صفحه نخست >>  عمومی >> یادداشت
تاریخ انتشار : ۰۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۳:۴۱  ، 
کد خبر : ۳۹۴۱۶۹

حکمرانی تشکیلاتیِ ولایت‌مدار

حکمرانی تشکیلاتی ولایت‌مدار الگویی است که در آن، ولایت فقیه مرکز هدایت راهبردی، تشکیلات ابزار تبدیل هدایت به ظرفیت نهادی، تخصص وسیله طراحی راه‌حل و پاسخ‌گویی معیار سنجش عملکرد است.
صبح صادق آنلاین / علیرضا اسپرهم

تمدن نوین اسلامی نتیجه تبدیل منظم و عالمانه جهان‌بینی توحیدی به نظام هدایت، سیاست‌گذاری، نهادسازی، کادرسازی و حل مسئله عمومی است. این تبدیل تاریخی، بدون تشکیلات منسجم و حکمرانی تشکیلاتی کارآمد تحقق نمی‌یابد. تشکیلات، واسطه‌ای نهادی است که آرمان را به راهبرد، راهبرد را به برنامه، برنامه را به اقدام و اقدام را به اثر اجتماعی پایدار تبدیل می‌کند. ازاین‌رو، هر سخن از تمدن‌سازی اسلامی، ناگزیر با سخن از سازمان، نظم، مسئولیت، پاسخ‌گویی و پیامدسنجی همراه است.

در منطق قرآن کریم، جامعه مؤمنان «امت» است؛ یعنی مجموعه‌ای برخوردار از جهت، امام، مسئولیت و انسجام. خداوند می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُمْ بُنْیَانٌ مَرْصُوصٌ»؛ خداوند کسانی را دوست می‌دارد که در راه او صف‌کشیده پیکار می‌کنند، گویی بنایی استوار و به‌هم‌پیوسته‌اند. (صف/۴)

«بنیان مرصوص» را می‌توان صورت قرآنیِ وحدت جهت، تناسب نقش‌ها، انسجام سازمانی و انضباط عملیاتی دانست. همچنین فرمان الهیِ «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا»؛ همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید. (آل‌عمران/۱۰۳) نشان می‌دهد که وحدت تشکیلاتی باید حول محور الهی شکل گیرد، نه حول اشخاص و منافع گروهی.

از سوی دیگر، آیه «وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَیْنَهُمْ»؛ کارشان بر پایه مشورت میان آنان است. (شوری/۳۸) بر مشارکت عالمانه و بهره‌گیری از عقل جمعی تأکید می‌کند. در کنار آن، آیه «أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ»؛ (نساء/۵۹) اصل مرجعیت مشروع و هدایت متمرکز را تثبیت می‌کند. بنابراین، ولایت، شورا و تخصص اضلاع متعارض نیستند؛ ولایت جهت را مشخص می‌کند، شورا ظرفیت عقل جمعی را فعال می‌سازد و تخصص، راه تحقق عالمانه اهداف را فراهم می‌آورد.

ولایت فقیه و منطق تشکیلاتی ولایت فقیه مرکز ثقل هدایت کلان، صیانت از شریعت و تنظیم جهت حرکت جامعه اسلامی در عصر غیبت است. با این‌حال، ولایت‌مداری تشکیلاتی در منطق نظام ولایی صرفاً به اظهار ارادت یا بازتولید گفتمانیِ بیانات ولیّ فقیه محدود نمی‌شود بلکه نوعی التزام معرفتی، شرعی، راهبردی و نهادی به منظومه هدایت ولیّ امر مسلمین است.

این التزام، مستلزم شناخت روشمند مبانی، محکمات، اولویت‌ها و مطالبات رهبری؛ تفکیک منویات صریح از برداشت‌های شخصی و سازمانی و تبدیل هدایت‌های کلان ولایت به دکترین اجرایی، سیاست‌های بخشی، برنامه‌های تخصصی، تقسیم‌کار نهادی و شاخص‌های سنجش‌پذیر است. قاعده قرآنیِ «وَلَا تَقْفُ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ»؛ از چیزی که به آن علم نداری پیروی مکن. (اسراء/۳۶) اقتضا می‌کند که هرگونه انتساب سخن، سیاست یا تصمیمی به رهبری، مستند، دقیق و قابل احراز باشد.

