کشوری همچون چین برای استمرار بازیگری جهانی و مقابله با یک جانبه گرایی آمریکایی نیازمند حرکت در مسیر ایران است که در کنار حفظ ظرفیتهای نفتی میتواند از چین چهره یک متحد قابل اعتماد جهانی را به نمایش گذارد که در وضعیت کنونی که متحدان آمریکا از آن دوری میکنند برای پکن دارای اهمیت بسیاری خواهد بود. در شرایطی که جهانیان تاکید دارند که رویکرد آمریکا به جنگ اقتصادی علیه ایران نمی تواند نشات گرفته از قدرت باشد چرا که اگر ادعای نابودی توان نظامی ایران درست باشد دیگر چنین رویکردی معنا ندارد. در ضمن اگر آمریکا واقعا قوی است دیگر نیازی نیست که بخواهد سایر کشورها را تهدید کند که چرا با ایران رابطه دارید اسکات بسنت، وزیر خزانه داری ایالات متحده، در یک کنفرانس خبری اعلام کرد آمریکا یک «عملیات انزوای اقتصادی» را علیه ایران آغاز کرده است.

آمریکا میگوید هر کشور یا نهادی را که با ایران داد و ستد داشته باشد، هدف تحریمهای ثانویه قرار خواهد داد. پیشتر دونالد ترامپ گفته بود ایران در حال «فروپاشی کامل» است بسنت در سخنرانی خود گفت تحریمهای ثانویه جدید آمریکا، "پنج شریان حیاتی ایران" را که این کشور از طریق کشورهای دیگر از آنها استفاده میکند، هدف قرار خواهد داد؛ این یعنی داراییهای دیجیتال، فناوری، طلا، هوانوردی و کشتیرانی.وزیر خزانهداری آمریکا افزود دفتر کنترل داراییهای خارجی این وزارتخانه (OFAC) همچنین بیش از ۶۰ نهاد، فرد و کشتی در سراسر جهان را که به گفته او به حکومت ایران در دستیابی غیرقانونی به فناوری هستهای و موشکی، انجام عملیات سایبری و ایجاد درآمد نفتی کمک میکنند، تحریم خواهد کرد. بسنت همچنین تاکید کرد: «هر شبکهای که ایران از آن برای فروش نفت بهصورت پنهانی استفاده میکنند، باید به صفر برسد.» این سخنان در حالی مطرح می شود که در یک سوی معادله وضعیت درونی آمریکا از نابسامانیهای شدید اقتصادی حکایت دارد که بدهی 40 تریلیون دلاری ملی آمریکا و نیز وضعیت فقر در آمریکا بگونهای که ۴۷ میلیون نفر درگیر گرسنگی و ناامنی غذایی در سراسر آمریکا، از هر ۸ شهروند آمریکایی، ۱ نفر شبها با سفره خالی سر بر بالین میگذارد و ۱۶ میلیون کودک آمریکایی قربانی فقر سازمانیافته و بحران معیشت شدهاند نوک کوه یخ است که سر درآورده است. از سوی دیگر بسیاری از کشورها که تجربه تعرفهها و تهدیدات آمریکا را دارند نیز دیگر پذیرنده زیادهخواهیها و تحمیلهای آن نمیباشند. نکته مهم در جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران، نقش و جایگاه چین است چنانکه بسیاری از کارشناسان آمریکایی تاکید دارند که بدون رضایت چین عملا تحریم ها علیه ایران به نتیجه نمی رسد. این شرایط در حالی مطرح است که نوع واکنش چینیها به تحریمهای آمریکا نیز جای تامل دارد. چین اعلام کرد که از منافع اقتصادی خود در برابر برنامههای واشنگتن برای «خفگی اقتصادی» ایران محافظت خواهد کرد.لین جیان، سخنگوی وزارت امور خارجه، در یک نشست خبری گفت: «چین بارها اعلام کرده است که قاطعانه با تحریمهای یکجانبه و غیرقانونی مخالف است... چین تمام اقدامات لازم را برای محافظت قاطعانه از حقوق و منافع خود اتخاذ خواهد کرد.»
