بحث افزایش قیمت بنزین بار دیگر مطرح شده است، اما مسئله اصلی این است که آیا افزایش قیمت میتواند بهتنهایی مشکل ناترازی بنزین را حل کند؟
به نظر میرسد، افزایش قیمت بدون اصلاح ساختاری، بهتنهایی نمیتواند راهحل ناترازی بنزین باشد. در سالهای گذشته نیز افزایش قیمت تجربه شد و در سال ۱۳۹۸ به اعتراضات گسترده انجامید. اما سؤال مهم این است که آیا بعد از افزایش قیمت بنزین در سال ۱۳۹۸، مشکل ناترازی حل شد؟ اگر پاسخ منفی است، پس باید به جای تکرار یک سیاست مقطعی، به سراغ یک برنامه جامع برویم که بتواند ریشههای مشکل را برطرف کند.
مصرف بالای سوخت و خودروهای پرمصرف
امروز یکی از مشکلات اساسی جامعه ایران، مصرف بالای سوخت خودروهاست. سالهاست خودروهایی با مصرف سوخت بالا توسط خودروسازان داخلی تولید میشوند. از طرف دیگر، با افزایش تعرفه واردات و کاهش سهم خودروهای خارجی، امکان استفاده مردم از خودروهای کممصرف و هیبریدی محدود شده است؛ خودروهایی که مصرف سوخت و آلایندگی بسیار کمتری دارند.
موضوع دیگر، عمر بالای خودروهای موجود در کشور است. هنوز خودروهایی با عمر بیش از ۳۰ سال در خیابانهای کشور تردد میکنند و طبیعی است که چنین خودروهایی مصرف سوخت بالایی داشته باشند؛ بنابراین اگر قرار است مصرف سوخت اصلاح شود، باید برای نوسازی ناوگان و جایگزینی خودروهای فرسوده نیز برنامه جدی وجود داشته باشد.
حملونقل عمومی؛ حلقه فراموششده
از سوی دیگر، حملونقل عمومی در کشور با مشکلات جدی مواجه است. وضعیت حملونقل عمومی در همه استانها یکسان نیست و حملونقل بیناستانی نیز در بسیاری از موارد ضعیف، زمانبر و کمکیفیت است. اگر قرار است مردم استفاده از خودروی شخصی را کاهش دهند، باید جایگزین مناسبی در اختیار آنها قرار گیرد.
توسعه حملونقل عمومی، استفاده بیشتر از قطارهای سریعالسیر و ایجاد شرایطی که مردم بتوانند با قیمت مناسب و زمان کمتر سفر کنند، میتواند موجب شود شهروندان تمایل بیشتری به استفاده از حملونقل عمومی پیدا کنند. دولت نیز باید در این زمینه طرحهای تشویقی و قیمتهای مناسب برای مردم در نظر بگیرد.
قاچاق سوخت
بخش دیگری از مسئله قاچاق سوخت نیز یکی از چالشهای مهم در مسئله ناترازی است. اختلاف قیمت سوخت در ایران با کشورهای همسایه و تفاوت ارزش پول ملی با کشورهای پیرامونی، انگیزه اقتصادی قاچاق را افزایش داده است؛ بنابراین نمیتوان مسئله ناترازی را فقط از زاویه مصرف مردم دید و قاچاق سوخت و عوامل مؤثر بر آن را نادیده گرفت.
نگرانی از شوک تورمی
در چنین شرایطی، اگر دولت تصمیم به افزایش قیمت بنزین دارد، این افزایش باید بهگونهای باشد که شوک تورمی به جامعه وارد نکند. بنزین فقط یک کالا نیست؛ افزایش قیمت آن میتواند هزینه حملونقل را افزایش دهد و این افزایش هزینه در بخشهای مختلف زندگی مردم و قیمت کالاها و خدمات اثر بگذارد.
بنابراین، مسئله بنزین را نمیتوان فقط با قیمت حل کرد. ابتدا باید زیرساختهای لازم فراهم شود، ریشههای ناترازی در حوزههای مختلف مشخص شود و سپس برای اصلاح آن قدم برداشت؛ اصلاحی که نباید به تورم و فشار اقتصادی بیشتر بر مردم منجر شود.
مسئله امروز فقط این نیست که بنزین چند تومان قیمت داشته باشد؛ مسئله این است که چرا پس از سالها هنوز ریشههای ناترازی اصلاح نشده است. اگر قرار است تصمیم جدیدی گرفته شود، باید این بار به جای یک راهحل کوتاهمدت، یک برنامه جامع برای خودرو، حملونقل عمومی، قاچاق سوخت و الگوی مصرف طراحی شود.
در نهایت اینکه افزایش قیمت میتواند تنها بخشی از یک برنامه اصلاحی باشد، اما نمیتواند جایگزین اصلاح ساختاری شود.