تغییرات سریع مواضع ترامپ، بهترین نشانه درماندگی کاخ سفید است. او یک روز از حملات گسترده و قریبالوقوع سخن میگوید و روز بعد، از امکان دستیابی به توافق با ایران. این تناقضگوییها، نشان از نبود یک استراتژی منسجم و همچنین اختلافات عمیق درون تیم امنیت ملی آمریکا دارد. همچنین گزارشهای رسانه ای غربی حکایت از آن دارد که ترامپ در جلسات مربوط به جنگ، بر سر مشاوران خود فریاد میکشد و از نبود اجماع درباره ادامه مسیر جنگ عصبانی است.
جنگ با ایران به یکی از بزرگترین چالشهای دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ تبدیل شده است. آنچه به عنوان یک عملیات محدود و نمایشی آغاز شد، اکنون به باتلاقی تبدیل شده که کاخ سفید هیچ راهبردی برای خروج از آن ندارد. رفتارهای متناقض و تصمیمگیریهای لحظهای ترامپ در قبال کشورمان، نشان از سردرگمی عمیق در ساختار تصمیمگیری آمریکا دارد.
نکته قابل تأمل این است که ترامپ با کشوری روبهرو شده که نه عراق صدام است و نه ونزوئلا. جمهوری اسلامی ایران یک قدرت منطقهای با توانمندیهای نظامی گسترده، شبکه متحدان منطقهای و تسلط بر شریانهای حیاتی انرژی جهان است. تصور اینکه با چند حمله هوایی محدود و امید به شکلگیری یک شورش داخلی بتوان حکومتی را که بیش از چهار دهه در برابر فشارهای گوناگون ایستادگی کرده، سرنگون کرد، یک خطای محاسباتی راهبردی بود که اکنون گریبانگیر واشنگتن شده است.
تغییرات سریع مواضع ترامپ، بهترین نشانه درماندگی کاخ سفید است. او یک روز از حملات گسترده و قریبالوقوع سخن میگوید و روز بعد، از امکان دستیابی به توافق با ایران. این تناقضگوییها، نشان از نبود یک استراتژی منسجم و همچنین اختلافات عمیق درون تیم امنیت ملی آمریکا دارد. همچنین گزارشهای رسانه ای غربی حکایت از آن دارد که ترامپ در جلسات مربوط به جنگ، بر سر مشاوران خود فریاد میکشد و از نبود اجماع درباره ادامه مسیر جنگ عصبانی است.
واقعیت میدانی نیز شرایط را برای آمریکا پیچیدهتر کرده است. نیروهای مسلح کشورمان توانایی هدف قرار دادن پایگاههای آمریکایی در منطقه را حفظ کرده و انصارالله یمن نیز با گشودن جبهه جدید در دریای سرخ، معادلات را به نفع محور مقاومت تغییر داده است. در همین حال، ذخایر تسلیحاتی آمریکا به سطح نگرانکنندهای رسیده و وقفههای مکرر در عملیات نظامی، تا حد زیادی ناشی از همین محدودیتهاست.
به طور کلی آنچه امروز در واشنگتن میگذرد، نشانهای از زوال توانایی آمریکا در مدیریت درگیریهای منطقهای است. تجربه جنگهای عراق و افغانستان نشان داد که آمریکا در مواجهه با کشورهایی با توانایی محدود، باز هم در باتلاق فرسایشی گرفتار میشد. حالا تصور کنید این دشمن، ایران باشد؛ کشوری با توانمندیهای نامتقارن، متحدان منطقهای و ارادهای پولادین که ثابت کرده در برابر فشارها نه تنها عقبنشینی نمیکند، بلکه هر بار قویتر از قبل به میدان بازمیگردد.