تاریخ معاصر ایران، به ویژه سده اخیر، مشحون از فراز و نشیبهای هویتساز و در عین حال صحنه مداخلهجوییها و جنایات آشکار قدرتهای استکباری است. در این میان، کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ نقطه عطفی تاریخی و تلخ به شمار میآید؛ رویدادی که نهتنها مسیر ملی شدن صنعت نفت و استقلال سیاسی کشور را منقطع کرد، بلکه به منزله سند پررنگ مداخله مستقیم آمریکا و بریتانیا در سرنوشت ملت ایران به ثبت رسید. بازخوانی این جنایت و تبیین ابعاد آن برای نسلهای امروز و فردا، نه تنها یک یادآوری تاریخی، بلکه نیازی راهبردی در ساحت جهاد تبیین و روایتگری فرهنگی است. با این حال، پرسش کلیدی این است که هنر هفتم و سینمای ایران در ادا کردن سهم خود برای این واقعه تاریخی و مواجهه هوشمندانه با جنایات استکبار تا چه اندازه موفق بوده است؟
بررسی کارنامه سینما و تلویزیون ایران نشان میدهد، تلاشهایی برای پرداختن به این مسئله صورت گرفته است، اما نسبت میان اهمیت و ابعاد عمیق تاریخی واقعه با حجم و کیفیت آثار ساخته شده، همچنان نامتوازن و نابرابر به نظر میرسد. نگاهی به مجموعه آثار سینمایی و نمایشی که به طور مستقیم یا غیرمستقیم به جریان ملی شدن صنعت نفت، کودتای ۲۸ مرداد و بسترهای سیاسی ـ اجتماعی آن دوره پرداختهاند، میتواند تصویری شفافتر از راه طیشده و مسیرهای نرفته پیش روی ما بگذارد.
در یک بازخوانی جامع، آثاری را که در سینما و تلویزیون ایران به این محور توجه داشتهاند، میتوان به چند دسته کلی تقسیم کرد:
۱ـ مواجهه مستقیم کودتای ۲۸ مرداد
در این گروه، فیلمها و مجموعههایی قرار میگیرند که به شکل صریح، مناسبات سیاسی، حوادث دهه ۱۳۳۰ و شخصیتهای نقشآفرین آن برهه را به تصویر کشیدهاند. اثر مستند ـ داستانی «عملیات آژاکس» از جمله تلاشهایی است که به طور مستقیم طراحی و اجرای کودتا در سازمانهای جاسوسی غرب را روایت کردهاند. همچنین اثر متأخر مسعود جعفری جوزانی، یعنی «بهشت تبهکاران» کوشیده است در قالبی درام ـ تاریخی، التهابات سیاسی پس از ملی شدن صنعت نفت و دسیسههای منجر به کودتا و ترورهای آن دوران را بازسازی کند. در همین مسیر، «خائنکشی» ساخته مسعود کیمیایی نیز با نگاهی رمانتیک و حماسی، به جریان سرقت از بانک ملی برای کمک به دولت دکتر مصدق و بحرانهای مالی ناشی از تحریمهای نفتی غرب توجه داشته است. پیشتر نیز در آثار تلویزیونی نظیر «معمای شاه» یا «سرزمین مادری» و آثار سینمایی تاریخی، بخشهایی از روند سقوط دولت ملی و حضور عوامل نفوذی روایت شده است.
۲ـ کودتا در پسزمینه یک درامهای اجتماعی- تاریخی
برخی دیگر از آثار، کودتای ۲۸ مرداد و فضای خفقان پس از آن را به منظور بستر اصلی روایت درام خود انتخاب کردهاند. فیلم «آشوب» یا سریالهایی، چون «شهرزاد» و «شب دهم» نمونههایی هستند که تأثیرات عمیق این گسست تاریخی را بر زندگی فردی و اجتماعی اقشار گوناگون جامعه، از جمله روشنفکران، هنرمندان و عامه مردم به تصویر کشیدهاند. سقوط دولت ملی و روی کار آمدن مجدد دیکتاتوری وابسته، نقطه عطفی است که سرنوشت شخصیتهای درام را تحت تأثیر قرار داده و فضای یأس یا مقاومت پس از کودتا را تداعی میکند.
