های داخلی ناخواسته در این پازل بازی می‌کنند و با انعکاس این اختلافات ظاهری، به دام دشمن می‌افتند. باید توجه داشت که هدف راهبردی آمریکا و اسرائیل یکی است و اختلافات تاکتیکی، نباید ما را از درک این حقیقت غافل کند که هر دو، دشمنانی جدی برای نظام جمهوری اسلامی و مردم عزیز ایران هستند. ما هم با آمریکا و هم با اسرائیل «پدرکُشتگی» داریم.
۹- تجربه جنگ رمضان نشان داد که حضور یک سخنگوی نظامی، چگونه می‌تواند در «جنگِ روایت‌ها» اثرگذار باشد. امروز نیز کشور به یک سخنگوی سیاسی نیاز دارد که در کوتاه‌ترین زمان، به یاوه‌گویی‌های مقامات غربی و صهیونیستی پاسخ قاطع بدهد.
متأسفانه شیوه فعلی پاسخگویی از طریق «منبع آگاه»، اقدامی اشتباه و خسارت‌بار است. وقتی در سوی مقابل، شخصی با هویت معلوم، نام و جایگاه مشخص، به گستاخی علیه ایران سخن می‌گوید، پاسخ «منبع آگاه» نه‌تنها بازدارندگی ندارد، بلکه ضعف در مدیریت رسانه‌ای را نیز به نمایش می‌گذارد.
کشور به شخصیتی نیاز دارد که با اقتدار و شفافیت و البته با هویت مشخص، در برابر اظهارات خصمانه دشمنان بایستد و روایت درست را به افکار عمومی منتقل کند. این مرکزیت رسانه‌ای، می‌تواند از پراکنده‌گویی‌های متعدد جلوگیری کرده و پیام واحد و منسجمی از کشور مخابره کند.
۱۰- یکی از نیازهای فعلی کشور که باید درخصوص آن اقدامات عاجلی انجام شود، ضرورت شفاف‌سازی و گفت‌وگوی صادقانه با مردم است. راه درست در شرایط حساس کنونی، به رسمیت شناختن «آگاهی اجتماعی» است. اگر توافقی در حال شکل‌گیری است، باید جامعه را در جریان دقیق وضعیت قرار داد و از هرگونه بزرگ‌نمایی یا کوچک‌نمایی پرهیز کرد. 
مقصود این نیست که تمامی جزئیات با مردم مطرح شود، بلکه تلاش شود تا گره‌های ذهنی باز شده و اختلاف و دودستگی در مردم ایجاد نشود. 
اقناع مردم و جلب اعتماد عمومی، نیازمند ملزوماتی است که باید از سوی نهادهای مربوطه فراهم شود. نهادهای متولی باید به جای تمرکز صِرف بر اطلاع‌رسانی‌های محدود، به «تنویر افکار عمومی» بپردازند.
۱۱- بیانیه تاریخی ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ رهبر معظم انقلاب، چراغ راهی برای آینده ایران است. تحقق شروط نه‌تنها می‌تواند گره از مشکلات معیشتی و اقتصادی کشور بگشاید، بلکه زمینه‌ساز عزت و اقتدار ایران در منطقه و جهان خواهد شد.
ما یعنی ملت سرافراز ایران و همه خادمان این نظام، همچنان منتظر تحقق شروط خواهیم بود.

