باراك اوباما از محمد بن سلمان قدرداني كرد
کد خبر: ۲۹۲۹۸۷ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۰۴/۱۰
سياست خارجي تركيه درگفتوگو با ميرمحمود موسوي:
اشاره: قريب به ١٣ سال پيش بود كه روزهاي در اوج قله سياسي ايستادن حزب عدالت و توسعه در تركيه آغاز شد. موفقيتهاي پياپي رجب طيب اردوغان در كنار عبدالله گل و احمدداوود اوغلو نگاهها را به سمت تركيه چرخانده بود. ركود اقتصادي جاي خود را به توفيقهاي بيشمار در حوزه ارتقاي استاندارد زندگي در تركيه بخشيد، سنت كهن ارتش حرف نخست را ميزند اندك اندك به حاشيه رانده شد تا دموكراسي فضاي تنفسي پيدا كند. بارقههاي اميد در گره كور بحران كردي به وجود آمد و اردوغان فعل حرام گفتوگو با عبدالله اوجالان را تغيير داد. عدالت و توسعه و رجب طيب اردوغان تا سال ٢٠١١ همچنان در اوج بودند تا توفان بهار عربي وزيدن گرفت. دومينوي خيزشهاي مردمي از تونس آغاز شد، به مصر و ليبي رسيد و جرقههاي نارضايتيها و مطالبه اصلاحات به بحرين، سوريه و يمن هم رسيد. سياست تنش صفر با همسايگان كه شعار حزب عدالت و توسعه در روزهاي اقتدار و بهار ديپلماسي بود جاي خود را به نبود حتي يك همسايه بدون مشكل در مجاورت تركيه داد. بهار عربي پايان بهار رونق سياسي عدالت و توسعه بود. ميرمحمود موسوي، مديركل پيشين آسياي غربي وزارت امور خارجه اين روزهاي تركيه را اينگونه تشريح ميكند: ايستاده در شطرنج چندمجهولي معادلات منطقهاي. دوازدهمين رييسجمهور تركيه كه اين روزها به دنبال تنگتر كردن حلقه قدرت در مشت خود است هم در مديريت بحرانهاي چندسال اخير نتوانسته است بالاترين نمره را كسب كند و هم به گفته ميرمحمود موسوي كه سابقه حضور در سفارتخانه ايران در هند و پاكستان را در كارنامه سياسي پربار خود دارد قرباني برخي سياهنماييها شده است. سياهنمايي يا اشتباهات سرنوشتساز سياسي؛ وزن هركدام كه در اين ورطه سنگينتر باشد ميتواند به افول جايگاه رييسجمهور ٦٢ ساله تركيه منتهي شود. تركيه در چه مسيري قرار گرفته است؟ اردوغان اشتباه ميكند يا قرباني ميشود؟ تعريف اخلاق سياسي در نقشه راه اردوغان در معادله سوريه چيست؟ كردها يا داعش كدام يك تهديد اول تركيه از لنز آقاي رييسجمهور است؟
کد خبر: ۲۹۲۹۸۶ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۰۴/۱۰
كارنامه سه ساله وزارت علوم در گفتوگو با جعفر توفيقي:
اشاره: دولت تدبير و اميد با شعارها و برنامهها و قولهايش سه سال پيش روي كار آمد و حالا در اين يك سال باقيمانده از دوران چهارسالهاش ميتوان نگاهي انداخت به عملكردش در حوزههاي مختلف. يكي از نخستين حوزههايي كه تبديل شد به نماد تغيير؛ دانشگاهها بودند. رييس دولت يازدهم از همان روزهاي معرفي كابينه، با معرفي گزينههايي كه براي وزارت علوم در آستين داشت نشان داد كه تغيير دولت دهم به يازدهم قرار است تغييري اساسي باشد. تا چند ماه ابتدايي كار دولت تغييراتي كه در دانشگاهها رخ داد را ميتوان نمادي دانست از آنچه رايدهندگان در خرداد سال ٩٢ به دنبالش بودند. تغيير روساي دانشگاه تقريبا از همان ابتداي كار آغاز شد، زماني كه هنوز هيچ كس به عنوان وزير علوم راي اعتماد نگرفته بود و جعفر توفيقي به عنوان سرپرست وزارتخانه بر صندلي نشست و تغييرات را آغاز كرد. حالا وزير پيشين علوم در دولت اصلاحات و سرپرستي كه كمتر از سه ماه و قبل از روي كار آمدن رضا فرجيدانا، سرپرستي وزارت علوم دولت تدبير و اميد را در دست داشت نگاهي مياندازد به آنچه در سه سال گذشته بر آموزشعالي رفته است، آنچه ميان دولت و مجلس نهم گذشت و البته زماني كه باقي است تا آخرين سال دولت يازدهم با نخستين سال كار مجلس دهم دست به دست هم دهند شايد كه وضعيت آموزشعالي كشور به آنچه از ابتداي كار دولت قرار بود عملي شود، نزديكتر شود.