امروز کشورها در انتخابی تاریخی هستند چرا که مقاومت ایران پشتوانهای مهم برای تحقق نظم نوین جهانی است که در آن اخراج آمریکا از غرب اسیا و نیز شکستن سلطه انحصارگرایانه آن بر اقتصاد جهانی رقم خواهد خورد
ایران در این معادله، موضوع مناقشه نیست؛ میدان آزمون آن است. دعوای اصلی، زورآزمایی قدرت اقتصادی اول و دوم جهان بر سر این است که چه کسی حق دارد قواعد مناسبات اقتصادی جهان را تعیین کند. اگر چین در این آزمون عقبنشینی کند، کوچکترین خسارت آن محروم شدن ازخرید نفت ایران خواهد بود. لطمه اعتباری ناشی از تثبیت یک الگوی جدید از اعمال قدرت اقتصادی آمریکا،خسارت بسیار مهمی است که هویت سیاسی و اقتصادی چین را با چالش جدی روبرو خواهد کرد. اگر پکن بتواند در برابر اقدامات تحریمی یکجانبه آمریکا مقاومت حقوقی و اقتصادی ایجاد کند ضمن دفاع از اعتبار سیاسی خود،یکی از پایههای مهم نظم اقتصادی چندقطبی را تقویت خواهد کرد.
نکته مهم آنکه جنگ اقتصادی امریکا علیه ایران صرفا جنبه دو جانبه نداشته بلکه رسما آمریکا تمام جهان را به جنگ اقتصادی تهدید کرده است. در یک سوی معادله جمهوری اسلامی ایرانی قرار دارد که با تاب آوری و نیز مدیریت تنگه هرمز تلاش دارد تا نظم چند جانبه گرای مستقل از سلطه گری و زورگویی آمریکا را برای منطقه و جهان رقم زند و در سوی دیگر معادله آمریکایی است که از یک سو بر آن است تا با ابزار جنگ اقتصادی از ایران الگویی شکست خورده بسازد تا در نهایت سایر کشورها را وادار به تن دادن به حاکمیت مطلق خود سازد و از سوی دیگر نیز با طرح جنگ اقتصادی به دنبال یک جانبه گرایی جهانی و جلوگیری از چند جانبه گرایی است.
این طراحی صرفا شامل کشورهایی همچون چین و روسیه نمی باشد بلکه در دایره نخست اعضای شانگهای و بریکس و اوراسیا و در دایره دوم تمام کشورهای جهان را در بر میگیرد. در این شرایط کشورها در 5 قاره در شرایط تاریخی حساسی قرار دارند و آن اینکه یا باید اتحاد با ایران در برابر جنگ اقتصادی آمریکا را انتخاب نمایند و یا آنکه با تن دادن به زیاده خواهی آمریکا، در بند یک جانبه گرایی و سلطه مطلق آن قرار گیرند. به عبارتی دیگر اجماع کشورهای در توسعه روابط با ایران و پذیرش اعمال حاکمیت آن بر تنگه هرمز به عنوان ابزار قدرتی موثر در برابر آمریکا میتواند زمینه ساز نظم نوین چند جانبه گرایانه با حداکثر استقلال کشورها باشد در غیر این صورت هر کشوری که در بازی آمریکا گرفتار آید از یک سو با اقدامات تنبیهی شدید ایران از جمله ممنوعیت تردد و حتی مصادره اموالش در تنگه هرمز و خلیج فارس مواجه می شود و از سوی دیگر به عنوان شریک دزدی دریایی و تروریسم اقتصادی آمریکا با انزجار جهانی روبرو می شود.
امروز کشورها در انتخابی تاریخی هستند چرا که مقاومت ایران پشتوانهای مهم برای تحقق نظم نوین جهانی است که در آن اخراج آمریکا از غرب اسیا و نیز شکستن سلطه انحصارگرایانه آن بر اقتصاد جهانی رقم خواهد خورد. در این میان کشوری همچون چین برای استمرار بازیگری جهانی و مقابله با یک جانبه گرایی آمریکایی نیازمند حرکت در مسیر ایران است که در کنار حفظ ظرفیتهای نفتی میتواند از چین چهره یک متحد قابل اعتماد جهانی را به نمایش گذارد که در وضعیت کنونی که متحدان آمریکا از آن دوری میکنند برای پکن دارای اهمیت بسیاری خواهد بود.