اگر گروههای جهادی و پزشکان داوطلب بازوهای اجرایی امیدآفرینی هستند، نیروهای مردمی داوطلب قلب تپندهٔ این پیکرهاند. آنانی که نه لزوماً تخصصی دارند و نه مسئولیتی رسمی، اما با عشق و غیرت وارد میدان میشوند. در شرایط بحران زنان، جوانان، بازاریان، معلمان و کارگران هستند که با شبکههای خودجوش همسایگی، بزرگترین سرمایهٔ اجتماعی یک ملت را رقم میزنند.
بحث و بررسی
۱. حدیث پیکرهٔ واحد؛ همبستگی اجتماعی
پیامبر اکرم (ص) میفرمایند: «مَثَلُ الْمُؤْمِنِ فِی تَوَادِّهِمْ وَ تَرَاحُمِهِمْ کَمَثَلِ الْجَسَدِ إِذَا اشْتَکَى بَعْضُهُ تَدَاعَى سَائِرُهُ بِالسَّهَرِ وَ الْحُمَّى» (مثل مؤمنان در دوستی و مهربانی متقابلشان، همچون پیکرهای است که، چون عضوی به درد آید، سایر اعضا با بیخوابی و تب به همدردی برمیخیزند) (بحار الانوار، ج۵۸، ص۱۵٠). این حدیث دقیقاً همان همبستگی اجتماعی را ترسیم میکند که دشمن درصدد تخریب آن است.
۲. شبکههای همسایگی و همیاری
در شرایطی که دستگاههای رسمی با کاستی روبهرو میشوند، خود مردم پیشگام میشوند: بانویی برای سالمند تنها غذا میپزد، جوانی دارو از داروخانه میآورد، نانوا به رسم همدلی نان را بیمزد میدهد و معلمی کلاس درس را در مسجد محله برپا میدارد. این همان «وحدت عجیب» مورداشارهٔ رهبری است؛ وحدتی که پایداری اجتماعی را ممکن میسازد.
۳. زنان؛ محور مقاومت و امید
نقش زنان دراینمیان برجسته و بیبدیل است؛ آنانی که در عین مدیریت خانه و خانواده، در موکبها غذا میپزند، لباس و پرچم میدوزند، به دلجویی از کودکان آسیبدیده میروند و با صبر و ایمان خود، کانون گرم خانواده را در طوفان جنگ حفظ میکنند. حضور زنان داوطلب، پیامآور زندگی و تداوم است.
جمعبندی
نیروهای مردمی تمامنشدنیترین سرمایهٔ هر ملت در بحراناند. دشمن با سه تهدید جنگ شناختی، فرسودگی و ناامیدی در پی تضعیف آن است، اما تا زمانی که مردم در صحنهاند و دست یاری بهسوی هم دراز میکنند، خط مقدم ایران پابرجاست. هر شهروند عادی میتواند با یک وعده غذا، یک پیام امید یا دلجویی از کودک داغدیده، سهم خود را ایفا کند.