در جنگهای امروزی، پیروزی در جنگ فقط به توان آتش و تجهیزات نظامی، وابسته نیست؛ بلکه به دوام، مدیریت، تابآوری و انسجام ملی نیز گره خورده است.
هرچه آمادگی یک کشور در حوزههای مختلفی چون: اقتصادی، رسانهای، توان بسیج عمومی و در نهایت، انسجام ملی بیشتر باشد، هزینههای جنگ برای آن کمتر و قدرت بازدارندگیاش بیشتر خواهد بود.
در ادامه به برخی آمادگیهایی که در شرایط جنگی لازم است در حد اعلا وجود داشته باشد اشاره میکنیم:
۱. آمادگیهای نظامی و دفاعی:
در صدر هر آرایش جنگی، آمادگی نظامی قرار دارد. این آمادگی شامل آموزش مستمر نیروها، حفظ آمادگی رزمی، ارتقای سامانههای پدافندی، حفاظت از زیرساختهای حیاتی و تقویت فرماندهی و کنترل است. نیروهای مسلح باید بتوانند در شرایط فشار، تصمیمگیری سریع و هماهنگ داشته باشند.
همچنین رزمایشهای مشترک داخلی و بینالمللی، شبیهسازی سناریوهای بحران، و ذخیرهسازی تجهیزات و مهمات و حتی پدافند غیرعامل از عناصر کلیدی این بخش میباشد.
۲. آمادگیهای اقتصادی:
آرایش جنگی اقتصادی یعنی کشور بتواند با وجود تحریم، اختلال در تجارت، افزایش هزینهها و فشار روانی، نیازهای اساسی مردم و نیروهای دفاعی را تأمین کند. مدیریت ذخایر راهبردی، کنترل زنجیره تأمین، حمایت از تولید داخلی و تخصیص هوشمند منابع از اصول این آمادگی است. این آمادگی نقش مستقیمی در تاب آوری مردم در شرایط جنگی دارد.
در چنین شرایطی، ثبات بازار، کنترل تورم، جلوگیری از احتکار و توزیع عادلانه کالاهای اساسی در بالا رفتن تاب آوری اجتماعی اهمیت زیادی دارد.
همچنین دولت باید از قبل برای سناریوهای سخت و شرایط بحرانی برنامه داشته باشد. مدیریت مصرف سوخت، تأمین غذا، دارو و کالاهای اساسی در شرایط جنگی از جمله وظایف دولت است که انتظار میرود به بهترین نحو ممکن انجام شود. در همین راستا اعتماد عمومی به سیاستهای اقتصادی نیز باید حفظ شود، چرا که بیاعتمادی میتواند به همان اندازه حمله نظامی، کشور را تضعیف کند.
۳. آمادگیهای رسانهای:
رسانه در جنگ، فقط ابزار اطلاعرسانی نیست، بلکه بخشی از میدان نبرد است. آمادگی رسانهای، یعنی توانایی تولید پیام دقیق، سریع، قابلاعتماد و هماهنگ و امیدبخش برای مردم و به طور خلاصه تولید روایت اول اقناع کننده.
در شرایط بحران، شایعه، جنگ روانی، اخبار جعلی و عملیات رسانهای دشمن میتواند آرامش جامعه را بر هم بزند. برای مقابله با این وضعیت، باید آمادگی اطلاعرسانی منسجم، شفاف و بهموقع و اعتماد مردم به رسانه ملی وجود داشته باشد.
بهترین راه برای مرجعیت سازی از رسانه ملی، صداقت همراه با مدیریت هوشمندانه اطلاعات است. همچنین سواد رسانهای مردم باید تقویت شود تا بتوانند خبر درست را از جعلی تشخیص دهند.
۴. بسیج مردمی:
بسیج مردمی به معنای مشارکت سازمانیافته مردم در پشتیبانی از کشور در شرایط بحران است. این مشارکت میتواند در قالب امدادرسانی، کمک به آسیبدیدگان، حفظ نظم محلی، پشتیبانی لجستیکی از جنگ، اهدای خون، توزیع کالا یا حمایت از خانوادههای درگیر جنگ و حتی حضور در تجمعات شبانه در خیابانها و میادین شهرها و روستاها باشد. این حضور قطعاً دشمن را از تکرار هرگونه تجاوز مأیوس خواهد کرد و به عنوان یک عامل بازدارنده میباشد.
بسیج مردمی زمانی مؤثر است که ساختارمند باشد، نه احساسی و مقطعی. آموزشهای عمومی، شبکههای محلی، داوطلبان آموزشدیده و ارتباط روشن با نهادهای رسمی، این توان را به یک ظرفیت واقعی تبدیل میکند. در زمان جنگ، مردم فقط تماشاگر نیستند؛ آنها یکی از ستونهای اصلی پایداری کشورند.
۵. انسجام ملی:
انسجام ملی مهمترین پشتوانه هر آرایش جنگی است. اگر جامعه از درون دچار شکاف، بیاعتمادی و تفرقه باشد، حتی قویترین ساختار نظامی نیز آسیبپذیر میشود.
در مقابل، وقتی گروههای مختلف اجتماعی، سیاسی و فرهنگی بر سر منافع ملی و حفظ کشور به توافق برسند، دشمن با مانعی بسیار بزرگتر روبهرو میشود.
انسجام ملی نیازمند عدالت، گفتوگو، احترام به تنوع، شفافیت و احساس تعلق مشترک است. در شرایط جنگی، اختلافنظرها نباید به گسست تبدیل شود.
رسانهها، نخبگان، نهادهای آموزشی و مسئولان باید بر نقاط مشترک تأکید کنند و از دامن زدن به شکافها پرهیز کنند.
نتیجهگیری:
آرایش جنگی همهجانبه یعنی آمادگی همزمان در میدان نبرد، اقتصاد، رسانه، جامعه و سیاست داخلی. این نوع آمادگی، کشور را از حالت واکنشی خارج میکند و به وضعیت بازدارنده و پایدار میرساند. در جنگهای امروز، ملتی موفقتر است که نهتنها سلاح، بلکه ایمان، اعتماد، آگاهی و همبستگی و انسجام داشته باشد.