جامعهای که در آن نسبتهای سنگین بدون دلیل مطرح شود و هیچ مسئولیتی متوجه گویندگان نباشد، به تدریج با فرسایش اعتماد عمومی مواجه خواهد شد.
در سیاست، بهتر است تا مسائل غامض و پیچیده را طوری بیان کنیم که خدای ناکرده از مسیر تقوای سیاسی و از مسیر انصاف خارج نشویم. نسبت دادن مواردی به اشخاص و یا ادعاهایی که بدون فکت و ادله مطرح میشوند بلا شک عدم رعایت تقوای سیاسی است و ناگزیر اعتبار هر کارشناس، گوینده و یا حتی استاد دانشگاهی را خدشه دار میکند. مصطفی کواکبیان که پیش از این نیز شاذگویی ها و ادعاهایی خلاف واقع را خیلی راحت و بدون هیچ ابایی مطرح کرده بود باز هم در برنامه تاک شوی ای کاش، ادعای دیگری را که مضحک و غیر قابل باور است را مطرح کرده است.
از همین روی اظهارات اخیر مصطفی کواکبیان در یکی از برنامههای گفتوگومحور، از همین منظر محل تأمل است. ایشان مدعی شده است که یکی از مسئولان گفته است: کاری میکنیم اسرائیل دوباره حمله کند تا مردم پشت نظام بیایند.
اگر چنین ادعایی مستند باشد، طبیعتاً باید با شفافیت، فرد مورد نظر معرفی و مستندات آن در اختیار افکار عمومی و مراجع ذیصلاح قرار گیرد؛ زیرا نسبت دادن چنین دیدگاهی به یک مسئول، موضوعی بسیار مهم و مرتبط با امنیت ملی و حقوق عمومی است. اما اگر این سخن فاقد پشتوانه مستند باشد، طرح آن چیزی جز ایجاد بدبینی نسبت به ارکان نظام، تشویش افکار عمومی و خدشهدار کردن سرمایه اجتماعی کشور نخواهد بود.
. در فضای سیاسی، نباید به گونهای رفتار شود که هر فردی بتواند هر نسبتی را به اشخاص یا نهادهای کشور بدهد و سپس بدون پاسخگویی از کنار آن عبور کند. آزادی بیان، هرگز به معنای آزادی در اتهامزنی نیست
ملت ایران در ماهها و سالهای اخیر، بارها نشان داده است که در بزنگاههای حساس، از روی بصیرت، عقلانیت و احساس مسئولیت ملی از کشور و انقلاب خود دفاع میکند. این حضور و همراهی، محصول تهدید و بحرانسازی نیست؛ بلکه ریشه در باورهای دینی، هویت ملی و تجربه تاریخی این ملت دارد. القای این گزاره که گویا مسئولان حاضرند امنیت مردم را قربانی اهداف سیاسی کنند، در واقع نادیده گرفتن همین سرمایه عظیم اجتماعی و بیاعتنایی به شعور سیاسی مردم ایران است.
آنچه بیش از همه نگرانکننده است، عادی شدن ادعاهای بزرگ بدون ارائه سند است. در فضای سیاسی، نباید به گونهای رفتار شود که هر فردی بتواند هر نسبتی را به اشخاص یا نهادهای کشور بدهد و سپس بدون پاسخگویی از کنار آن عبور کند. آزادی بیان، هرگز به معنای آزادی در اتهامزنی نیست و نقد سیاسی نیز زمانی ارزشمند است که بر پایه واقعیت، استدلال و مستندات شکل گرفته باشد.
این نخستین بار هم نیست که آقای کواکبیان با اظهاراتی جنجالی و محل مناقشه در فضای عمومی خبرساز میشود. فارغ از گرایشهای سیاسی، استمرار چنین رویهای این پرسش را ایجاد میکند که آیا نباید میان آزادی نقد و مسئولیت حقوقی و اخلاقی نسبت به سخنان، توازن برقرار شود؟
از همین رو، انتظار میرود مراجع ذیصلاح با بیطرفی و بر اساس قانون، این موضوع را بررسی کنند. اگر ادعای مطرحشده دارای مستندات معتبر است، افکار عمومی حق دارد از حقیقت مطلع شود و اگر چنین مستنداتی وجود ندارد، قانون باید از حیثیت اشخاص، اعتبار نهادهای رسمی و امنیت روانی جامعه صیانت کند. این مطالبه در راستای حاکمیت قانون و پاسداری از اخلاق در عرصه عمومی است تا همه افراد نسبت به هزینه سازی برای نظام و انقلاب و همچنین اهانت به ملت با بصیرت، شجاع و شریف ایران اسلامی، پاسخ گو و مسئولیت پذیر باشند. در این میان هم فرقی ندارد که این فرد گوینده و مدعی یک فرد عادی باشد یا یک فردی که یدک کش عنوان عضو هیئت علمی و استاد علوم سیاسی دانشگاه باشد. البته طبیعتاً داشتن سبقه سیاسی و عنوانی به مانند استادی دانشگاه هم باید ناگزیر هزینه بیشتری را تحمیل کند چرا که بهر حال از اساتید دانشگاهی انتظار میرود که بر اساس عقل، منطق، استدلال، حکمت و انصاف و دادههای متقن اظهار نظر کنند و این چنین بی محابا شاذگویی و مهمل بافی نکنند.
جامعهای که در آن نسبتهای سنگین بدون دلیل مطرح شود و هیچ مسئولیتی متوجه گویندگان نباشد، به تدریج با فرسایش اعتماد عمومی مواجه خواهد شد. حفظ این اعتماد، مستلزم آن است که همه فعالان سیاسی، فارغ از جایگاه و گرایش خود، به یک اصل پایبند باشند: یا سند ارائه کنند یا از طرح ادعاهایی که آبرو، امنیت روانی جامعه و اعتبار نهادهای کشور را هدف قرار میدهد، پرهیز نمایند. جمله آخر هم اینکه آقای کواکبیان، دروغ گویی بس است، جامعه هم از این دروغ گویی های شما خسته شده است.