یاد

ما ملت امام حسینیم 

سیدعبدالله متولیان

واکاوی پیوند خون‌های تازه با حماسه کربلا؛ چرا ملت مبعوث‌شده امسال خیمه‌ها را در سنگر برپا کرد؟ «این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است.» این جمله امام خمینی (ره)، خلاصه‌ای از تاریخ ۲۰۰‌سال اخیر ایران است؛ از قیام تنباکو تا مشروطه، و از ۱۵خرداد ۱۳۴۲ تا ۹ اسفند ۱۴۰۴. امسال، اما خیابان‌های ایران گواه چیز دیگری بود. سیاهی بیرق‌های محرم با قرمزی خون شهیدانِ جنگ سوم آمیخته بود و نوحه‌های «هیهات منا الذله» دیگر فقط شرح واقعه‌ای در سال ۶۱ هجری نبود، روایت زنده امروز ملتی بود که حدود ۱۲۰ روز است کف خیابان را ترک نکرده و حالا با پرچم جمهوری اسلامی و پرچم‌های حماسه عاشورا، حصار امنیتی دشمن را شکسته است. این محرم، «محرم الفتح» بود؛ فتحی که از دل اشک و حماسه می‌جوشد. 
رهبر شهید انقلاب، حضرت امام خامنه‌ای (سلام‌الله علیه)، سال‌ها پیش فرموده بودند: «عاشورا یک حادثه نیست، یک فرهنگ است؛ یک جریان مستمری است که برکاتش دائم بر جامعه بشری می‌بارد.» امسال این «فرهنگ مستمر» تجسم عینی یافت. وقتی دشمن در ۹اسفند، با اتکا به محاسبات مادی و خیال خام فتح سه‌روزه، آتش جنگ را بر ایران گشود، گمان می‌کرد با ملتی روبه‌رو است که میان «بقا» و «عقیده» دچار تردید است؛ غافل از آنکه این ملت، قرن‌هاست در مکتب حسین (ع) آموخته که «مرگ با عزت» را بر «زندگی با ذلت» ترجیح دهد. این همان درسی است که امام خمینی (ره) از آن به عنوان «رمز پیروزی» یاد کردند؛ رمزی که از ۱۵ خرداد ۴۲ تا تسخیر لانه جاسوسی، و از دفاع مقدس تا امروز، کارگشا بوده است. 
اما وجه تمایز این محرم با تمام محرم‌های پس از انقلاب در چیست؟ پاسخ را باید در «میدان‌داری مردم» جست‌و‌جو کرد. امام راحل فرمودند: «ملت ما با الهام از عاشورا قیام کرد.» امسال این الهام از سطح «شعار» به سطح «راهبرد میدانی» ارتقا یافت. خیمه‌های عزاداری به پایگاه‌های مقاومت مردمی تبدیل شدند. دسته‌های سینه‌زنی، سازمان رزم ملت برای مقابله با جنگ روانی دشمن شدند. این پدیده، همان چیزی است که رهبر شهیدمان از آن به «عقلانیت عاشورایی» یاد می‌کردند؛ ترکیب عاطفه و حماسه با تدبیر و بصیرت. حضور مستمر ۱۲۰ روزه در خیابان‌ها نشان داد که «انتظار» در فرهنگ شیعی هرگز به معنای انفعال نیست. چنانکه امام حسین (ع) نیامد تا صرفاً شهید شود، آمد تا حجت را تمام کند، جبهه حق را از باطل جدا سازد و با خون خود پایه‌های کاخ ستم را بلرزاند. ملت ایران نیز امروز با حضور خود همین منطق را بازتولید می‌کند. 
در این میان، نباید از نقشه خطرناک دشمن برای دوقطبی‌سازی غافل ماند. نفوذی‌های داخلی و رسانه‌های معاند می‌کوشند با تقلیل این حماسه ملی- الهی به یک «جنبش سیاسی»، آن را از ریشه‌های اعتقادی‌اش جدا کنند و میان مردم و آرمان‌های‌شان شکاف بیندازند. آنها می‌دانند که رمز شکست‌ناپذیری ایران نه در موشک‌ها و پهپادها، که در همین «پیوند عاطفی و عقیدتی» ملت با عاشوراست. امام خامنه‌ای (سلام‌الله‌علیه) بار‌ها هشدار داده بودند: «هرگاه نام و یاد حسین بن علی (ع) در جامعه ما زنده بوده، کشور بیمه شده است.» امسال این بیمه‌نامه با خون هزاران شهید جنگ تحمیلی سوم تمدید شد. وظیفه ماست که نگذاریم غبار فتنه‌های سیاسی این حقیقت تابناک را بپوشاند. محرم امسال، نقطه اتصال آسمان و زمین بود؛ جایی که اشک‌های ماتم، بی‌آنکه خشک شود، به فریاد استقامت تبدیل گشت. 
ظهر عاشورای امسال آخرین تیر‌های دشمن نیز در برابر ایمان ملت مبعوث‌شده به زانو درآمد. محرم الفتح به ما آموخت که انقلاب اسلامی، فراتر از یک نظام، یک «حقیقت تمدنی» است که ریشه در اعماق تاریخ و خون شهیدان دارد. عزاداری ملت مبعوث‌شده در خیابان‌ها نشان داد که هر خیمه سیاهی که در این کشور برپا می‌شود، در حقیقت سنگری است در برابر استکبار جهانی. ثار و انتقام ما از قاتلان امام شهیدمان و کودک‌کشان اپستینی عالم، یک حرکت مستمر تمدنی است که از کربلا آغاز شده و امروز در خیابان‌های ایران، طلایه‌دار نظم نوین جهانی است و در این مسیر یالثارات‌الحسین، رمز عبور ما از فتنه‌های آخرالزمانی است.

