آقا جان در این روزها که آسمان از همگامی با غم تو به زانو درآمده و جهان، چادر سیاه ماتم بر سر کشیده است. چگونه تاب میآوری این حجم از اندوه را، وقتی قلب نازنینت در عزای پدر، سنگینی داغی تازه را به دوش میکشد؟ پدر بزرگوارتان با زهر جفا پر کشید و تو در میان اشک و آه، با دلی شکسته و چشمانی بارانی، تنهای تنها بر سجاده غم نشستهای.
مولاجان، یا صاحبالزمان! تسلیت ما را بپذیر که ما هم همچون شما در این غم بزرگ داغداریم. ما هم یتیم شدیم. شیعیانت همنوا با نالههای مادرمان حضرت زهرا (س)، خون جگر از دیده میبارند و در این یتیمی بزرگ، تنها به تو پناه میآورند.ای ماه پشت ابر! تا کی در پس پرده غیبت سوز دل سر دهیم و دست تمنا به سوی آسمان دراز کنیم؟ غم بیکسی ما را فرا گرفته است. بیا و با دستی از جنس روشنایی، مرهمی بر دلهای سوختهمان بگذار.