تحولات روزها و هفته های اخیر یمن بار دیگر معادلات امنیتی این کشور را در کانون توجه قرار داده است. انصارالله با گسترش حملات به شرق یمن، درصدد ایجاد بازدارندگی در برابر تحرکات عربستان و تقویت مواضع دفاعی خود است. در مقابل، راهبرد «محاصره در برابر محاصره» با هدف قرار دادن مسیرهای انرژی و صادرات نفت، فشارهایی فراتر از مرزهای یمن بر عربستان وارد کرده است. این راهبرد نشان میدهد که یمن با تکیه بر موقعیت ژئوپلیتیک خود، به ویژه تسلط بر تنگه بابالمندب، توانایی اعمال فشار راهبردی بر عربستان و حتی بازارهای جهانی انرژی را دارد.
انصارالله با گسترش عملیات به مناطق شرقی یمن که هممرز با استانهای جنوبی عربستان است، در واقع دو هدف را دنبال میکند: نخست، ایجاد یک ضمانت اجرایی نظامی برای جلوگیری از هرگونه اقدام زمینی عربستان علیه صنعا؛ و دوم، هشدار به ریاض که توانایی ورود به استانهای مرزی و حتی استقرار در آنها را دارد. این عملیات هم جنبه دفاعی دارد و هم جنبه تهدیدآمیز و نشان میدهد که یمنیها دیگر تنها به دفاع از مرزهای خود اکتفا نمیکنند. از سوی دیگر، عربستان نیز در سالهای اخیر تلاش کرده است با فعالسازی مناطق مرزی، بهویژه صعده در شمال یمن، فشار خود را بر انصارالله افزایش دهد. با این حال، پاسخ یمنیها نشان داد که هرگونه تحرک نظامی ریاض، با واکنشی متناسب و حتی گستردهتر مواجه خواهد شد.
یکی از مهمترین اهرمهای فشار یمن، محاصره دریایی عربستان از طریق تنگه بابالمندب است. انصارالله حتی با چند قایق کوچک نیز میتواند این تنگه را مسدود کند و صادرات نفت عربستان را مختل سازد. این محاصره، نه تنها ریاض را تحت فشار قرار میدهد، بلکه بر مشتریان نفت این کشور، از جمله شرکتهای آمریکایی، نیز تأثیر میگذارد و سرمایهگذاریهای وعدهدادهشده عربستان در آمریکا را با مشکل مواجه میکند. به عبارت دیگر، فشار یمنیها فراتر از مرزهای عربستان است و ابعاد بینالمللی پیدا میکند. در مقابل، محاصره یمن توسط عربستان تأثیر بسیار محدودتری دارد و نمیتواند انصارالله را به عقبنشینی وادار کند.
در مورد پیمان دفاعی سهجانبه مکه میان ترکیه، پاکستان و عربستان که به تازگی امضا شده است هم باید گفت که این پیمان تکرار تجربهای شکستخورده است و در عمل نمیتواند تغییر جدی در معادلات یمن ایجاد کند. ائتلافهای پیشین عربستان در یمن، با وجود مشارکت ظاهری کشورهای متعدد، در نهایت به جز امارات، هیچیک حضور مؤثری نداشتند و حتی روابط ریاض و ابوظبی نیز به دلیل اختلافات راهبردی دچار تنش شد. پیمان مکه بیشتر نشاندهنده ناتوانی آمریکا در دفاع از عربستان است و نوعی جایگزینی برای خلأ امنیتی پس از عقبنشینی آمریکاییها به شمار میرود. هماهنگی نظامی میان سه کشور با فرهنگهای زبانی و ساختارهای نظامی متفاوت، نیازمند سالها کار و برنامهریزی است و در کوتاهمدت امکانپذیر نیست.
در حال حاضر مردم یمن با تجربه بیش از یک دهه جنگ، به سطحی از مقاومت و فناوری نظامی دست یافتهاند که حتی شدید ترین حملات نظامی نیز نمیتواند تنگه بابالمندب را از کنترل آنها خارج کند. بستن این تنگه با چند قایق یا حتی یک آرپیجی امکانپذیر است، اما باز کردن آن برای قدرتهای جهانی دشوار و پرهزینه است و همین واقعیت، بهترین دلیل برای صلح با یمن به جای تقابل نظامی با آن محسوب میشود.