تشکیلات ولایت‌مدار باید با بصیرت سیاسی، اجتهاد تشکیلاتی، عقلانیت کارشناسی و شناخت واقعی میدان، اراده راهبردی ولیّ جامعه اسلامی را در سطوح تصمیم‌سازی، سازمان‌دهی منابع، کادرسازی، اقدام عملیاتی و حل مسائل واقعی مردم امتداد دهد. صدق ولایت‌مداری نیز نه فقط در مواضع اعلامی، بلکه در میزان انطباق عملکرد با جهت‌گیری‌های ولیّ امر، تقدم مصالح کلان اسلام و انقلاب بر منافع بخشی، پاسخ‌گویی مدیران و ارزیابی مستمر پیامد‌های تصمیم‌ها آشکار می‌شود.

در این منظومه، مراجعه به متخصصان نه امری تشریفاتی، بلکه ضرورتی دینی و عقلانی است. قرآن می‌فرماید «فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ»؛ اگر نمی‌دانید، از آگاهان بپرسید. (نحل/۴۳) با الهام از دلالت عمومی این آیه، کارشناسی روشمند رقیب ولایت نیست؛ بلکه ابزار تحقق مسئولانه و عالمانه هدایت ولایی است.

سیره نبوی و علوی در حکمرانی تشکیلاتی

سیره پیامبر اکرم (ص) نشان می‌دهد که رهبری الهی، علاوه بر هدایت اعتقادی، شأن نهادساز و نظام‌آفرین نیز دارد. آن حضرت پس از هجرت به مدینه، با تأسیس مسجد، انعقاد پیمان مدینه، ایجاد اخوت میان مهاجران و انصار، تعیین کارگزاران و تنظیم مناسبات اجتماعی، ایمان را به نظم عمومی و قدرت تمدنی تبدیل کرد. این تجربه تاریخی نشان می‌دهد که ارزش‌های الهی تنها هنگامی در زندگی مردم تثبیت می‌شوند که در ساختارها، قوانین و تقسیم مسئولیت‌ها عینیت یابند.

در سیره امیرالمؤمنین علی (ع) نیز ولایت با عدالت، نظم، نظارت و پاسخ‌گویی پیوند خورده است. آن حضرت در وصیت تاریخی خود می‌فرمایند: «أُوصِیکُمَا وَجَمِیعَ وَلَدِی وَأَهْلِی وَمَنْ بَلَغَهُ کِتَابِی بِتَقْوَى اللَّهِ وَنَظْمِ أَمْرِکُمْ»؛ شما دو تن و همه فرزندان و خاندانم و هرکس را که این نوشته به او می‌رسد، به تقوای الهی و نظم در کارهایتان سفارش می‌کنم. (نهج‌البلاغه، نامه۴۷)

هم‌نشینی تقوا و نظم نشان می‌دهد که در منطق علوی، معنویت بدون انتظام اجتماعی، هماهنگی تشکیلاتی و مسئولیت‌پذیری نهادی کامل نیست. امیرالمؤمنین (ع) همچنین درباره ماهیت منصب حکومتی خطاب به یکی از کارگزاران می‌فرمایند: «وَإِنَّ عَمَلَکَ لَیْسَ لَکَ بِطُعْمَةٍ، وَلَکِنَّهُ فِی عُنُقِکَ أَمَانَةٌ»؛ مسئولیت تو برایت طعمه و غنیمت نیست، بلکه امانتی بر گردن توست. (نهج‌البلاغه، نامه۵) این بیان، هرگونه نگاه امتیازمحور، منفعت‌طلبانه و شخصی به مسئولیت را نفی می‌کند. مدیر ولایت‌مدار، منصب را ملک شخصی یا ابزار توسعه نفوذ خود نمی‌داند؛ بلکه آن را امانتی الهی و اجتماعی می‌شمارد.

