سال گذشته، تماشاگران فوتبال جهان شاهد صحنهای وارونه بودند: جانی اینفانتینو، رئیس فیفا، با وقاری نمایشی، تندیسی ناآشنا را به دونالد ترامپ تقدیم کرد؛ «جایزه صلح فیفا». جایزهای که تا پیش از آن در هیچ آییننامهای وجود نداشت و به اعتراف همگان، اینفانتینو تنها برای التیام خیالپردازیهای ترامپ برای کسب جایزه صلح نوبل، از دل بوروکراسی ورزشی زاده شد. اما این اهدا، نه یک اشتباه دیپلماتیک، بلکه روایتگری از شرمآورترین فصل همآغوشی سیاست و ورزش بود.
ترامپ، آن که هماکنون در قامت رئیسجمهوری آمریکا، از هوش مصنوعی برای لاکزدن بر چهرهای انساندوستانه استفاده میکند، در عمل، کارنامهای انباشته از خون دارد. از عراق و یمن گرفته تا فلسطین و لبنان، و از سوریه تا ایران، بمبهای ساخت پنتاگون با امضای فرمانهای او، زیرساختهای زیستی ملتها را نشانه رفتهاند. اما شاید تلخترین سند این جنایت، برای مردم ایران بمباران مدرسهای در میناب بود؛ جایی که ۱۶۸ دانشآموز و دهها معلم، در میان دفترهای ریاضی و نقاشیهای کودکانه، زیر آتش موشکهای آمریکایی خاکستر شدند. این تنها یک قطعه از پازل تاریکی است که بیمارستانهای بمبارانشده، پلهای ویران، مخازن آبِ هدفگرفته و استادیوم ورزشی غرق در خون را در بر میگیرد.
فیفا که خود را فراتر از سیاست معرفی میکند، چگونه به خود اجازه داد جنایتکارِ بیمارستانها را با مدال صلح مفتخر کند؟ پاسخ را باید در روابط پنهان مالی و نفوذ قدرتهای بزرگ جست؛ جایی که ارزشهای انسانی در برابر یک عکس تبلیغاتی قربانی میشوند. اینفانتینو با این حرکت، نه تنها به قوانین ورزشی، بلکه به وجدان جمعی جهانیان خیانت کرد.
اگر معیار «صلح» رها کردن بمب بر سر کودکان مدرسهای و ویران کردن زیرساختهای آب و درمان است، پس باید نام این جایزه را عوض کرد: «جایزه جنایت علیه بشریت». ترامپ، با بیش از هزاران قربانی غیرنظامی در کشورهای مختلف، سزاوارترین گزینه برای دریافت چنین لقبی است. حالا که فیفا خود را برای برگزاری فینال جام جهانی آماده میکند، میتواند در میان هو شدن ترامپ در ورزشگاه، جایزه جنایت علیه بشریت را هم به او تقدیم کند.