حمله آمریکا به ونزوئلا با هدف تسلط بر منابع نفتی، ورود شرکتهای آمریکایی برای اکتشاف نفت در گرینلند، و محاصره دریایی تنگه هرمز، همگی نشان از یک راهبرد کلان دارد و آن هم تصاحب منابع انرژی و تسلط بر کریدورهای انتقال انرژی و کالاست.
باید توجه کرد که رقابت بر سر شریانهای جهانی انرژی، یکی از ابعاد پنهان جنگهای اخیر است؛ که جبهه استکبار را به فکر راهبردهای جایگزین برای دور زدن تنگه هرمز انداخته است.
اهرم قدرتمند تنگه هرمز و نقش آن در معادلات انرژی، آمریکا و متحدانش را به فکر ایجاد کریدورهای جایگزین انداخته است. تحلیلگران گلدمن ساکس برآورد کردهاند که پروژههای جایگزین تا پایان سال ۲۰۲۷ حدود ۳.۸ میلیون بشکه در روز و تا پایان ۲۰۲۸ تا ۷.۳ میلیون بشکه در روز به ظرفیت صادراتی خارج از تنگه هرمز اضافه کنند؛ رقمی که امکان انتقال نزدیک به ۶۰ درصد صادرات نفت خلیج فارس را بدون عبور از این تنگه فراهم میکند.
از مهمترین این پروژهها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
خط لوله کرکوک-بانیاس (عراق-سوریه): پروژهای با میانجیگری آمریکا برای احیای خط لولهای به طول بیش از ۸۰۰ کیلومتر که نفت عراق را از کرکوک به بندر بانیاس در سواحل مدیترانه سوریه منتقل میکند. این خط لوله که در دهه ۱۹۵۰ ساخته شده، با ظرفیت نهایی ۲ میلیون بشکه در روز، مسیری جایگزین برای صادرات نفت عراق به اروپا فراهم خواهد کرد.
خط لوله شرق-غرب عربستان: این خط لوله که از میادین نفتی شرق عربستان به بندر ینبع در دریای سرخ امتداد دارد، ظرفیت انتقال روزانه تا ۷ میلیون بشکه نفت خام را داراست. عربستان در حال بررسی افزایش ظرفیت آن تا ۲ میلیون بشکه در روز است.
خط لوله حبشان-فجیره (امارات): امارات در حال ساخت دومین خط لوله برای اتصال میدانهای نفتی غرب این کشور به بندر فجیره در دریای عمان است. خط لوله فعلی با ظرفیت ۱.۸ میلیون بشکه در روز، و پروژه جدید که تا سال ۲۰۲۷ به بهرهبرداری میرسد، ظرفیت صادرات امارات را دو برابر خواهد کرد.
فشار آمریکا بر عمان برای ایجاد گذرگاههای آبی جدید: عمان به عنوان یکی از معدود کشورهای مورد اعتماد تهران و واشنگتن، در گفتوگوهای مشترک با ایران برای تعیین نظم امنیتی جدید در تنگه هرمز نقش دارد.
ضرورت بازنگری در راهبرد ایران
در این شرایط، اقدام ایران برای حفظ مزیت تنگه هرمز حیاتی است؛ از جمله تثبیت ترتیبات ایرانی در این آبراه با همکاری عمان.
اما خطای راهبردی ایران، توقف بر همین اهرم است؛ چراکه این نقطه قوت برای دشمن شناختهشده و او درصدد جایگزینی آن برآمده است.
ایران باید با راهاندازی کریدورهای شرق-غرب و شمال-جنوب، اهرم تازهای برای اعمال قدرت فراهم کند. کریدور شمال-جنوب که هند، ایران و روسیه را به هم متصل میکند، مسیر ۷۲۰۰ کیلومتری جایگزین کانال سوئز بوده و هزینه و زمان حمل را به ترتیب ۳۰ و ۴۰ درصد کاهش میدهد. بدون این اقدام، ایران ممکن است در آینده نهچندان دور، نقش محوری خود را در کنترل کریدورهای انرژی و کالا از دست بدهد.