آینده سیاسی رژیم صهیونی اکنون به چند سناریو وابسته است. در یک حالت، ادامه روند نزولی لیکود میتواند زمینه را برای قدرتگیری مخالفان به رهبری چهرههایی مانند گادی آیزنکوت، نفتالی بنت و یائیر لاپید فراهم کند؛ هرچند تشکیل یک ائتلاف پایدار میان آنها به دلیل اختلافات سیاسی دشوار خواهد بود. در سناریوی دیگر، نتانیاهو با اتکا به احزاب راستگرا و مذهبی همچنان میتواند مانع شکلگیری اکثریت مخالفان شود. احتمال تداوم بنبست سیاسی و برگزاری انتخابات مجدد نیز همچنان وجود دارد.
چند ماه مانده به انتخابات پارلمانی رژیم صهیونی و ایران بار دیگر به یکی از اصلیترین محورهای بحث در محافل سیاسی و امنیتی این رژیم تبدیل شده است. هشدارهای مکرر شاباک درباره آنچه «تلاش تهران برای تأثیرگذاری بر روند انتخابات» خوانده شده، نشستهای مشترک میان نهادهای اطلاعاتی، نظامی و مسئولان انتخاباتی و تأکید مقامهای صهیونیست بر ضرورت مقابله با تهدیدات خارجی، نشان میدهد که مسئله ایران در فضای سیاسی این رژیم جایگاهی فراتر از یک موضوع امنیتی پیدا کرده است.
روایت ارائهشده از سوی مقامات صهیونیست، ایران را علاوه بر یک رقیب منطقهای، عاملی معرفی میکند که میتواند بر فضای اجتماعی، رسانهای و سیاسی این رژیم اثرگذار باشد. با این حال، بازگشت پررنگ این تهدید به گفتمان رسمی رژیم صهیونی در شرایطی رخ داده است که این رژیم جعلی با مجموعهای از بحرانهای داخلی و چالشهای سیاسی مواجه است. بر اساس اظهارات نهادهای امنیتی رژیم صهیونی، نگرانی از ایران اکنون حوزههایی مانند جنگ اطلاعاتی، عملیات روانی و اثرگذاری بر افکار عمومی را نیز دربر گرفته است. تأکید شاباک بر حفاظت گسترده از انتخابات و ادعای برخی مقامات درباره تبدیل انتخابات به «جبههای دیگر» علیه رژیم صهیونی، نشاندهنده گسترش ادراک تهدید ایران در ساختار سیاسی این رژیم است؛ ادراکی که با افزایش شکافهای داخلی و نگرانی از کاهش انسجام اجتماعی پیوند خورده است.
این وضعیت در شرایطی رخ میدهد که نتانیاهو با افت محبوبیت، اختلافات درونحزبی و کاهش جایگاه لیکود در نظرسنجیها، یکی از دشوارترین دورههای سیاسی خود را تجربه میکند. از این منظر، برجستهسازی دوباره مسئله ایران و احتمال تقابل نظامی با تهران را میتوان در کنار تلاش او برای مدیریت بحران داخلی و تقویت پایگاه رأیدهندگان جریان راست تحلیل کرد. با این حال، سیاست نتانیاهو در قبال ایران با محدودیتهای جدی مواجه است. گزارشهای موجود نشان میدهد که بخشی از نهادهای نظامی و اطلاعاتی رژیم صهیونی نسبت به آغاز دور جدیدی از درگیری با ایران محتاط هستند و درباره توانایی دستیابی به اهداف راهبردی از طریق اقدام نظامی تردید دارند. این مسئله نشاندهنده شکافی مهم میان محاسبات سیاسی دولت و ارزیابیهای حرفهای دستگاه امنیتی است.
در واقع آینده سیاسی رژیم صهیونی اکنون به چند سناریو وابسته است. در یک حالت، ادامه روند نزولی لیکود میتواند زمینه را برای قدرتگیری مخالفان به رهبری چهرههایی مانند گادی آیزنکوت، نفتالی بنت و یائیر لاپید فراهم کند؛ هرچند تشکیل یک ائتلاف پایدار میان آنها به دلیل اختلافات سیاسی دشوار خواهد بود. در سناریوی دیگر، نتانیاهو با اتکا به احزاب راستگرا و مذهبی همچنان میتواند مانع شکلگیری اکثریت مخالفان شود. احتمال تداوم بنبست سیاسی و برگزاری انتخابات مجدد نیز همچنان وجود دارد.
در مجموع، هراس صهیونیستها از ایران، تنها نگرانی از یک تهدید خارجی نیست؛ شکست در تقابل با ایران و ناتوانی در دستیابی به اهداف مورد نظر، موجب شده پیامدهای این رویارویی به عرصههای عمیق داخلی رژیم نیز سرایت کند. امروز نگرانی از ایران در میان مقامات صهیونیست با احساس شکست ، کاهش اعتماد عمومی و افزایش شکافهای داخلی درهم آمیخته است؛ بهگونهای که تقابل با ایران، نه تنها محدودیتهای قدرت نظامی این رژیم، بلکه آسیبپذیریهای عمیقتر ساختار سیاسی آن را نیز آشکار ساخته است.