در ماههای اخیر نیز دولت آمریکا آشکارا از راهبرد «فشار حداکثری» و تحریم شبکههای درآمدی و مالی ایران سخن گفته است؛ بنابراین، پیامرسانی پیرامون تحریمها را باید بخشی از میدان گستردهتر فشار اقتصادی و سیاسی دانست. جنگ اقتصادی علیه ایران صرفاً مجموعهای از تحریمهای مالی، نفتی و تجاری نیست؛ بخش مهمی از آن را میتوان در عملیات روانی و مدیریت ادراک جستوجو کرد. هدف این رویکرد، علاوه بر ایجاد فشار واقعی بر اقتصاد، افزایش احساس ناامنی، بیثباتی و بیاعتمادی نسبت به آینده اقتصادی در جامعه است.
تحریمها زمانی اثر روانی بیشتری پیدا میکنند که با پیامهای رسانهای درباره سقوط ارزش پول، کمبود کالا، ورشکستگی، تشدید فشارهای اقتصادی و عنوان کردن اجتنابناپذیر بودن شکست از سمت دشمن همراه شوند. در چنین شرایطی، انتظار تورمی، هجوم به بازار ارز و طلا، کاهش سرمایهگذاری و تشدید رفتارهای هیجانی میتواند خود به عاملی برای تشدید مشکلات اقتصادی تبدیل شود. پژوهشهای مربوط به تحریمهای ایران نیز نشان میدهد که فشار اقتصادی آثار قابل توجهی بر زندگی روزمره و فرهنگ سیاسی جامعه دارد.
در ماههای اخیر نیز دولت آمریکا آشکارا از راهبرد «فشار حداکثری» و تحریم شبکههای درآمدی و مالی ایران سخن گفته است؛ بنابراین، پیامرسانی پیرامون تحریمها را باید بخشی از میدان گستردهتر فشار اقتصادی و سیاسی دانست.
در مقابل، مهمترین راه مقابله با عملیات روانی اقتصادی، شفافیت، اطلاعرسانی سریع و دقیق، کاهش شایعات، تقویت اعتماد عمومی و ارائه تصویر واقعبینانه از توانمندیها و محدودیتهای اقتصادی کشور است. جامعهای که میان «فشار واقعی اقتصادی» و «بزرگنمایی روانی آن» تفاوت قائل شود، آسیبپذیری کمتری در برابر جنگ شناختی خواهد داشت.
در نهایت، میدان اصلی جنگ اقتصادی فقط کارخانه، بانک و بازار نیست؛ ذهن و محاسبات اقتصادی مردم نیز بخشی از میدان نبرد است. هرچه اعتماد عمومی و تابآوری اقتصادی بالاتر باشد، تبدیل فشار اقتصادی به بحران روانی دشوارتر خواهد شد.
وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