۳ـ متمرکز بر تحرکات امنیتی، نفوذ و جاسوسی
شکل دیگری از پردازش تاریخی، توجه به شبکههای جاسوسی بیگانه و عوامل داخلی آنان است. اثر سینمایی «آدمفروش» و فیلمهایی، نظیر «دست شیطان» و «روز شیطان» (اگرچه در فضاها و مقاطع زمانی متفاوتی روایت میشوند) در مضمون به مسئله نفوذ، خیانت و کارکرد ایادی و جاسوسان قدرتهای فراملی توجه داشتهاند؛ موضوعی که بنمایه اصلی اتفاقات مرداد ۱۳۳۲ و سقوط ملیشدن نفت بود.
چند چالش
با وجود تولید این آثار، آسیبشناسی کارنامه سینمای ایران در پردازش کودتای ۲۸ مرداد چند چالش بنیادین را نمایان میکند:
نخست، «غربت درام جامع تاریخی» است. با وجود ظرفیتهای بینظیر تاریخی، سینمای ایران هنوز نتوانسته است یک اثر فاخر، واجد استانداردهای جهانی و در عین حال جذاب برای عموم بسازد که همه زوایای این کودتای بینالمللی را روایت کند. اغلب آثار تولیدشده یا درگیر جزئیات پراکنده سیاسی شدهاند و از خلق درام تأثیرگذار بازماندهاند، یا کودتا را صرفاً به منزله یک حاشیه و دکور برای داستانهای عاشقانه و فرعی به کار گرفتهاند.
دوم، «عدم تبیین دقیق نقش آمریکا و استکبار» است. در بسیاری از روایات سینمایی، بازنمایی واقعه به کشمکشهای داخلی و جناحبندیهای سیاسی رویکرد دارد و ابعاد منطقهای و بینالمللی دخالت مستقیم سازمان CIA و MI۶ کمرنگ میماند. این در حالی است که اسناد فاششده از سوی خود ایالات متحده طی سالهای اخیر، به صراحت به طراحی، تأمین مالی و هدایت میدانی کودتا اعتراف میکند. سینمای ملی موظف است لایههای پنهان این جنایت استکباری و ضربه سنگینی را که بر تجربه دموکراسی و استقلال ملت ایران وارد شد، شجاعانه و تحلیلگرانه بازتاب دهد.
سوم، «کمتوجهی به بازخوانی درسهای تاریخی برای امروز» است. کودتای ۲۸ مرداد صرفاً یک اتفاق تقویمی مربوط به هفت دهه پیش نیست؛ بلکه الگویی کلاسیک از «جنگ ترکیبی»، «عملیات روانی»، «ایجاد شکاف اجتماعی» و «استفاده از اهرم تحریم و نفوذ» از سوی قدرتهای سلطهگر است. سینمای ما نتوانسته است میان این الگوی تاریخی و مواجهات امروز ملت ایران با استکبار جهانی پیوند مضمونی ایجاد کند.
یک ضرورت ملی
امروز و در مواجهه با جنگ روایتی که دشمنان علیه هویت و تاریخ ملی ما به راه انداختهاند، رسالت سینما و سیاستگذاران عرصه فرهنگ دوچندان است. سینمای ایران نیاز دارد از رویکردهای منفعلانه، دکوراتیو و سطحی فاصله بگیرد و با اتکا به پژوهشهای مستند و متقن، نگارش فیلمنامههای قوی و بهرهگیری از ابزارهای نوین فیلمسازی، به طور غرورآفرین و در عین حال عبرتآموز مقاطع حساسی، چون ۲۸ مرداد را بازسازی کند.
توجه به سینمای تاریخیِ استکبارزدایانه، نه یک سفارش اداری، بلکه ضرورتی ملی برای حفظ حافظه جمعی است. پرداختن به جنایات آمریکا و خباثتهای نظام سلطه در بازداشتن ملت ایران از حق استقلال و پیشرفت، بستر فوقالعادهای برای خلق اثر هنر متعهد است؛ امری که اگر هنرمندان و سینماگران ما آن را به درستی روایت نکنند، بانیان همان کودتا و رسانههای وابسته، آن را به نفع خود تطهیر و تحریف خواهند کرد.