فیلم سینمایی «زندهشور» را باید اثری دو لبه دانست؛ اثری که بسته به زاویه دید و موضع فکری مخاطب، معانی و تفاسیر متفاوتی پیدا میکند. از این رو، علاقهمندان به درامهای اجتماعی و سینمای جنایی و دادگاهی میتوانند منتظر تماشای اثری اثرگذار، داغ و قابلاحترام در این حوزه باشند.
«کاظم دانشی» پس از تجربه «علفزار»، در دومین اثر سینمایی خود به بلوغ قابلتوجهی در کارگردانی دست یافته است. «زندهشور» چه در حوزه فیلمنامه و چه در اجرا و دکوپاژ، اثری پخته و ششدانگ به شمار میرود. بخش عمدهای از این موفقیت، ناشی از تمرکز و استمرار فیلمساز در حوزه مورد علاقهاش، یعنی درام جنایی، آیینهای دادگاهی و بهویژه تمرکز بر پروندههای پیچیده مربوط به مسئله «قصاص» است. دانشی در این فیلم نیز مانند «بیبدن» (که نگارش فیلمنامهاش را بر عهده داشت)، مسئله قصاص را از زاویه دید افراد با طیفهای فکری و مواضع گوناگون به تصویر کشیده است. او با ارائه یک روایت چندبعدی و ملموس، به مخاطب کمک میکند تا به درک و تحلیلی تازه از پیچیدگیهای انسانی و حقوقی این ماجرا برسد. در این اثر، ما همزمان با خانواده مقتول، خانواده قاتل، شخص متهم و مجرم و البته اجراکنندگان حکم مواجه میشویم؛ طیف متنوعی که از پزشک قانونی، زندانبان و سرباز گرفته تا قاضی پرونده، بازپرس و روحانی زندان را شامل میشود.
اما تفاوت اساسی و کلیدی «زندهشور» با نوشته قبلی دانشی، یعنی «بیبدن»، در نوع نگاه فیلم به چهره مجرمان نهفته است؛ در اینجا با تصویری تا حد زیادی همدلیبرانگیز و معصومانه از قاتلها و مجرمان روبهرو هستیم. این مسئله بهویژه درباره جوان محکوم به اعدام در فیلم جلب توجه میکند؛ جوانی که جرم او به شهادت پرونده، قتل پدر و مادرش است و قاعدتاً در باور عمومی و منطق درام باید فردی قسیالقلب، شرور و سنگدل باشد. اما برخلاف انتظار، فیلمساز او را فردی اهل دل، نوازنده و احساساتی معرفی میکند. در یک طراحی شبیه به فضاهای فانتزی و شاعرانه، این جوان مجرم پای چوبه دار ساز میزند و با نوای موسیقی خود اشک از چشم تمام حضار، از اولیای دم گرفته تا مأموران اعدام جاری میکند!
جهتگیری و هدفگذاری اصلی فیلم، ترویج فرهنگ «بخشش و گذشت» در برابر «قصاص» است. بدون تردید، اهتمام هنرمندان به ترویج فرهنگ عفو، مدارا و گذشت در جامعه، اقدامی بسیار ارزشمند، حیاتی و شایسته قدردانی است؛ اما نقطه صدمهزننده اثر درست در همینجا شکل میگیرد: جای تبیین صحیح، منصفانه و جامع حکم الهی «قصاص» در اینگونه آثار کاملاً خالی است.
فیلمساز متأسفانه تصویری کژتابانه و یکطرفه از قانون قصاص ارائه میدهد. در بخشی از فیلم، آیه شریفه قرآن درباره قصاص قرائت میشود، اما اثر در حد همین خوانش باقی میماند و روانشناسی درام به سمتی میرود که نزد برخی مخاطبان قصاص را حکمی سختگیرانه و خشن جلوه دهد. این در حالی است که قرآن کریم با صراحت و زیبایی هرچه تمامتر تأکید میفرماید: «وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ یَا أُولِی الْأَلْبَابِ»؛ یعنی قصاص، مایه حیات، امنیت و بقای جامعه است. یک درام جاندار و اندیشهورز باید با زبان هنر روشن کند که چرا و چگونه قصاص ضامن حیات اجتماعی است و چرا شرع مقدس، حق طلب قصاص را برای ولیدم محفوظ داشته تا مانع از گسترش ناامنی، بیقانونی و جنایت شود. وقتی فیلم همهچیز را به نفع جانب قاتل سنگین میکند و حیاتبخش بودن این اصل مترقی دینی را نادیده میگیرد، موازنه حق و عدل در ذهن مخاطب برهم میخورد.
از منظر ویژگیهای فنی و ساختاری، نقطه قوت برجسته «زندهشور» در این است که موتور درام، از همان دقایق ابتدایی فیلم روشن میشود و تا سکانسهای پایانی، گرم، پرتپش و بدون وقفه و سکته به کار خود ادامه میدهد. فضای فیلم هرچند تماماً با رنج، مرگ و چوبه دار دستوپنجره نرم میکند، فضایی زنده، پرشور و پرتحرک است.
از سوی دیگر، در این فیلم با یک «بهرام افشاری» متفاوت و غیرمنتظره مواجه هستیم. این بازیگر که بیشتر با آثار کمدی شناخته میشود، توانسته است از پس ایفای نقشی جدی، پیچیده و تلخ در اثری تراژیک به خوبی برآید و توانمندی بازیگری خود را به رخ بکشد. بازی «شبنم مقدمی» نیز استانداردهای لازم را دارد و تماشایی است؛ هرچند شخصیتپردازی نقش او تا انتها کامل نمیشود و نوعی بلاتکلیفی و گنگی در رفتارهای شخصیت به چشم میخورد.
با وجود این، زمان کل فیلم اندکی طولانی و خستهکننده به نظر میرسد. برای نمونه، سکانسها و صحنههای مربوط به آسایشگاه سربازان زندان کاملاً اضافی و بدون کارکرد درامی هستند و حذف کامل آنها هیچ ضربه و لطمهای به بدنه اصلی داستان وارد نمیکند. همچنین حجم بالا و تکراری صحنههای زجرآورِ ضجه، فغان و نالههای خانواده فرد اعدامی، اگر تعدیل و کمتر میشد، حس خفگی و تلخی بیش از حد فیلم را کاهش میداد و فضای بصری و روانی بهتری برای تنفس مخاطب ایجاد میکرد.
در نهایت، جای تعجب و تأسف فراوان دارد که برخی فیلمسازان ما حتی در فضای یک درام جنایی، تراژیک و سنگین نیز از شوخیهای غیراخلاقی، متلکهای جنسی و اشارات زننده دست برنمیدارند. شوخیها و گفتارهای طنزآمیز جنسی که در برخی لحظات فیلم گنجانده شده، مطلقاً همخوانی و سنخیتی با فضای دراماتیک و غمانگیز «زندهشور» ندارد و به شدت توی ذوق مخاطبِ دغدغهمند میزند و به وقار اثر آسیب وارد میکند.
در مجموع، «زندهشور» گامی رو به جلو برای کاظم دانشی در کارگردانی و خلق درام پرکشش است، اما شایسته بود که با دقت در حوزه محتوا و پرهیز از نگاههای یکجانبه به احکام دینی، اثری ماندگارتر و متعالیتر را به دفتر سینمای اجتماعی ایران اضافه میکرد.