در ادبیات سیاسی و مطالعات رسانهای، قدرت نرم و ابزارهای تصویرسازی همواره نقشی بسیار تعیینکننده و راهبردی در تثبیت یا فروپاشی هیمنه ابرقدرتها ایفا کردهاند. آنچه به تازگی در جریان خروج شتابزده، سراسیمه و غیرمنتظره دونالد ترامپ از کشور ترکیه رخ دادـ یعنی مخفی شدن خفتبار در کامیون حمل مواد غذایی و تعویض مخفیانه و پنهانی هواپیما از ترس پاسخ متقابل و انتقام جبهه مقاومت اسلامیـ گسستی بس عمیق در روایت ساختگی و هالیوودی «ابرقدرت شکستناپذیر» و لحظهای ماندگار و تاریخی از عریان شدن ترس واقعی در لایههای معتبرنمای قدرت استکباری به حساب میآید.
انتشار این خبر، موجی از واکنشهای طنزآمیز، کاریکاتورها، ویدئوهای لگویی و حتی برنامههای کمدی و نمایشهای تلویزیونی را در رسانههای غربی و آمریکایی به راه انداخت؛ اما این رخداد فوقالعاده نباید صرفاً در سطح خندههای زودگذر شبکههای اجتماعی، لبخندهای مقطعی کاربران یا هجوهای سطحی باقی بماند. هیچ سوژهای برای یک هنرمند هوشمند و هوشیار کارآمدتر از روبهرو کردن شعارهای حماسی، تهدیدهای نظامی و ژستهای قلدرمآبانه دشمن با واقعیت موشدوانیِ او در میان جعبههای گوجه فرنگی، خیار و همبرگر نیست. این تضاد آشکار، بزرگترین خمیرمایه برای رسوا کردن ادعاهای توخالی استکبار جهانی است.
هنرمندانِ عرصههای گوناگون میتوانند از زوایای متفاوت و خلّاقانهای به این واقعیت کمدی ـ سیاسی توجه کنند. در عرصه سینما و کمدی موقعیت، سینماگران میتوانند با بهکارگیری تکنیک تضاد روایی، صدای سخنرانیهای پرادعا و تهدیدهای هالیوودی ترامپ را روی تصاویر سینهخیز رفتن او میان بار گوجهفرنگی و جعبههای مواد غذایی صداگذاری کنند. همچنین روایت داستانی از زاویه دید یک راننده ساده و بیخبر ترکیهای که ناگهان متوجه میشود رئیسجمهور آمریکا پشت کامیونش پنهان شده و با اضطراب التماس فرار دارد، ظرفیت ساخت یک کمدی موقعیت درخشان و پرفروش در سطح بینالمللی را دارد.
در حوزه سریالسازی و درامهای افشاگرانه نیز میتوان فضای پشت پرده اتاقهای تصمیمگیری، کاخ سفید و جلسات اضطراری سرویسهای امنیتی و اطلاعاتی آمریکا را به تصویر کشید. این پرداخت داستانی، پوچی، شکنندگی و اضمحلال ساختار امنیتی ادعایی غرب را به بهترین شکل ممکن به رخ مخاطبان میکشد.
از سوی دیگر، رماننویسان و نویسندگان ادبیات داستانی با ورود به ذهن شخصیت در آن چند ساعت تاریک و خفه درون کامیون غذا، میتوانند مونولوگهای درونی و روانشناختی کسی را روایت کنند که خود را مالک و حاکم جهان میدانست، اما اکنون با هر تکانِ شدید کامیون از ترس پاسخ ایران و جبهه مقاومت به لرزه میافتد و از شدت اضطراب با یک گوجهفرنگی درد دل میکند! این تضاد روانشناختی و درونی، تحقیر استکبار را از یک شوخی ساده و سطحی به یک تحلیل عمیق، انسانی و ماندگار تاریخی ارتقا میدهد.
در نهایت، هنرمندان متعهد باید به این باور برسند که زبان طنز، کنایه و روایت هنری، کاریترین ابزار برای شکستن هیمنه دروغین و هیولای خیالی دشمن است.