یاد

عاشورا؛ فراتر از یک آیین

علی ربیعی
ماه محرم، به‌ویژه ایام عاشورا، را نمی‌توان صرفا مجموعه‌ای از مناسک و آیین‌های مذهبی دانست. ماه محرم به‌ویژه عاشورا، مجموعه‌ای از صحنه‌ها، رفتارها، جلوه‌ها و آموزه‌هایی است که تبیین آ=ن فراتر از قالب مناسکی و آیینی است.
محرم در فرهنگ ایرانی پدیده‌ای چندلایه است که در آن ابعاد دینی، تاریخی، فرهنگی، اجتماعی و تمدنی در هم تنیده شده‌اند. ریشه این واقعه در قیام امام حسین(ع) برای اصلاح امت، احیای آموزه‌های اصیل دینی، مقابله با انحراف در فهم و عمل به دین و نیز ایستادگی در برابر فساد و کژکارکردی قدرت سیاسی قرار دارد. از همین رو، عاشورا از آغاز واجد ابعادی توأمان دینی، اخلاقی و اجتماعی بوده است. تأثیر این واقعه در طول تاریخ نیز بسیار فراتر از یک رخداد صرفا مذهبی بوده است. از اشک‌های آیینی تا مشارکت‌های اجتماعی و از روایت‌های اخلاقی تا الهام‌های عدالت‌خواهانه، عاشورا در طول تاریخ به بخشی از زیست فرهنگی ایرانیان تبدیل شده است. به همین دلیل، تحلیل محرم تنها در چارچوبی محدود و صرفا سیاسی یا صرفا فرهنگی، تصویری ناقص از این پدیده مهم تاریخی و تمدنی به دست می‌دهد؛ پدیده‌ای که در عین ریشه‌داشتن در ایمان دینی، توانسته است لایه‌های مختلف حیات اجتماعی ایرانیان را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

سوگواری و گریستن عاشورایی؛ زبان مشترک یک حافظه جمعی

برای ایرانیان، محرم و عاشورا با تجربه‌ای عمیق از مهر، همدلی و گریستن گره خورده است. اما این گریستن صرفا سوگواری نیست. در پس آن، هم یادآوری مظلومیت خاندان پیامبر (ص) و هم نوعی بازخوانی رنج‌های تاریخی یک ملت و تأملی جمعی درباره شیوه زیستن در میان این رنج‌ها نهفته است. اشک‌های محرم، در واقع بخشی از حافظه عاطفی جامعه ایرانی‌اند؛ حافظه‌ای که در آن ایمان، رنج، مقاومت، امید و استمرار حیات اجتماعی در هم آمیخته است. از این منظر، محرم به فرصتی برای بازاندیشی در تاریخ، هویت جمعی و نسبت جامعه با ارزش‌های اخلاقی و دینی تبدیل می‌شود؛ فرصتی برای مفهوم‌سازی درباره دردها، ایستادگی‌ها و تجربه‌های تاریخی جامعه ایرانی.

محرم به مثابه تجربه زیسته

محرم و عاشورا در عین حال نوعی «تجربه زیسته» در فرهنگ ایرانی‌اند؛ تجربه‌ای که از کودکی تا کهن‌سالی در زندگی بسیاری از ایرانیان حضور دارد. بسیاری از ایرانیان نخستین تجربه‌های مشارکت اجتماعی خود را در همین ایام می‌آموزند؛...

از همکاری در هیئت‌های محلی تا مشارکت در برگزاری آیین‌های عزاداری و خدمت‌رسانی به عزاداران. در روزهای عزاداری محرم، اشکال متنوعی از کار جمعی و مشارکت داوطلبانه شکل می‌گیرد؛ همکاری‌هایی که حتی از مرزهای طبقاتی و اجتماعی نیز عبور می‌کند. این تجربه‌ها در واقع نوعی تمرین اجتماعی برای همبستگی، تعاون و کار مشترک است؛ تمرینی که به مرور زمان به بخشی از ذخیره فرهنگی جامعه ایرانی تبدیل شده است. در عین حال، بسیاری از مفاهیم دینی و اخلاقی نیز در همین بستر اجتماعی و آیینی به نسل‌های مختلف منتقل می‌شوند. از این منظر، محرم تنها حافظ یک خاطره تاریخی نیست، بلکه بستری برای تداوم آموزش‌های دینی و اخلاقی در جامعه نیز به شمار می‌رود.

محرم و خاطره حرکت اجتماعی

برای برخی نسل‌ها، به‌ویژه نسل‌های دهه‌های ۳۰، ۴۰ و ۵۰، محرم تنها یک آیین مذهبی نبود. در آن سال‌ها، این ایام گاه به بستری برای طرح نگاه‌های متفاوت به دین، بازخوانی مسئولیت اجتماعی مؤمنان، نقد نظم موجود و بازنمایی آرمان رهایی از سلطه و استعمار تبدیل شد. محرم در چنین روایت‌هایی، صرفا یادآور سوگ نبود؛ بلکه الهام‌بخش حرکت، بیداری و مسئولیت‌پذیری اجتماعی نیز به شمار می‌آمد.

