پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت هفته دولت را اگر صرفاً مجموعهایی از توصیههای اقتصادی، فرهنگی و مدیریتی بخوانیم، بخش مهمی از منطق حاکم بر آن را از دست دادهایم. نقطه اتصال همه فرازهای این پیام، یک مسئله اساسی است: چگونه در شرایط خطیر و پیچیده امروز، ایران را قویتر کنیم؟ از همین منظر است که اقتصاد، تولید، فناوری، فرهنگ، خدمت به مردم، انسجام اجتماعی و حتی نحوه روایت مشکلات کشور در یک منظومه واحد قرار میگیرند.
یکی از مهمترین بخشهای پیام، ناظر به همین روایت ایران است. رهبر انقلاب ضمن تأکید بر ضرورت تبیین و روایت قدرت و قوت ایران و ملت، تصریح میکنند که ضعف و نقص و کمبود نیازمند برجستهسازی نیست، بلکه نیازمند برنامهریزی و اقدام برای رفع و حل مشکل است. این جمله را نباید به معنای ممنوعیت نقد یا پنهان کردن ضعفها فهم کرد پس مسئله، گفتن یا نگفتن ضعف نیست، مسئله این است که ضعف را چگونه، در چه شرایطی و با چه نتیجهایی روایت کنیم.
این تمایز، برای فهم درست پیام بسیار تعیینکننده است. نقدی که یک مشکل واقعی را دقیق شناسایی میکند، ریشههای آن را میکاود، مسئولیت را مشخص میکند و برای اصلاح آن مطالبه و راهحل ارائه میدهد، نهتنها با منطق این پیام تعارض ندارد، بلکه لازمه مدیریت صحیح کشور است، اما وقتی یک ضعف از متن واقعی خود جدا میشود، بارها تکرار و برجسته میگردد و در نهایت از آن تصویری ساخته میشود که گویی هیچ نقطه قوت، ظرفیت، پیشرفت یا امکان اصلاحی در کشور وجود ندارد، دیگر با نقد مسئلهمحور مواجه نیستیم با روایتی مواجهیم که میتواند به فرسایش امید و سرمایه اجتماعی منجر شود.
رهبر انقلاب دقیقاً همین نقطه را مورد توجه قرار دادهاند: بیان ضعفها در شرایطی که دشمن برای ضربه زدن به روحیه جامعه تلاش میکند، اگر بدون توجه به نقاط قوت و ظرفیتهای کشور باشد، میتواند دوستان و همراهان را دچار نگرانی و تحیر کند و به دشمن کمک برساند.
پس از این منظر، نقد مسئولانه، نقدی نیست که مشکل را حذف کند، نقدی است که مشکل را در جای درست خود قرار دهد اگر تورم وجود دارد، باید از تورم گفت
اگر بیکاری وجود دارد، باید آن را مطالبه کرد
اگر در مدیریت قیمتها، سرمایهگذاری یا تولید ضعف وجود دارد، باید آن را صریح و مستند مطرح کرد. خود پیام نیز دقیقاً همین مسائل را در برابر دولت قرار میدهد و بر رشد اقتصادی، سرمایهگذاری، رونق تولید، مدیریت بازار و اجرای سیاستهای اقتصاد مقاومتی تأکید میکند.
اما تفاوت در اینجاست که از یک مسئله نباید یک بنبست ساخت. میان این دو فاصله بسیار زیادی وجود دارد. اینکه بگوییم این مشکل وجود دارد و باید حل شود با اینکه بگوییم این مشکل وجود دارد، پس هیچ راهی وجود ندارد یکسان نیست. اولی عقلانیت اصلاحگر است و دومی میتواند جامعه را از توان اصلاح و حرکت تهی کند.
در همین چارچوب است که مسئله انسجام اجتماعی در پیام جایگاهی محوری پیدا میکند. رهبر انقلاب تصریح میکنند که وحدت و مراقبت از انسجام اجتماعی باید در مرکز توجه دولت و همه مسئولان باشد و حتی اقدامات فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، امنیتی و اقتصادی باید با ملاحظه پیوست انسجام اجتماعی صورت گیرد. هشدار درباره دوگانهسازیهایی همچون جنگ یا مذاکره، وفاق یا تندروی و سازش یا جنگطلبی نیز در همین چارچوب معنا پیدا میکند.
این یعنی کشور امروز بیش از همیشه به عقلانیت در نقد و مسئولیت در روایت نیاز دارد. نقد نباید ابزار تسویهحساب سیاسی شود و دفاع از نظام نیز نباید به انکار مشکلات تبدیل گردد. هر دو افراط، در نهایت به یک نقطه میرسند: تضعیف توان ملی برای حل مسئله
واقعیت ایران را باید کامل دید، هم ضعف را، هم قوت را؛ هم مسئله را، هم ظرفیت حل آن را. ملتی که در ماههای گذشته در میدانهای مختلف جهاد با دشمن، حضور، انسجام و همدلی خود را نشان داده است، نباید در روایتهای روزمره سیاسی و رسانهایی به ملتی گرفتار در بنبست معرفی شود.
از طرفی دیگر، روایت قدرت نیز به معنای تبلیغات غیرواقعی و نادیده گرفتن کاستیها نیست. روایت قدرت یعنی جامعه بداند در کنار مشکلات واقعی، ظرفیتهای واقعی نیز وجود دارد؛ تولید داخلی، نیروی انسانی جوان، فناوری، نخبگان، سرمایه اجتماعی و اراده ملی، ابزارهای عبور از مشکلاتاند. تأکید پیام بر فناوری، نوآوری، نخبگان جوان و شکستن روالهای ناکارآمد نیز دقیقاً در همین راستا قرار دارد.
در نهایت، شاید مهمترین مطالبه این پیام را بتوان چنین فهم کرد: کشور به جای جنگ روایتهای فرساینده، به روایت واقعبینانه و سازنده از ایران نیاز دارد. واقعبینی یعنی ضعفها را انکار نکنیم؛ سازندگی یعنی آنها را بهانه القای بنبست نکنیم.
دولت باید مشکل را حل کند، رسانه باید واقعیت را صادقانه روایت کند، منتقد باید اصلاح را مطالبه کند و همه باید مراقب باشند که اختلافنظرهای طبیعی، سرمایه انسجام ملی را نسوزاند.
ایران قوی نه با پنهان کردن ضعفها ساخته میشود و نه با تکرار بیپایان آنها. ایران قوی زمانی ساخته میشود که ضعف، موضوع اصلاح باشد؛ قوت، موضوع امید؛ نقد، ابزار پیشرفت؛ و انسجام، خط قرمز همه میدانها.
این، بهنظر میرسد روح اصلی پیام رهبر انقلاب است: مشکل را ببینیم، اما قدرت حل آن را هم ببینیم؛ نقد کنیم، اما برای اصلاح؛ روایت کنیم، اما برای تقویت ایران؛ و در هیچ شرایطی اجازه ندهیم دشمن، تصویر ملت از توان و آینده خود را تعیین کند.