داستان ایران و آمریکا اختلاف بر سر یک مسابقه یا یک پرونده نیست. مسئله این است که هر جا ایران بخواهد روی پای خود بایستد، قلدر بیرونی تلاش میکند هزینه این ایستادگی را افزایش دهد.
آنچه این روزها در جام جهانی میبینیم، تنها یک مسابقه فوتبال نیست؛ روایتی است از همان واقعیتی که ما ملت ایران، نزدیک به پنج دهه در عرصههای مختلف با آن روبهرو بودهایم.
تیمی از جوانان بااستعداد، پرتلاش و باانگیزه که با کمترین امکانات خود را به بالاترین سطح رقابت رساندهاند. اما از همان ابتدا یک قدرت بیرونی مدام تلاش میکند بازی را برایشان سختتر کند؛ از تحریم و محدودیت گرفته تا مشکلات ویزا، محرومیت از اردوهای تدارکاتی، فشارهای روانی و انواع سنگاندازیها. هدف فقط شکست دادن این تیم نیست؛ هدف آن است که اصلاً فرصت یک رقابت برابر را نداشته باشد.
در همین میان، شعارهای زیبایی هم شنیده میشود؛ از جمله اینکه «فوتبال سیاسی نیست». اگر چنین است، چرا سیاست تا این اندازه در مسیر یک تیم دخالت میکند و زمین بازی را نابرابر میسازد؟
با این حال، این جوانان دست از تلاش نمیکشند. با وجود همه موانع، میجنگند، پیشرفت میکنند و نتیجه میگیرند. مردم هم این حقیقت را مشاهده میکنند؛ میبینند که این موفقیتها حاصل کار، استعداد و غیرت است، نه مسیر هموار و امکانات برابر.
مهمترین سرمایه امروز ما، خودباوری و امید است. برخی تلاش میکنند این باور را در ذهن جامعه بنشانند که «ایران بدون دیگران نمیتواند» و از همین مسیر، یأس و ناامیدی را ترویج میکنند.
این تصویر، فقط درباره فوتبال نیست. در علم، اقتصاد، صنعت، سیاست و بسیاری از عرصههای دیگر نیز همین روایت تکرار شده است. هر جا جوانان ایرانی خواستهاند گامی به جلو بردارند، با فشار، تحریم و محدودیت مواجه شدهاند. مسئله اصلی، رقابت سالم نبوده؛ مسئله این بوده که ایران فرصت پیشرفت و احساس شادی پیدا نکند.
اگر امروز گاهی در میانه راه دچار خطا یا کندی میشویم، نباید فراموش کنیم که این مسیر هرگز یک مسیر عادی نبوده است. بسیاری از کشورها بدون چنین فشارهایی، با دسترسی آزاد به امکانات، همکاریهای بینالمللی مسیر رشد خود را طی میکنند؛ اما ایران بارها مجبور شده در حالی پیش برود که همزمان با رقیب، با موانع تحمیلی نیز مبارزه کند.
داستان ایران و آمریکا را باید در همین قاب دید؛ اختلاف بر سر یک مسابقه یا یک پرونده نیست. مسئله این است که هر جا ایران بخواهد روی پای خود بایستد، قلدر بیرونی تلاش میکند هزینه این ایستادگی را افزایش دهد. با این همه، تجربه نشان داده است که هر زمان به توان جوانان خود اعتماد کردهایم، حتی در سختترین شرایط نیز توانستهایم از موانع عبور کنیم.
مهمترین سرمایه امروز ما، خودباوری و امید است. برخی تلاش میکنند این باور را در ذهن جامعه بنشانند که «ایران بدون دیگران نمیتواند» و از همین مسیر، یأس و ناامیدی را ترویج میکنند. اما واقعیت ۴۷ سال گذشته چیز دیگری را ثابت کرده است؛ هرجا به ظرفیتهای داخلی تکیه کردهایم، با وجود همه فشارها، پیش رفتهایم.