این تجربه تاریخی نشان می‌دهد که عاشورا در حافظه اجتماعی ایرانیان، همواره ظرفیت‌هایی فراتر از یک روایت آیینی داشته است؛ ظرفیت‌هایی که از دل آموزه‌های دینی آن سرچشمه گرفته و در عرصه اجتماعی نیز بازتاب یافته‌اند.

درس‌های اخلاقی کمتر روایت‌شده

در کنار این ابعاد اجتماعی و تاریخی، عاشورا سرشار از آموزه‌های اخلاقی و انسانی نیز هست؛ آموزه‌هایی که شاید کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند. عاشورا تنها روایت یک تقابل سیاسی نیست، بلکه مجموعه‌ای از درس‌های اخلاقی درباره وفاداری، ادب، مسئولیت، گذشت، ایثار و کرامت انسانی است. از داستان مسلم بن عقیل و خانه هانی تا ادب و منش امام حسین (ع) در مواجهه با دشمنان، از رفتار حضرت عباس (ع) تا تدبیرهای امام سجاد (ع) در ادامه مسیر، همه و همه حامل پیام‌هایی عمیق درباره اخلاق انسانی‌اند. همچنین سیره امام حسین (ع) در دعوت به حق، پایبندی به عهد، پرهیز از آغازگری در خشونت و اهتمام به هدایت انسان‌ها، ابعاد دیگری از این میراث اخلاقی را آشکار می‌سازد. با این حال، به نظر می‌رسد این وجه اخلاقی عاشورا کمتر در روایت‌های عمومی و مجالس عزاداری بازتاب یافته و کمتر مجال یافته است تا به عنوان «اخلاق عاشورا» مورد توجه قرار گیرد.

عاشورا و درس سیاست

نهضت عاشورا در عین حال حامل آموزه‌هایی برای فهم سیاست نیز هست. اما پیش از آنکه یک کنش سیاسی باشد، تلاشی برای پاسداری از حقیقت دین، اصلاح امت و جلوگیری از استحاله ارزش‌های اسلامی بود. همین خاستگاه دینی و اخلاقی است که به این نهضت، ابعاد اجتماعی و سیاسی ماندگار بخشیده است. مفاهیمی چون عدالت‌خواهی، ایستادگی در برابر انحراف، مسئولیت‌پذیری در برابر سرنوشت جامعه و ضرورت حفظ پیوند میان اخلاق و قدرت، از جمله مفاهیمی است که می‌توان از دل این واقعه تاریخی استخراج کرد و درباره آنها اندیشید. با این حال، یکی از آسیب‌های سال‌های اخیر، استفاده ابزاری از عاشورا در مجادلات سیاسی روزمره است. گاه با قرائت‌ها و روایت‌های دلخواه از این واقعه، صحنه تقابل امام حسین (ع) و شمر به نزاع‌های سیاسی امروز پیوند زده می‌شود تا گروهی حذف و گروهی دیگر تثبیت شود. چنین رویکردی، در نهایت چیزی جز تقلیل یک نهضت دینی، تاریخی و اخلاقی به ابزاری برای جدال‌های روزمره نیست.

از هیئت‌های معنامحور تا هیئت‌های ستاره‌محور

تحولات آیین‌های عزاداری نیز در این میان قابل توجه است. در دوره‌هایی، مراسم محرم بیشتر حول محور وعظ، سخنرانی، تبیین معارف دینی و انتقال معنا شکل می‌گرفت. اما در سال‌های اخیر، در برخی موارد شاهد تغییراتی بوده‌ایم؛ از هیئت‌های معنامحور به هیئت‌هایی که گاه بیش از هر چیز بر چهره‌ها، جلوه‌های رسانه‌ای یا نوحه‌های سیاسی تکیه دارند. بی‌تردید شور و احساس، بخشی جدایی‌ناپذیر از فرهنگ عاشورایی است؛ اما اگر این شور از معرفت، فهم تاریخی و تأمل اخلاقی و دینی فاصله بگیرد، بخشی از ظرفیت تربیتی و فرهنگی عاشورا نیز کم‌رنگ خواهد شد. شاید یکی از نیازهای امروز، بازگشت دوباره به پیوند میان شور و شعور، احساس و معرفت و نیز توجه بیشتر به پیام‌های دینی، اخلاقی و انسانی عاشورا باشد.

سخن پایانی

عاشورا را نمی‌توان تنها در قالب یک مناسک مذهبی، یک خاطره تاریخی یا یک نماد سیاسی فهم کرد. عاشورا در عین حال روایتی از ایمان، اصلاح، اخلاق، مسئولیت و کرامت انسانی است. ماندگاری آن نیز از همین جامعیت سرچشمه می‌گیرد؛ از اینکه توانسته است در طول قرن‌ها، هم الهام‌بخش دینداری باشد، هم منبعی برای تأمل اخلاقی و هم پشتوانه‌ای برای همبستگی اجتماعی. از این منظر، محرم همچنان فرصتی برای بازاندیشی در نسبت ما با دین، اخلاق، جامعه و تاریخ است؛ فرصتی که هر نسل می‌تواند از دریچه نیازها و مسائل زمانه خود، بار دیگر به آن بازگردد و معنای تازه‌ای از آن بیابد.

یاد

مذاکرات «زور» ، «ریختی»

محمدکاظم انبارلویی
۱- هیئت ایرانی به ریاست قالیباف هفته گذشته وارد زوریخ شد تا چک‌های تفاهم‌نامه و مطالبات ایران در این تفاهم‌نامه را نقد کند.
آنچه در زوریخ اتفاق افتاد را نمی‌توان «مذاکرات» نامید. هرآنچه گفته شد پیرامون مطالبه‌گری ایران پس از امضای تفاهم‌نامه بود.
اخذ مطالبات ما در زوریخ از نگاه تحلیلی صاحب‌نظران جهانی این بود که «زور» یک طرف آتش‌بس دچار ریزش شده و نتایج نبرد ۱۲ روزه و ۴۰ روزه نشان می‌دهد طرف در حال دادن امتیاز است بدون اینکه بتواند در این مرحله امتیازی بگیرد. لذا به طنز و شوخی دور اول مذاکرات در سوئیس را «زور» ، «ریخت» نامیدند!
این ریخته‌گری توسط نیروهای مسلح ما در کارگاه تنگه هرمز صورت گرفته است.
۲- هیئت جمهوری اسلامی طراحی آمریکا و میانجی‌ها را که در آغاز مذاکرات در یک قاب قرار گیرند و عکس یادگاری توأم با لبخندهای دیپلماتیک برجامی بزنند را بر هم زد. تلاش‌های پروتکلی طرف به جایی نرسید هیچ‌کس از افراد هیئت ایرانی در قاب قرار نگرفت. مفهوم این کار و پیام آن در نگاه رسانه‌های جهان و تحلیل صاحب‌نظران این بود از نظر ایران هیچ چیز تمام شده نیست و شروط و تعهدی که طرفی که داده نه به «دار» است نه به «بار»!
مذاکرات بخشی از جنگ است و جنگ هم بخشی از مذاکرات این دو مفهوم از نظر تیم ایران تفکیک‌ناپذیر است.
۳- ماموریت اصلی تیم ایرانی نقد کردن شروط و تعهدات آمریکایی بود که در بند ۱۳ قبل از آغاز مذاکرات طی یک بازه زمانی تعریف شده باید عملیاتی می‌شد.
اولین ماموریت رفع محاصره دریایی و به رسمیت شناخته شدن تمامیت ارضی لبنان و پایان دادن به جنگ در همه ساحات بود که قبل از حتی امضای دیجیتالی ترامپ، شروع آن را آمریکایی‌ها کلید زدند!
دومین شرط رهاسازی پول‌های بلوکه شده ایران بود که رئیس کل بانک مرکزی به همین دلیل همراه هیئت بود در همان جا تست و عملیاتی شد.
سومین شرط تعلیق تحریم‌های نفتی و پتروشیمی و حق دسترسی به منابع فروش آن بود که معاون وزیر نفت به همین دلیل همراه هیئت شده بود آن‌هم تست شد.
چهارمین شرط پذیرش حق ایران برای مدیریت تنگه هرمز بود که در خاتمه سفر به سوئیس، قالیباف و عراقچی به عمان رفتند و آن را نهایی کردند و در بیانیه ایران و عمان به طور شفاف آمده است ایران و عمان «خدمات دریایی» بخوانید حق هزینه عبور بی‌ضرر در تنگه هرمز دریافت خواهند کرد.
پنجمین شرط صورت‌بندی تعهد پرداخت خسارت به ایران تحت عنوان آبرومندانه طرح‌های بازسازی و سرمایه‌گذاری ۳۰۰ میلیارد دلاری طرف شکست خورده جنگ بود که تا حدودی بحث های آن پیش رفت.
۴- با آنکه در این اجلاس کوتاه و مختصر برای تحقق شروط و نحوه پیشروی و تحقق نهایی توفیق خوبی به دست آمد و می‌توانستیم برای هر شرط آن یک روایت فتح و پیروزی در عرصه نبرد دیپلماتیک ساز کنیم اما این کار را نکردیم. دو دلیل بر این رویکرد بود.
الف: چون هیچ دلیلی بر اعتماد طرف مقابل نداریم طرف مقابل ممکن است در هر لحظه زیر میز بزند و حمله را آغاز کند. لذا دچار ذوق‌زدگی نشدیم!
ب: شتابزدگی و تعجیل هم نداریم خط به خط تفاهم را جلو می‌رویم هر جا طرف دبه کرد می‌توانیم به نقطه اول برگردیم. ضمن اینکه هر چه خواستیم در این مرحله گرفتیم چیزی هم ندادیم.
۵- انصاف و عدالت حکم می‌کرد کسانی که در نقد تفاهم نامه تا مرز تحریف، تغییر و تقلیل پیام رهبری رشید ایران پیش رفتند و از آن روایت شکست و وادادگی ارایه دادند در تحلیل خود تجدیدنظر می‌کردند. آنچه در خارج از ذهن آنها اتفاق افتاده است،آغاز روند امتیازگیری نقد از دشمن است. چرا آ‌نها حاضر نیستند آن را ببینند و رفتند دنبال دوقطبی‌سازی و انداختن شکاف و شقاق در خیابان.
۶- راهبرد ایران در مذاکرات سوئیس راستی‌آزمایی تعهدات آمریکاست. این راهبرد پیروزی خود را در عرصه دیپلماسی نشان داده است. ضمن اینکه در عرصه میدان نظامی دست‌ها روی ماشه آمادگی صددرصد است.
ترامپ و ونس برای پوشش دادن شکست خود از پمپاژ اطلاعات نادرست به عنوان گلوله‌های جنگ شناختی استفاده کردند. منتقدین بدون راستی‌آزمایی این اطلاعات، تفاهم‌نامه را چه در متن و چه در عمل نادیده گرفتند و در تله جنگ شناختی دشمن دست و پا زدند.
ترامپ و ونس می‌گفتند یک سنت هم به ایران نمی‌دهیم. حالا که دادند به دروغ می‌گویند قرار است ایران همه آن را ذرت از آمریکا بخرد! گفتند در مورد موشک و مسایل هسته‌ای صحبت شده است. در حالیکه معلوم شد چیزی که اساسا در سوئیس مطرح نبوده همین دو مقوله بوده است.

یاد

شیعیان در حصار جمود فکری طالبان

میراحمدرضا مشرف

از زمان بازگشت طالبان به قدرت تاکنون هر سال ایام محرم به عنوان زمانی برای اوج‌گیری برخی اختلافات و تنش‌ها میان حاکمیت طالبان و شیعیان افغانستان شناخته شده است. به نظر می‌رسد محرم امسال نیز از این قاعده مستثنا نیست، علاوه بر آنکه امسال ردپای دلایل و عوامل دیگری نیز به این روندهای تنش‌زا باز شده است.

بر این اساس، تعیین شرایط و محدودیت‌های گسترده جدیدی که از طرف طالبان و به‌طور خاص از سوی وزارت عدلیه(دادگستری) بر مراسم‌ عزاداری شیعیان اعمال شده و حتی به دستگیری برخی متولیان حسینیه‌ها و عزاداران حسینی انجامیده، توقیف رسانه و شبکه شیعی تمدن که با تعطیلی بزرگ‌ترین مرکز علمی و آموزشی شیعیان افغانستان یعنی حوزه و دانشگاه خاتم‌النبیین(ص) مستقر در کابل همراه شد و همچنین اجبار دانشجویان اهل تشیع در شهر هرات به امضای تعهدنامه‌ای برای پایبندی به فقه حنفی، همگی بخشی از روندهای تنش‌زای ماه‌های اخیر میان جامعه تشیع و حاکمیت طالبان بوده‌ که اعتراض عمومی شیعیان و حتی بیانیه رسمی شورای علمای شیعه را به دنبال داشته‌است. در این شرایط درزمینه تداوم تنش‌ها میان حاکمیت طالبان و شیعیان در چند سال اخیر و به‌ویژه در ایام محرم، چند نکته مهم قابل یادآوری است.

الف) طالبان و دشواری گسست از اندیشه‌های افراط‌گرایانه؛ روند اداره و تفکرات حاکم بر حاکمیت طالبان در دوره دوم تسلط آن‌ها بر افغانستان، حکایت از آن دارد که باوجود تنوع فکری و عقیدتی موجود میان طالبان، آن‌ها هنوز هم نتوانسته‌اند خود را از بستر برخی اندیشه‌ها و اقدامات افراط‌گرایانه دور کنند. تشدید اقدامات امارت اسلامی در قبال شیعیان و به‌طور خاص اعمال محدودیت‌ها نسبت به مراسم‌های عزاداری در این محرم را باید در همین چارچوب ارزیابی کرد. اما اعمال محدودیت‌ها از سوی برخی جناح‌های درون حاکمیت طالبان در شرایطی رخ می‌دهد که بخشی دیگر از بدنه طالبان نه تنها با این موضوع مشکلی ندارند، بلکه درکی مشترک با شیعیان در این زمینه دارند. حضور نور محمد متوکل، سرکنسول طالبان در مشهد در مراسم عزاداری سیدالشهدا(ع) و اظهارات او در مورد پیام وحدت، عدالت و عزت اسلامی واقعه عاشورا و تأکید او بر عاشورا به عنوان بزرگ‌ترین سرمایه معنوی جهان اسلام و درس‌های وحدت‌آفرین این واقعه را می‌توان بخشی از همین دیدگاه‌ها تلقی کرد.