در عهدنامه مالک اشتر نیز حضرت درباره انتخاب مدیران می‌فرمایند: «ثُمَّ انْظُرْ فِی أُمُورِ عُمَّالِکَ، فَاسْتَعْمِلْهُمُ اخْتِبَارًا، وَلَا تُوَلِّهِمْ مُحَابَاةً وَأَثَرَةً»؛ در امور کارگزارانت بنگر و آنان را پس از آزمون به کار گمار و از روی تمایل شخصی و امتیازدهی ویژه، مسئولیت را به آنان مسپار. (نهج‌البلاغه، نامه۵۳) این فرمان، مبنای روشنی برای شایسته‌گزینی، ارزیابی پیش از انتصاب، منع رابطه‌محوری و نظارت مستمر بر کارگزاران است.

حکمرانی پاسخ‌محور و پیامدسنجی

حکمرانی تشکیلاتی ولایت‌مدار هنگامی معنا می‌یابد که به حل مسائل واقعی مردم منتهی شود. پاسخ‌محوری بدین معناست که هر تشکیلات پیش از آغاز برنامه روشن سازد کدام مسئله عمومی را هدف گرفته، چه نسبتی با اولویت‌های کلان نظام دارد، چه تغییر قابل‌اندازه‌گیری ایجاد می‌کند و چه کسی مسئول نتیجه آن است. تشکیلات پاسخ‌محور، به‌جای تمرکز بر تعداد جلسات، همایش‌ها، گزارش‌ها و فعالیت‌های نمایشی، بر کیفیت اثر، عمق مداخله و پایداری نتیجه تکیه می‌کند.

قرآن کریم مدیریت و قدرت را امانتی می‌داند که باید به شایستگان سپرده شود: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ»؛ خداوند فرمان می‌دهد که امانت‌ها را به اهل آن بسپارید و هنگامی که میان مردم داوری می‌کنید، به عدالت حکم کنید. (نساء/۵۸)

در این چارچوب، باید میان چهار سطح تمایز برقرار شود: نخست: رهنمود‌های صریح ولیّ فقیه؛ دوم: سیاست‌ها و اسناد رسمی ابلاغی؛ سوم: برداشت و تفسیر کارشناسی نهاد‌ها و چهارم: تصمیم اجرایی مدیران. خلط این سطوح، موجب تضعیف مسئولیت‌پذیری می‌شود. مدیر نمی‌تواند برداشت شخصی خود را به ولایت منتسب کند و سپس از پاسخ‌گویی بگریزد.

اصل نظارت بر عملکرد نیز در قرآن مورد تصریح قرار گرفته است: «وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ»؛ بگو عمل کنید؛ خداوند و پیامبر او و مؤمنان، عملکرد شما را خواهند دید. (توبه/۱۰۵)

بر این اساس، عملکرد تشکیلات اسلامی نباید از نظارت، ارزیابی و نقد عمومی مصون باشد. هر میزان از اختیار باید با سطح متناسبی از پاسخ‌گویی همراه شود؛ چنان‌که قرآن درباره مسئولیت نهایی انسان می‌فرماید: «وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ»؛ «آنان را متوقف سازید؛ زیرا باید مورد سؤال قرار گیرند» (صافات/۲۴) پیامدسنجی نیز حلقه اتصال نیت صالح با عقلانیت مدیریتی است. نیت الهی برای ارزش اخلاقی عمل ضروری است، اما به‌تنهایی برای اثبات کارآمدی سیاست کفایت نمی‌کند. ارزیابی عملکرد تشکیلات ولایت‌مدار باید دست‌کم پنج سطح را پوشش دهد: اعتقادی، اجتماعی، سازمانی، اقتصادی و تمدنی. در سطح اعتقادی باید سنجید که عملکرد مجموعه، اعتماد مردم به ارزش‌های اسلامی را تقویت کرده یا تضعیف ساخته است. در سطح اجتماعی، آثار تصمیم بر عدالت، امید، انسجام و سرمایه اجتماعی بررسی می‌شود. در سطح سازمانی، تأثیر سیاست بر شایسته‌گزینی، کادرسازی و جانشین‌پروری ارزیابی می‌گردد. در سطح اقتصادی، تناسب میان منابع مصرف شده و نتایج حاصل شده سنجیده می‌شود و در سطح تمدنی، سهم اقدام در تربیت انسان تراز، تولید دانش و افزایش توان حل مسئله کشور ارزیابی می‌گردد.

