رژیم صهیونیستی امارات وارد قمار متهورانهای شده است که یا باید آن را تا انتها ادامه دهد، یا با حذف از معادلات منطقهای و جهانی و همچنین خطر فروپاشی اقتصادی و سیاسی روبهرو خواهد شد. این رژیم، همانگونه که پیش از جنگ رمضان و پس از آن، انواع اقدامات خصمانه علیه نظام جمهوری اسلامی ایران انجام داد، در شهادت قائد شهید امت، جنایات میناب و دیگر اقدامات نیز نقش مشاوره، نفوذ، حمایت مالی و پشتیبانی نظامی ایفا کرد. با وجود ضرباتی که متحمل شد، همچنان تمامقد در زمین رژیم صهیونیستی بازی میکند و از این مسیر عقبنشینی نکرده است.
پس از جنگ رمضان و تحمل ضربات سنگین، در ظاهر ابراز پشیمانی کرد و حتی وعده جبران و پرداخت غرامت داد؛ اما این اقدامات صرفاً برای خرید زمان و مصون ماندن از واکنش ایران بود. در عمل، نهتنها تغییری در رویکرد خود ایجاد نکرد، بلکه همان مسیر گذشته را با اشکال دیگر ادامه داد.
همه سرمایهگذاریها و زیرساختهای هوش مصنوعی که امارات ایجاد کرده، البته که با دستور و هدایت مستقیم رژیم صهیونیستی انجام شده است؛ رژیمی که بهعنوان بازوی راهبردی آمریکا، در نبرد رمضان علیه ایران نقشآفرینی میکرد. از این منظر، این زیرساختها بخشی از همان پروژهای تلقی میشوند که در چارچوب همکاریهای امنیتی و راهبردی میان امارات، آمریکا و رژیم صهیونیستی شکل گرفته است.
در صورت آغاز دوباره چرخه ترور مسئولان، حمله به تهران یا هدف قرار گرفتن مراکز هستهای و غیرنظامی، نباید فرصت واکنش را از جمهوری اسلامی ایران بگیرد. در این نگاه، هدف قرار دادن مراکز اقتصادی و زیرساختهای هوش مصنوعی امارات و ابوظبی، بخشی از پاسخ متقابل تلقی میشود؛ زیرا در غیر این صورت، در جنگی که موجودیتی توصیف میشود، ابتکار عمل به طرف مقابل واگذار خواهد شد و با ورود مستقیم رژیم صهیونیستی، ایران از چند جبهه تحت فشار قرار میگیرد.
بر این اساس، میدان نبرد عرصه تعارفات و ملاحظات سیاسی نیست؛ بلکه هر طرفی که غافلگیرکنندهتر و مؤثرتر عمل کند، ابتکار عمل را در دست گیرد، روند تحولات را به نفع خود رقم خواهد زد.
وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