ب) تداوم ابهام‌ها در ساختار سیاسی طالبان؛ در کنار مسئله چالش فکری و عقیدتی، نبود ساختار سیاسی منسجم و پاسخگو را باید از دیگر دلایل و ریشه‌های تنش‌زا در روابط میان شیعیان و حاکمیت طالبان تلقی کرد. در مورد مراسم عاشورای امسال و یا در زمینه تعطیلی رسانه تمدن و حوزه خاتم‌النبیین(ص) این بار شاهد دخالت مستقیم وزارت عدلیه طالبان بودیم که از نظر بسیاری، وظایف محوله ارتباط چندانی با تصمیمات اخیر ندارد. حتی در مورد شبکه تمدن و دانشگاه خاتم‌النبیین(ص) که وزارت عدلیه طالبان مدعی چالش زمین‌های آن است نیز دلایل و انگیزه‌های متفاوت قضایی و سیاسی مطرح شده است. کریمی، معاون وزارت شهرسازی طالبان که خود از شیعیان افغانستان است در این مورد باور دارد اقدام وزارت عدلیه تصمیم و عملکرد شخصی وزیر آن است. وی در جمع شیعیان به‌صراحت می‌گوید خودش از طرف محمدحسن آخند، نخست‌وزیر طالبان از مردم باغیرت و سربلند شیعه و هزاره افغانستان عذرخواهی می‌کند.

ج) حفظ وحدت و یکپارچگی، شرط بقای حکومت‌ها در افغانستان؛ در افغانستان جابه‌جایی حکومت‌ها بسیار اتفاق افتاده است، اما شرط اصلی تداوم و بقای این حکومت‌ها حفظ انسجام، وحدت و یکپارچگی کشوری بوده که از تنوعات قومی و مذهبی زیادی برخوردار است. اقدامات اخیر طالبان در قبال شیعیان و حتی در بُعدی وسیع‌تر، نسبت به اقلیت‌های قومی و زبانی، روندی غیر از این را نشان می‌دهد. این‌ها را می‌توان از اظهارات اخیر معاون وزارت شهرسازی که خود یکی از معدود شیعیان حاضر در ساختار حاکمیت طالبان است درک کرد: «اگر سکوت مردم ما را حمل بر ضعف و ترس کنید، اشتباه کرده‌اید، مردم ما اهل ترس نیستند. ما نمی‌خواهیم یک‎بار دیگر به این فاز تجربه شده تلخ [جنگ] برویم... مردم ما را به ستوه نیاورید».