نقدپذیری و آسیب‌شناسی تشکیلات ولایی

مهم‌ترین آسیب در این حوزه، تقلیل ولایت‌مداری به وفاداری لفظی و مناسکی است. شعارزدگی، گزارش‌آرایی، حذف نقد کارشناسی، شخص‌محوری، انتصاب‌های غیرشایسته و انتساب تصمیم‌های مدیریتی به ولایت، از نشانه‌های انحراف تشکیلات از الگوی ولایی‌اند. چنین رفتارهایی، در عمل موجب تضعیف کارآمدی، اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی می‌شوند.

قرآن کریم مؤمنان را به عدالت‌ورزی حتی علیه منافع شخصی فرا می‌خواند: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِکُمْ»؛‌ای کسانی که ایمان آورده‌اید، همواره به عدالت قیام کنید و برای خدا گواهی دهید، هرچند به زیان خودتان باشد. (نساء/۱۳۵)

این آیه مبنای قرآنیِ خودارزیابی صادقانه، اعتراف به خطا و تقدم حقیقت بر حیثیت مدیر یا سازمان است. همچنین امیرالمؤمنین (ع) خطاب به مردم می‌فرمایند: «فَلَا تَکُفُّوا عَنْ مَقَالَةٍ بِحَقٍّ، أَوْ مَشُورَةٍ بِعَدْلٍ»؛ از گفتن سخن حق یا ارائه مشورتی عادلانه خودداری نکنید. (نهج‌البلاغه، خ۲۱۶) بنابراین، نقد کارشناسیِ منصفانه نه نقطه مقابل ولایت‌مداری، بلکه یکی از لوازم آن و مصداقی از «نصیحت ائمه مسلمین» است.

جمع‌بندی

حکمرانی تشکیلاتی ولایت‌مدار الگویی است که در آن، ولایت فقیه مرکز هدایت راهبردی، تشکیلات ابزار تبدیل هدایت به ظرفیت نهادی، تخصص وسیله طراحی راه‌حل و پاسخ‌گویی معیار سنجش عملکرد است. در این الگو، ولایت جایگزین کارشناسی نمی‌شود، بلکه به آن جهت می‌دهد؛ شورا اقتدار را تضعیف نمی‌کند، بلکه کیفیت تصمیم را افزایش می‌دهد و ارزیابی نشانه بی‌اعتمادی نیست، بلکه لازمه امانت‌داری در برابر خدا، مردم و نظام اسلامی است.

تشکیلات تمدن‌ساز باید سه فضیلت را توأمان دارا باشد: بصیرت ولایی در تشخیص جهت، عقلانیت تخصصی در طراحی پاسخ و شجاعت اخلاقی در پذیرش مسئولیت پیامدها. هرچه انتساب یک نهاد به ولایت افزون‌تر باشد، تکلیف آن در عدالت‌ورزی، مردم‌داری، شایسته‌گزینی، کارآمدی و صداقت سنگین‌تر خواهد بود. در چنین منطقی، ولایت‌مداری از سطح ارادت لفظی به ساختار مسئولیت ارتقا می‌یابد و تشکیلات به ابزاری برای حل مسائل مردم، تقویت اعتماد عمومی و پیشبرد تمدن نوین اسلامی تبدیل می‌شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات