هیچ کشوری بدون اتحاد داخلی، در برابر دشمن خارجی پیروز نمیشود. تاریخ، این حقیقت را بارها ثابت کرده است. هر جا ملت و حاکمیت در کنار یکدیگر ایستادهاند، فشار خارجی شکست خورده است؛ و هر جا شکاف داخلی شکل گرفته، دشمن همان شکاف را به میدان نبرد تبدیل کرده است.
امروز نیز بزرگترین سرمایه جمهوری اسلامی، همین اتحاد مقدس است؛ اتحادی میان مردم، نظام، دولت، نیروهای مسلح و دستگاه دیپلماسی. این اتحاد، یک شعار نیست؛ ستون اصلی امنیت ملی و مهمترین عامل اقتدار ایران در میدان و پشت میز مذاکره است.
حضور گسترده مردم در خیابان، پیش از آنکه یک تجمع سیاسی باشد، اعلام وفاداری به استقلال، عزت و منافع ملی است. مردم با حضور خود میگویند که از جمهوری اسلامی، امنیت کشور و حقوق ملت حمایت میکنند. این حضور، قدرت تولید میکند؛ قدرتی که هم بازدارندگی میآفریند و هم قدرت چانهزنی را افزایش میدهد.
قدرت مذاکره از متن توافقها آغاز نمیشود؛ از پشتوانه ملت آغاز میشود. مذاکرهکننده زمانی میتواند با اقتدار از حقوق ایران دفاع کند که بداند میلیونها ایرانی پشت سر او ایستادهاند. طرف مقابل نیز زمانی از زیادهخواهی فاصله میگیرد که بداند با یک دولت تنها روبهرو نیست، بلکه با ملتی متحد مواجه است.
در عین حال، تجربه به ملت ایران یک درس بزرگ داده است؛ اعتماد، جایگزین تضمین نیست. بیاعتمادی امروز ایران به آمریکا، یک موضع احساسی نیست؛ نتیجه تجربههای عینی است. نقض تعهدات، خروج از برجام، استمرار فشارها و اقدامات خصمانه، این بیاعتمادی را به یک واقعیت ملی تبدیل کرده است. از همین رو، مطالبه عمومی این است که هرگونه مذاکره، تنها در چارچوب سیاستهای کلان نظام، با رعایت کامل خطوط قرمز و پس از تحقق الزامات و تضمینهای لازم دنبال شود.
اما یک خطر نیز وجود دارد. دشمن میداند که شکستن ایران از بیرون دشوار است؛ بنابراین، تلاش میکند ایران را از درون دچار دوگانگی کند. امروز، مهمترین هدف جنگ شناختی، نه متوقف کردن حضور مردم در خیابان، بلکه تغییر جهت آن است. دشمن میخواهد مطالبهگری را به تقابل، نقد را به نزاع، و اختلافنظر را به شکاف ملی تبدیل کند. زیرا میداند شکاف داخلی، همان امتیازی است که در میدان نگرفته، اما شاید بتواند در میز مذاکره به دست آورد.
از همین رو، مطالبهگری باید هوشمندانه باشد. مردم حق دارند مطالبه کنند؛ اما این مطالبه زمانی به قدرت ملی تبدیل میشود که در چارچوب قانون، اخلاق، عقلانیت و منافع کشور باشد. توهین، اتهامزنی، تخریب شخصیتها و دوقطبیسازی، نه مطالبهگری، بلکه هدیهای رایگان به دشمن است.
دعوت به رفتار منطقی و قانونمند نیز هرگز به معنای مخالفت با حضور مردم در صحنه نیست. برعکس، هدف آن است که این سرمایه بزرگ مردمی از آسیب عملیات روانی دشمن مصون بماند. خیابان باید پشتوانه دیپلماسی باشد، نه میدان اختلاف داخلی.
جمعبندی آنکه، امروز مهمترین پیام مردم، نه اختلاف، بلکه وحدت است؛ نه عقبنشینی، بلکه دفاع از حقوق ملت؛ نه مخالفت با مذاکره، بلکه حمایت از مذاکرهای عزتمند، هوشمندانه و نتیجهبخش. ملت ایران انتظار دارد هرگونه تصمیم در حوزه مذاکرات، با پایبندی کامل به رهنمودها و سیاستهای کلان نظام، رعایت دقیق خطوط قرمز، تأمین منافع ملی و تحقق عملی تعهدات طرف مقابل، آن هم بهصورت مرحلهبهمرحله و قابل راستیآزمایی، دنبال شود. زیرا ایران هر زمان متحد بوده، پیروز بوده است؛ و هر زمان پیروز بوده، این پیروزی از اتحاد ملت، میدان و دیپلماسی سرچشمه گرفته است.