یاد

رمزگشایی از درایت شیخ مقاومت

حنیف غفاری

دبیرکل حزب‌الله لبنان طی روزهای اخیر مسؤولانه و قاطعانه در صیانت از حقوق حقه سرزمین و ملت خود به صحنه آمده است. مواضع صریح حجت‌الاسلام والمسلمین شیخ «نعیم قاسم» در تقبیح رویکرد دولت «نواف سلام» در مذاکره با رژیم صهیونیستی و تاکید این رهبر مقتدر بر حفظ تمامیت ارضی لبنان، بار دیگر نقش جبهه مقاومت در صیانت از موجودیت و امنیت سرزمین سروها را به رخ دشمنان این جریان مقدس کشید. دبیرکل حزب‌الله اخیراً در ۲ موضع‌گیری جداگانه، به مواردی اشاره کرد که باید آنها را فراتر از یک توصیه یا اظهارنظر ساده قلمداد کرد.
شیخ نعیم قاسم در یکی از سخنرانی‌های خود رسماً فرضیه نادرست و کاملاً ساختگی اختلاف واشنگتن-تل‌آویو بر سر تهاجم صهیونیست‌ها به لبنان را ابطال و اظهار کرد: «همه چیز در لبنان گردن ترامپ است. ترامپ باید نتانیاهو را ملزم کند، آن وقت تمام اسرائیل چه بخواهد و چه نخواهد، گوش به فرمان خواهد بود و جرأت مخالفت با موضع آمریکا را نخواهد داشت. آمریکا باید به پروژه اسرائیل پایان دهد؛ اسرائیل متجاوز است و باید از لبنان خارج شود‌».
همان‌گونه که از این اظهارات حکیمانه و مستند برمی‌آید، شیخ قاسم نه‌تنها قائل به تفکیک جبهه دشمن در پرونده لبنان نیست، بلکه رژیم صهیونیستی و اقدامات تجاوزکارانه آن را متغیری وابسته به واشنگتن قلمداد می‌کند. شبکه حامی/ پیرو ترسیم‌شده از سوی دبیرکل حزب‌الله بیانگر قدرت رصد هوشمندانه‌ای است که مقاومت لبنان در دوران شهید سیدعباس موسوی و شهید سیدحسن نصرالله نیز از آن بهره می‌برد و اکنون شاهد این آگاهی در دبیرکل فعلی حزب‌الله هستیم. رسانه‌های وابسته به جریان غربگرای 14 مارس طی هفته‌های اخیر تلاش زیادی در خصوص مهندسی افکار عمومی لبنان و منطقه بر مبنای تفکیک بازی و حتی ماهیت واشنگتن و تل‌آویو از یکدیگر کرده‌اند. هدف این عملیات تبلیغاتی، القای گزاره‌های نادرست در بدنه جامعه لبنان و استوارسازی ایده‌های خطرناک آتی بر مبنای این پیش‌فرض دروغین است. مواضع اخیر شیخ قاسم به این معناست که دوگانه «نتانیاهو-‌ترامپ» اساساً وجود خارجی نداشته و برخاسته از یک روایت‌سازی معکوس اما هدفمند است. به عبارت گویاتر، شیخ قاسم با اصرار بر وابستگی مطلق نتانیاهو به ترامپ، مستقیماً نقطه ثقل نقشه مشترک واشنگتن، تل‌آویو و جریانات غربگرای لبنان را هدف قرار داده است.
نکته دوم، معطوف به سخنان دیگر دبیرکل حزب‌الله در خصوص رویکرد دولت نواف سلام و جوزف عون در قبال تحولات میدانی این کشور است. شیخ نعیم قاسم در این خصوص خطاب به مقامات دولت لبنان بیان کرد: «روابط خود را با ایران اصلاح کنید، حتی آمریکا نیز روابط خود را با ایران سازماندهی می‌کند. کسی که دستور قطع رابطه با ایران را داد، باید این رابطه را بازگرداند».
صورت مساله گویاست! شیخ مقاومت از عون و سلام خواست اگر به گفتمان مقاومت اعتقادی ندارند، لااقل واقعیات جاری در منطقه و نظام بین‌الملل را مدنظر قرار دهند! آمریکا اسفندماه سال گذشته جنگ رمضان را در ایران با هدف نابودی نظام جمهوری اسلامی، تسلط بر منابع نفتی و جغرافیایی جنوب ایران و خارج ساختن اورانیوم غنی‌شده در نطنز و فردو کلید زد اما پس از 40 روز مقاومت بی‌بدیل رزمندگان جان بر کف نیروهای مسلح و ملت مبعوث کشورمان، چاره‌ای جز التماس برای آتش‌بس و مذاکره با جمهوری اسلامی ایران پیش روی خود ندید. این قاعده در خصوص مهره‌های منطقه‌ای بازی آمریکا در جنگ سوم تحمیلی نیز صادق است: از امارات تا عربستان و سایر کشورهایی که در سودای نابودی ایران به سر می‌بردند، اکنون یکی پس از دیگری در حال تاکید بر مذاکره با تهران و پذیرش نظم نوین منطقه‌ای با محوریت کشورمان هستند. در چنین شرایطی اصرار سیاستمداران ضدمقاومت در دولت لبنان بر مذاکره با واشنگتن و تل‌آویو مصداق یک خطای بزرگ و جبران‌ناپذیر در حوزه سیاست خارجی بیروت محسوب می‌شود.
رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر غربگرای لبنان تلاش می‌کنند به قول خود، آتش‌بس در لبنان را منبعث از عادی‌سازی روابط بیروت-تل‌آویو جلوه دهند، این در حالی است که آتش‌بس با رژیم منفور و نامشروعی که تنها زبان زور را می‌فهمد، تنها در گرو تاکید بر گفتمان مقاومت و متعلقات عملیاتی و میدانی این گفتمان میسر خواهد بود. شیخ قاسم به صورت کاملاً گویا، دولت غربگرای لبنان را به واقع‌بینی در قبال تحولات جاری در منطقه فراخوانده تا ضمن ایجاد یک دوربرگردان برای نواف سلام و جوزف عون جهت جبران خطاهای محاسباتی و اجرایی بزرگی که تاکنون مرتکب شده‌اند، زمینه ایجاد آتش‌بس واقعی و حفظ حاکمیت سرزمینی لبنان را تضمین کند. بدون شک غربگرایان لبنانی نباید آخرین فرصتی را که دبیرکل آزاده حزب‌الله در اختیار آنها قرار داده، از دست بدهند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات