تاریخ تشیع و فرهنگ حماسی این مرز و بوم، همواره با «حضور» گره خورده است؛ حضوری جادویی و جریانساز که هندسه قدرت را در جهان جابهجا میکند. در آستانه وداع با رهبر شهید انقلاب اسلامی، جامعه ایران در آستانه درک و خلق یکی از عظیمترین فرازهای تاریخ معاصر خود قرار دارد؛ رویدادی که از هم اکنون مشخص است جلوهای عینی از «تشییع قرن» و حماسهای بیبدیل، مردمی و بینالمللی خواهد بود. در چنین اتمسفر باشکوه و در عین حال حزنانگیزی، بار سنگینی بر دوش هنر، رسانه و بهویژه سینمای مستند ایران سنگینی میکند. این رویداد، صرفاً یک آیین سوگواری نیست، بلکه تجلیگاه هویت، اقتدار و پیوند ناگسستنی یک امت با آرمانهای رهبر خویش است که باید ابعاد فراملی آن به شایستگی بازنمایی شود.
خبر ورود فیلمسازانی، چون رضا میرکریمی، محمدحسین مهدویان، حامد شکیبانیا و بهروز افخمی به میدان ثبت این واقعه، اگرچه نویدبخش و مایه دلگرمی است، همزمان زنگ خطری را برای ضرورت اتخاذ یک «نگاه تبیینی و راهبردی» به صدا درمیآورد. هنرمندان در زمینههای گوناگون، نباید به یک ثبت گزارشی و صرفاً عاطفی بسنده کند. ما با اقیانوسی از معنا روبهرو هستیم که هر قطره آن، ظرفیت تبدیل شدن به یک شاهکار هنری را دارد.
نکته کلیدی اینجاست: دوربینها نباید تنها به تصویربرداری از ازدحام جمعیت در تهران، قم و مشهد قناعت کنند.
هنر مستندساز در این میان، کشف «آنِ» حماسه است؛ ثبت چشمهای سرخشده از اشک، دستهای گرهکرده، و واکاوی روانشناختی جامعهای که در اوج داغداری، ایستادگی را فریاد میزند. مستندسازی این رویداد باید بتواند پیوند میان «جنگ رمضان» و شهادت رهبر معظم انقلاب را با غلیان درونی مردم باورمند، صورتبندی کند تا فردا روز، تحریفگران تاریخ نتوانند واقعیت این علقه عمیق مردمی را وارونه جلوه دهند.
نکته راهبردی دیگر، ابعاد فراملی و بینالمللی این تشییع است. عزم بهروز افخمی برای ساخت مستند سینمایی «حال خونیندلان ۲؛ پهلوان جهان» با محوریت دلدادگان غیرایرانی، گامی کلیدی و هوشمندانه از سوی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی است. ارجاع به مستند درخشان «حال خونیندلان» که در زمان ارتحال امام خمینی (ره) ساخته شد، یادآور این حقیقت است که انقلاب اسلامی مرز جغرافیایی ندارد.
حضور شخصیتها، نخبگان و تودههای مردم از کشورهای جهان در این مراسم، گویای این است که رهبر شهید، نماد مقاومت بینالمللی بودهاند. افخمی و دیگر فیلمسازان باید فراتر از قابهای مرسوم، به «روایتهای شخصی» و انگیزههای عمیق این زائران بینالمللی توجه داشته باشند. این اثر نباید در حد یک گزارش دیپلماتیک باقی بماند، بلکه باید به یک «مانفیست تصویری» از نفوذ معنوی انقلاب اسلامی در قلوب آزادگان جهان تبدیل شود.
ثبت باشکوهترین تشییع جنازه قرن، آزمون بزرگ سینمای ایران است. اینبار خطای فنی، کمکاری تکنیکی یا فرمزدگیِ بیمحتوا بخشودنی نیست. امروز، دوربینها اسلحههای حراست از حقیقت این حماسه مردمی هستند. باید ایستاد، دید، خون گریست و با زبان تصویر، حماسهای خلق کرد که تا قرنها، سند حقانیت، مظلومیت و اقتدار این ملت و رهبر شهیدش باشد.