صبح صادق >>  صفحه اول >> یادداشت
تاریخ انتشار : ۰۳ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۱:۰۵  ، 
کد خبر : ۳۹۵۴۱۷

هیاهو برای هیچ!

قیمت بنزین در آمریکا از زمان آغاز درگیری‌ها در اواخر فوریه حدود یک‌چهارم افزایش یافته و میانگین قیمت در سطح کشور از مرز ۴ دلار برای هر گالن گذشته است؛ آن هم در فصلی از سال که معمولاً قیمت‌ها کاهش می‌یابد. به گزارش «سی‌ان‌ان» و «الجزیره»، محبوبیت ترامپ در نظرسنجی‌ها به یکی از پایین‌ترین سطوح در تاریخ معاصر رسیده است.
صبح صادق آنلاین / رضا صارمی‌راد

حدود شش ماه پس از آغاز تهاجم غیر قانونی و البته بی‌فرجام آمریکا علیه ایران و در حالی که به گفته گزارش‌ها ذخایر مهمات آمریکا به پایین‌ترین سطح خود در چندین سال اخیر رسیده است و ذخیره استراتژیک نفتی آمریکا نیز رو به کاهش است، «دونالد ترامپ»، راهبرد خود در قبال ایران را بر جبهه‌ای تازه، یعنی «اقتصاد» متمرکز کرده است. او در ۲۸ مرداد، در پیامی در پلتفرم «تروث سوشیال»، از آنچه آن را «دی‌دی اقتصادی» نامید، خبر داد؛ نامی برگرفته از روزی، که نیرو‌های متفقین در جنگ جهانی دوم با فتح ساحل نرماندی وارد خاک اروپا شدند. ترامپ وعده داد این اقدام بزرگ‌ترین عملیات اقتصادی تاریخ علیه یک کشور خواهد بود و هشدار داد هر کشوری که بانک‌ها، شرکت‌ها، فرودگاه‌ها یا نهاد‌های دولتی‌اش کمک مالی به تهران داشته باشند، با پیامد‌های سنگین روبه‌رو خواهد شد. «اسکات بسنت» وزیر خزانه‌داری، که چند روز پیش به این اقدام اشاره کرده بود، آن را کارزاری دوجانبه توصیف کرد؛ تحریم‌های تازه و گسترده، در کنار محاصره دریایی ادامه‌دار نیروی دریایی آمریکا بر بنادر ایران. تا روز یک‌شنبه نیز بسنت همچنان وعده می‌داد که روز حساب‌رسی در راه است، هرچند جزئیات این طرح همچنان نامشخص مانده است؛ اما می‌توان حدس زد که کمپین جدید مانند تمامی طرح‌های قبلی بیشتر یک بازی رسانه‌ای است.

قیمت بنزین در آمریکا از زمان آغاز درگیری‌ها در اواخر فوریه حدود یک‌چهارم افزایش یافته و میانگین قیمت در سطح کشور از مرز ۴ دلار برای هر گالن گذشته است؛ آن هم در فصلی از سال که معمولاً قیمت‌ها کاهش می‌یابد. به گزارش «سی‌ان‌ان» و «الجزیره»، محبوبیت ترامپ در نظرسنجی‌ها به یکی از پایین‌ترین سطوح در تاریخ معاصر رسیده است.

با نزدیک شدن به انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر که کنترل جمهوری‌خواهان بر کنگره را تهدید می‌کند، دولت ترامپ کارزار فشار اقتصادی را ابزاری معرفی می‌کند که سرانجام بدون نیاز به از سرگیری حملات نظامی گسترده، تهران را وادار به تسلیم خواهد کرد. اما در سوی دیگر بسیاری از کارشناسان روابط بین‌الملل و بسیاری از دموکرات‌ها این طرح را صرفاً ری برند یک برنامه شکست خورده می‌دانند که پیشتر هم ترامپ آن را اجرا کرده است؛ یعنی دی‌دی اقتصادی یک کمپین رسانه‌ای است، نه یک راه حل واقعی برای پایان دادن به جنگ.

نشانه شکست زود هنگام طرح ترامپ را می‌توان در واکنش‌ها دید. باید دانست که ستون اصلی طرح جدید درواقع ایجاد اجماع جهانی برای تحریم ایران است؛ اما چین به‌روشنی این کارزار فشار را رد کرده است، و دریادار بازنشسته «جیمز استاوریدیس»، تحلیلگر نظامی، پیش‌بینی کرده است که پکن نخستین قدرت بزرگی خواهد بود که از پیوستن به آنچه بسنت آن را محاصره جهانی می‌نامد، سر باز می‌زند؛ چراکه چین حدود نیمی از واردات انرژی خود را از خلیج فارس تأمین می‌کند. بسنت اشاره کرده است، تحریم‌های ثانویه ممکن است در نهایت خریداران چینی را نیز هدف قرار دهد، هرچند تاکنون از نام‌بردن مستقیم پکن پرهیز کرده است.

از سوی دیگر، استادان بزرگ روابط بین‌الملل، مانند «جان مرشایمر»، استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو و یکی از چهره‌های شاخص مکتب واقع‌گرایی، نیز اقدام ترامپ را عملا بی‌حاصل می‌خوانند. گفتنی است، مرشایمر چهره‌ای حزبی نیست، او در گذشته به همان اندازه از دولت‌های دموکرات نیز انتقاد کرده است. استدلال او از هفته‌های نخست جنگ ثابت مانده، اینکه واشنگتن بدون هیچ مسیر واقع‌بینانه‌ای به سوی پیروزی، وارد این درگیری شده، و اینکه کنترل ایران بر تنگه هرمز، به تهران برگ برنده‌ای می‌دهد که هیچ یک از لفاظی‌های ترامپ نمی‌تواند آن را خنثی کند. مرشایمر پیش‌بینی کرده بود که اقدام ترامپ در راستای محاصره نتیجه معکوس خواهد داشت و جلوگیری از صادرات نفت ایران در واقع اوضاع انرژی در جهان را بدتر می‌کند. درحالی که نخستین محاصره پیشاپیش در جریان مذاکرات آتش‌بس کنار گذاشته شده بود، او نتیجه گرفت که آمریکا هیچ یک از اهداف اولیه خود را محقق نکرده و ساختار امنیتی‌ای را که آمریکا سال‌ها با کشور‌های عربی خلیج فارس ساخته بود، ویران کرده است. حرف مرشایمر ساده است. اگر محاصره اولیه نتوانست اراده ایران را درهم بشکند، محاصره جدید چگونه قرار است این کار را بکند؟

اعتراض به بی‌برنامگی ترامپ در کنگره نیز ادامه یافته است. از زمان از سرگیری جنگ پس از فروپاشی آتش‌بس، دموکرات‌ها با انسجامی کم‌سابقه در راستای محدود کردن ترامپ به اقدامات زیادی دست زده‌اند؛ از مسدودکردن لایحه سالانه سیاست دفاعی به دلیل نبود محدودیت‌های قانونی بر جنگ گرفته تا رأی به توقف بودجه اضافی جنگ، و طرح مکرر قطعنامه‌های اختیارات جنگی که البته دولت تا حد زیادی آنها را نادیده گرفته است. به تازگی نیز نمایندگانی، چون «نیکی بودزینسکی»، افزایش رکورد‌های فصلی قیمت بنزین را مستقیماً به فشار بر بودجه خانوار‌ها پیوند داده‌اند؛ بخشی از راهبرد گسترده‌تر دموکرات‌ها برای آنکه به رأی‌دهندگان انتخابات میان دوره‌ای نشان بدهند چگونه بی‌برنامگی ترامپ در ورود به جنگ موجب گران شدن زندگی‌شان شده است.

در چنین وضعیتی، کمتر کسی از این مسئله صحبت می‌کند که آیا اقتصاد ایران زیر فشار است یا نه؟ مسئله این است که تحریم غیرقانونی آمریکا علیه ایران طی دهه‌ها موجب شده است که ایران نوعی از تاب‌آوری اقتصادی به دست آورد که در زیر بیشترین فشار تحریم‌ها نیز دچار فروپاشی نشود. حال که رسانه‌ها و کارشناسان منتظر جزئیات بسته‌های جدید تحریمی هستند، بخش دیگری از کارشناسان نیز معتقدند میزان اثرگذاری طرح جدید را می‌توان از واکنش ایران ارزیابی کرد، چنانکه مقامات ایرانی نیز هشدار‌هایی مبنی بر شکستن محاصره داده‌اند. بنابراین، باید دید که پس از شکست قریب‌الوقوع طرح جدید ترامپ، آیا آمریکا این بار با دستی خالی‌تر از قبل مسیر دیپلماسی را پیگیری می‌کند یا آنکه دور جدید از تنش‌های گرم به منطقه خلیج فارس بازمی‌گردد؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات