شاید جنجالیترین رئیسجمهور کشورمان که متأسفانه در سختترین روزهای حیات مقدس جمهوری اسلامی بر مستند قدرت نشست «ابوالحسن بنیصدر» بود که در بهمن ۱۳۵۸ به عنوان اولین رئیسجمهوری جمهوری اسلامی انتخاب شد.
خودشیفتگی یکی از خصوصیات برجسته بنیصدر بود که مهمترین عامل انحراف او نیز شد. وی از همان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی به دنبال فرصتی بود تا قدرت را به دست گیرد، به همین دلیل برای رسیدن به قدرت برنامه جامعی طراحی کرد و گام به گام سیاست خود را پیش برد. وی انتظار داشت به منزله یکی از همسفران امام از پاریس، قدرت ممتازی در کشور داشته باشد و حتی سودای نخستوزیری را در سر میپروراند که چنین نشد. «محمدحسین بنیاسدی» از اعضای نهضت آزادی نقل میکند: «وقتی امام خمینی مرحوم بازرگان را به سمت نخستوزیری انتخاب میکنند، به روایت یکی از دوستان بنیصدر، او بسیار ناراحت شده بود و انتظار داشت او را بهعنوان نخستوزیر انتخاب کنند.»
پس از انتخاب در سمت ریاست جمهوری با ۱۱ میلیون رأی مردم، دیگر آنچنان افسار بریده بود که کسی را یارای مهار توهمات و جاهطلبیهای او نبود. یکی از این توهمات آن بود که بنیصدر محبوبترین رجل سیاسی در این کشور است و این محبوبیت حتی از حضرت امام خمینی (ره) نیز بیشتر است. حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای در این باره نقل میکنند:
«یکی دیگر از مسائل، ماجرای فتاوی نظرخواهی ایشان است در مورد محبوبیت در بین مردم، که ایشان یک نظرخواهی کرده بودند که نتیجهاش این بود که آقای بنیصدر (شاید ارقام را اشتباه کنم، درست یادم نیست، ولی نسبتها نزدیک به این مقدار است). در میان ۸۰ درصد مردم محبوبیت دارد، امام ۵۳ درصد در میان مردم محبوبیت دارد و بقیه هم که جای خود دارند. ایشان این را آوردند در شورای انقلاب و گفتند که نظرخواهی ما این را نشان میدهد که محبوبیت من از امام امروز در جامعه بیشتر است! و همین را ایشان در یک مصاحبه خارجی گفته بود و بعد در شورای انقلاب مطرح شد. آقای بهشتی سؤال کرد که شما این را گفتی؟ گفت: «نه، این یک دروغ است.» یادش نبود که خودش در شورای انقلاب این را به ما هم گفته است و از اصل قضیه اظهار بیاطلاعی میکرد.» (۳۰/۳/۱۳۶۰)