نشست شورای همکاری خلیج فارس با روبیو وزیر خارجه آمریکا در بحرین در حالی برگزار شد که مواضع مطرح شده از سوی حاضران در این نشست پیرامون تنگه هرمز و ایران و تحولات منطقه بیانگر حقیقتی تلخ است و آن اینکه از یک سو کشورهای منطقه هنوز از جنگ رمضان و رفتارهای آمریکا درس عبرت نگرفتهاند و همچنان در سراب ناجی بودن آمریکا به سر میبرند و از سوی دیگر نیز نعل وارونه زدن به امنیت منطقه به عادت این کشورها مبدل شده که نتیجه آن نه امنیت، بلکه فجایعی است که به دست آمریکا و رژیم صهیونیستی رقم میخورد و کشورهای عربی باید پاسخگوی مشارکت خود در این وضعیت باشند.
یکی از مباحث مطرح در این نشست ادعاهای مطرح در باب تنگه هرمز است. چنانکه مارکو روبیو در بحرین درباره مدیریت ایران بر تنگه هرمز مدعی شد: واقعیت این است که هیچ کشوری در جهان حق ندارد برای استفاده از آبراههای بینالمللی هزینه دریافت کند و این هرگز شرط قابلپذیرشی در هیچ توافقی نخواهد بود. رئیسجمهور بهطور کامل در این باره شفاف سازی کرده است. همچنین وزیران خارجه شورای همکاری بر آزادی کامل، بدون قید و شرط و بدون محدودیت کشتیرانی در این آبراه، مطابق حقوق بینالملل، تأکید کردند و هرگونه دریافت عوارض، هزینه ترانزیت یا تلاش برای اعمال کنترل بر تنگه هرمز را رد کردند.
این مواضع در نشست بحرین در حالی مطرح شده است که اولاً بر اساس حقوق بینالملل و حق دفاع مشروع ایران برای امنیت خویش در برابر هر متجاوزی حق اعمال حاکمیت و محدودیت بر تنگه هرمز را دارد. ثانیاً ایران عضو کنوانسیون دریا نیست و لذا عملاً نیازی به اجرای مقررات آن ندارد. ثالثاً رفتارهای تهدید آمیز آمریکا، رژیم صهیونیستی و نیز اقدامات غیر سازنده کشورهای عربی بیانگر حقانیت مواضع ایران مبنی بر مدیریت هوشمند تنگه هرمز است که برای امنیت ایران و منطقه صورت میگیرد.
توان دفاعی که امنیتساز منطقه است
در سخنانی واهی و سوال برانگیز وزرای خارجه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در حالی خواستار آن شدهاند که برنامه موشکی ایران در توافق ایران با آمریکا لحاظ شود که به اذعان جهانیان این توان نظامی بومی بوده و در راستای امنیت منطقه به کار گرفته میشود. اگر اقدامات ایران نبود، اکنون تروریسم تمام منطقه را نیز در بر گرفته در عین آنکه این توان در جنگ ۱۲ روزه و رمضان در چارچوب مقابله با رژیم صهیونیستی و آمریکایی به کار گرفته شده که تهدیدی برای امنیت کل منطقه هستند. نگاه آنها خاورمیانه جدید از نیل تا فرات است که بر اساس بی دفاع سازی تمام کشورهای منطقه صورت میگیرد، حال آنکه تهران با توان بومی توانسته مانع از اجرای این طراحی شود و کشورهای عربی باید قدرشناس و شکر گذار این توان باشند، نه آنکه در زمین آمریکایی بازی کنند که جز ناامنی کارکردی برای منطقه نداشته است. در باب امنیت منطقه چند نکته قابل توجه است. نخست آنکه آمریکا از همان روز نخست تکلیف خود با کشورهای منطقه را مشخص کرد و با اصل اول اسرائیل به آنها یادآور شده که هیچ ارزشی برای امنیت آنها قائل نمیباشد. آمریکا تمام تسلیحات این کشورها و نیز سامانههای راداری و دفاعی خود را در اختیار امنیت این رژیم قرار داده و ضررهای اقتصادی و امنیتی کشورهای عربی را بی اهمیت عنوان داشت. دوم آنکه کشورهای عربی در حالی در توهم امنیت ساز بودن آمریکا هستند که بسیاری از نهادهای اطلاعاتی و امنیتی این کشور بر شکست و ناتوانی آن در برابر ایران اذعان کردهاند چنانکه در اقدامی که خود نشانه شکست است ترامپ خواستار ۸۸ میلیارد دلار بودجه اضافی برای بازسازی ویرانههای نظامی جنگ شده است. سوم آنکه ایران در طول جنگ رمضان با نگاهی خویشتندارانه و حسن همجواری از هدف قرار دادن کشورهای عربی خودداری و صرفا پایگاهها، منافع و اهداف آمریکا و رژیم صهیونیستی را هدف قرار داده است نادیده گرفتن این مهم از سوی کشورهای عربی نوعی قدرناشناسی است که میتواند تغییراتی در محاسبات ایران در قبال تحولات اینده از جمله هرگونه تجاوزگری آمریکایی صهیونیستی به همراه داشته باشد. ایران بر اصل بومی سازی امنیت تأکید دارد، حال آنکه به نظر میرسد برخی کشورهای عربی به دلیل وابستگی اقتصادی و سیاسی به آمریکا حاضر به پذیرش این مهم نبوده و در زمینی بازی میکنند که جز بحران وناامنی نتیجهای ندارد.
