در دهههای اخیر، جمهوری اسلامی ایران با وجود تحریمهای گسترده و فشارهای بینالمللی، به پیشرفتهای چشمگیری در عرصههای گوناگون علمی و فناوری دست یافته است. از فناوری هستهای صلحآمیز و سلولهای بنیادی تا نانو و هوافضا، ایران به یکی از قطبهای علمی منطقه تبدیل شده است. اما همزمان با این جهش علمی، شاهد تشدید دشمنی و خصومت قدرتهای استکباری، به ویژه آمریکا و رژیم صهیونیستی، با این اقتدار علمی بودهایم. این دشمنی صرفاً یک رقابت ژئوپلیتیکی یا اقتصادی نیست؛ بلکه ریشه در یک تقابل ایدئولوژیک و تمدنی دارد که قرآن کریم از آن به عنوان ستیز تاریخی «استکبار» با «حق» و «عقلانیت» یاد میکند. این مقاله میکوشد با نگاهی به آیات قرآن، چرایی این دشمنی را تبیین کند.
۱. علم، مایه اقتدار و استقلال
از منظر قرآن، علم و دانش صرفاً ابزاری برای رفاه نیست، بلکه منشأ اقتدار، استقلال و عزت است. خداوند در قرآن، انسان عالم را بر انسان جاهل برتری میبخشد: «قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ» (بگو آیا کسانی که میدانند با کسانی که نمیدانند برابرند؟) (زمر: ۹). این آیه به وضوح یک اصل بنیادین را بیان میکند: علم، معیار برتری و ایجادکننده توازن قوا در جوامع است.
استکبار جهانی که همواره به دنبال حفظ نظام سلطه و استثمار ملتهاست، به خوبی میداند که «علم» میتواند موازنه قدرت را به نفع ملتهای تحت ستم تغییر دهد. کشوری که به دانش بومی و فناوری پیشرفته دست یابد، دیگر به قدرتهای بزرگ وابستگی نخواهد داشت و میتواند مسیر توسعه و پیشرفت خود را بر اساس منافع ملی و ارزشهای خود ترسیم کند. بنابراین، دشمنی استکبار با اقتدار علمی ایران، در واقع دشمنی با استقلال و نفی وابستگی است. آنها میخواهند ملتها همواره برای تأمین نیازهای علمی و فناوری خود، چشم به دست آنان داشته باشند تا بتوانند از این اهرم برای اعمال فشار و سلطه استفاده کنند.
۲. انحصارطلبی علمی و «استکبارِ دانش»
قدرتهای استکباری همواره تلاش کردهاند تا علم و فناوری را در انحصار خود نگه دارند و آن را به عنوان ابزاری برای برتریجویی و سلطه بر دیگران به کار گیرند. این رویکرد، در ادبیات قرآنی مصداق بارز «استکبار» است. استکبار به معنای برتریجویی، خود را بزرگتر از دیگران دیدن و از پذیرش حق سر باز زدن است.
قرآن کریم داستان قوم سبأ را روایت میکند که به دلیل برخورداری از نعمتها و پیشرفت، دچار غرور و انحصارطلبی شدند و در نهایت به هلاکت رسیدند (سبأ: ۱۵-۱۷). پیشرفت علمی و فناوری برای یک تمدن استکباری، نه برای خدمت به بشریت، بلکه برای تحکیم سلطه و ایجاد وابستگی در دیگران است. وقتی کشوری مانند ایران به دانشی دست مییابد که پیش از این در انحصار چند قدرت معدود بود، این انحصار شکسته میشود. این شکستن انحصار، هیمنه و ابهت قدرت استکباری را فرومیریزد و به سایر ملتها نیز جرئت و امید میدهد که میتوانند روی پای خود بایستند. به همین دلیل است که استکبار با تمام توان با هرگونه تلاش علمی مستقل در جهان اسلام و به ویژه در ایران مخالفت میکند.
۳. مبارزه با هژمونی و گفتمان حق
پیشرفت علمی ایران، صرفاً یک دستاورد فنی نیست؛ بلکه یک دستاورد گفتمانی و تمدنی است. این پیشرفتها ثابت میکند که یک نظام سیاسی مبتنی بر ارزشهای دینی و اخلاقی میتواند در پیچیدهترین عرصههای علمی رقابت کند و موفق باشد. این موضوع، بنیادهای فکری تمدن غرب را که خود را یگانه الگوی پیشرفت و توسعه معرفی میکند، به چالش میکشد.
قرآن کریم وعده داده است که حق، باطل را از بین میبرد: «بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْبَاطِلِ فَیَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ» (بلکه حق را بر باطل میکوبیم تا آن را درهم شکند و باطل نابودشدنی است) (انبیاء: ۱۸). اقتدار علمی ایران، مصداقی از «حق» است که در برابر گفتمان «باطل» سلطه و استیلا قد علم کرده است. استکبار که گفتمان خود را در خطر میبیند، برای بقای خود چارهای جز دشمنی و مقابله با این مظهر حق نمیبیند. ترور دانشمندان هستهای ایران، نه یک اقدام امنیتی، بلکه یک واکنش ایدئولوژیک از سوی جبهه باطل برای جلوگیری از گسترش یک الگوی موفق و مبتنی بر حق بود.
۴. علم به مثابه قدرت نرم در برابر «استضعاف»
قرآن کریم همواره مؤمنان را از پذیرش سلطه و استضعاف برحذر داشته و آنان را به کسب عزت و قدرت دعوت کرده است: «وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ» (عزت از آن خدا و رسولش و مؤمنان است) (منافقون: ۸). یکی از مهمترین ابزارهای کسب عزت و رهایی از استضعاف، دستیابی به علم و فناوری است.