شرط گذاری بازندگان
از نکات سوال برانگیز آنکه در بیانیه مشترک این نشست آمده است که هرگونه تجارت و سرمایهگذاری با ایران "مشروط و قابل بازگشت" خواهد بود و تنها در صورتی ادامه مییابد که تهران به تفاهمنامه امضاء شده با آمریکا و توافق نهایی پایبند بماند، رفتارهای بیثباتکننده خود را متوقف کند و شرایط لازم برای همکاری اقتصادی را فراهم آورد.
این ادعا در حالی مطرح شده است که از یک سو کشورهای عربی به عنوان مشارکت کننده در تجاوزگری آمریکا – رژیم صهیونیستی حق هیچگونه پیش شرطی را نداشته و به جای مدعی بودن باید به جرم جنایت علیه بشریت بازخواست شوند. اینکه ایران از ورود به این عرصه خودداری کرده برگرفته از حسن همجواری آن است و کشورهای منطقه به جای ادعاهای واهی باید قدردان این امر بوده و به جای شرط و شروط گذاشتن برای جبران خسارت پیش قدم شوند. نکته مهم آنکه این کشورها در حالی خواستار پایبندی ایران به توافق شدهاند که جهانیان با تجربه برجام میدانند این آمریکا و اروپا بوده که هرگز به تعهدات خود عمل نکرده است و نعل وارنه زدن کشورهای عربی نمیتواند تغییری در این اصل ایجاد نماید. همچنین کشورهای مذکور در حالی ادعای امنیت هستهای را مطرح کردهاند که ایران سالهاست بر لزوم خلع سلاح هستهای منطقه که تنها دارنده آن رژیم صهیونیستی است تأکید دارد و اگر آمریکا و کشورهای عربی واقعی به دنبال امنیت هستند باید در کنار ایران برای این مهم اقدام کنند. ادعاهای واهی این کشورها علیه ایران نمیتواند حقیقت را حاشیه و جای ظالم و قربانی را تغییر دهد. درخواست برای نظارت آژانس در حالی که آژانس حتی حاضر به محکوم کردن تجاوزگری رژیم صهیونیستی و آمریکا به تأسیسات هستهای ایران نشده امری خلاف قوانین و عرف جهانی بوده که به نظر میرسد برای سفید سازی تجاوزگری و جنایات متجاوزان صورت گرفته است.
چشم بستن روی تنها نیابتی
ادعای نیابتی بودن مقاومت منطقه در حالی مطرح میشود که اولاً به اذعان خود مقامات غربی تنها نیابتی منطقه رژیم صهیونیستی است که کارهای کثیف غرب را با نسل کشی اجرا میکند ثانیاً گروههای مقاومت منطقه نهادهای مستقلی بوده که با الگو گیری از مقاومت ملت ایران برای مقابله با اشغالگری و تجاوزگری رژیم صهیونیستی و آمریکا شکل گرفتهاند. امری معمول در تمامی ملتهای آزاد که برای رهایی از نظام سلطه و اشغالگری دست به سلاح میبرند، لذا ادعای نیابتی بودن آنها خیانت و اهانت به ملتهای آزادی خواه منطقه است. کشورهای عربی نمیتوانند با این ادعا دفاع مشروع ملتهای منطقه و وجود جریانهای مثل حزب الله کتمان نمایند. اگر این کشورها واقعا به دنبال مقابله با ناامنی هستند باید علیه نشست اخیر آمریکا موضع بگیرند که با ادعای میانجیگری به دنبال بی دفاع سازی لبنان و مشروعیت بخشی به اشغال جنوب لبنان است. رفتارهای مغرضانه و غیر منطقی کشورهای عربی در قبال مقاومت ملتهای منطقه نه تنها دستاوردی برای آنها نخواهد داشت بلکه در شرایطی که جامعه جهانی به مقابله با آمریکا و رژیم صهیونیستی روی آورده تشدید کننده بحران مشروعیت داخلی و انزوای جهانی کشورهای عربی مذکور خواهد بود. در عین آنکه این رفتارها در صورت تکرار تجاوزگری امریکایی- صهیونیستی علیه ایران کشورهای عربی را به هم به دلیل همراهی با متجاوزان در جمع اهداف مشروع ایران قرار داده و پیامدهای آن برعهده سران این کشورهاست که همچنان در توهم ماندن بر مسند قدرت با حمایتهای َآمریکا هستند.