کد خبر: ۲۹۲۹۸۵ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۰۴/۱۰
ميراث شريعتي در گفتوگو با هادي خانيكي:
مقدمه: در سي و نهمين سالروز درگذشت دكتر شريعتي، درباره ميراث او با هادي خانيكي، فعال سياسي و استاد دانشگاه علامه طباطبايي، به گفتوگو نشستهايم. وي معتقد است انديشه شريعتي يك پيكره منجمد نيست كه بايد آن را از بازار انديشه خريد، بلكه كاربردپذيري درباره انديشه شريعتي را نيز مثل كاربردپذيري درباره هر انديشه ديگري، بايد پذيرفت. وي تحليل گفتماني را براي شناخت شريعتي و ميراث او راهگشاتر از هر روش ديگري ميداند و ميگويد كه براي سنجش تاثير شريعتي در جامعه امروز، بايد به تلاقيگاهها و در مرزبودگيهاي او توجه كرد كه دانشگاه را به جامعه و به كنش گره ميزند و معتقد است به اين اعتبار، شريعتي داراي ميراثي است كه همچنان مطرح است. خانيكي كه نخستين مواجهه خود با «معلم انقلاب» را در هجده سالگي تجربه كرده است، ميگويد كه برخي از منتقدان در رويكرد خود نسبت به شريعتي، گفتوگويي بودن، دموكراتيك بودن و مداراي او را را ناديده ميگيرند، در حالي كه مباحثه او با دانشجويان و مخاطبانش هميشه از موضع برابر انجام ميگرفت. استاد دانشگاه علامه طباطبايي، در اين گفتوگو از گروههايي كه قرابت فكري بيشتري با شريعتي داشتهاند ميگويد و همچنين درباره رويكردهايي كه متاثر از او بودهاند مباحثي را مطرح ميكند. متن اين گفتوگو را در ادامه ميخوانيد.
کد خبر: ۲۹۲۸۴۷ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۰۴/۰۶
ميراث شريعتي در گفتوگو با احمد نقيب زاده:
مقدمه: شريعتي در حالي به عنوان يكي از بزرگترين عوامل و محركان انقلاب و گسترش موج اسلامخواهي ميان جوانان و روشنفكران شناخته شده است كه به ويژه از دهه ٨٠ شمسي به بعد، موجي از انتقادات متوجه او و انديشههاي وي شده است. عدهاي شريعتي را يكي از برجستهترين متفكران و مبلغان اسلامي معاصر به حساب ميآورند و براي او در بيدارگري اسلامي سهم بزرگي را قايل هستند. عدهاي ديگر اما به بيپشتوانه بودن دانش اسلامي او خرده ميگيرند. طرفداران شريعتي همچنان او را يكي از بزرگترين متفكران تجديد حيات اسلام در جهان معاصر ميدانند اما منتقدان وي معتقد هستند شريعتي تنها به حركتآفريني و تهييج اجتماع ميانديشيده و نتايج فعاليتهاي او در گذر زمان، مطلوب نبوده است. در سي و نهمين سالروز درگذشت دكتر شريعتي، درباره ميراث او با احمد نقيبزاده، استاد علوم سياسي دانشگاه تهران كه يكي از منتقدان او است، گفتوگو كرديم. او دكتر شريعتي را ميراثدار جريان «بازگشت به خويشتن» ميداند و ميگويد شريعتي، ميكوشيد «لوتر» ايران باشد و ميخواست نوعي مذهب پروتستانتيسم ايجاد كند اما در اين برنامه شكست خورد. وي شريعتي را بياطلاع از دين و تاريخ ميداند و معتقد است به حوزههايي وارد ميشده كه اطلاعي از آنها نداشته است. بنابراين تحتتاثير انديشههاي چپ، مقداري انديشههاي چپ را با مذهب شيعه تلفيق كرده كه حاصل آن بيشتر به رتوريك يا خطابه شبيه بود تا انديشهاي اصولي و مستند به دادههاي متقن تاريخي. متن كامل اين گفتوگو را در ادامه ميخوانيد.
کد خبر: ۲۹۲۸۴۶ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۰۴/۰۶
«در آستانه تجدد» با سخنراني داود فيرحي، عباس منوچهري و جواد كاشي
مقدمه: گذر صد و اندي سال از تاسيس نظام پارلماني و فروپاشي استبداد سياسي اما روشن كرده كه مساله تنها با تغيير سياسي حل نميشود و امروز اكثر متفكران و محققاني كه دغدغه ايران را دارند بر نكتهاي بارها اساسيتر تاكيد ميكنند: زوال انديشه و فقدان نظام فكري عميق و ژرفي كه برسازنده تجددي درونزا و انديشيده باشد. چنان كه تاريخنگاران انديشه ايراني در عصر مشروطه نشان دادهاند، عمده مباحث مشروطه خواهان ايراني در قالبهايي روزنامهنگارانه و ژورناليستي بيان ميشد و به دليل زوال انديشه و فروبستگي فكر فلسفي به ويژه بعد از صفويه، اين مباحث كمتر در قالبي فلسفي بيان ميشد. خلأ مهمتر كه مانع اصلي در باليدن اين ايدهها در بستر عيني جامعه بود، فقدان همان گفتوگو يا منازعهاي بود كه در غرب يعني بستر اصلي اين ايدهها به آن اشاره شد يعني جدل ميان مدعيان مباحث جديد و مدافعان نظم پيشين. همين فقدان هم در نهايت سبب شد بحثي كه در نظر آغاز نشده بود، در عمل به شكلي تراژيك به بردار كشيدن برجستهترين مدافع نظم پيشين بينجامد. از همين منظر است كه اهميت رساله آيتالله ميرزا محمد حسين ناييني (١٢٧٦-١٣٥٥ ق.) با عنوان اصلي تنبيهالامه و تنزيهالمله في لزوم مشروطيه (دستوريه) الدوله المنتخبه لتقليل الظلم علي افراد الامه و ترقيه المجتمع آشكار ميشود با وجود اهميت اين نوشته اما تاكنون توجه بايستهاي به آن از سوي محققان ايراني صورت نگرفته است. داود فيرحي، استاد شناخته شده انديشه سياسي دانشگاه تهران اخيرا شرحي بر اين كتاب نوشته كه تحت عنوان در آستانه تجدد منتشر شده است. شرح فيرحي بر تنبيهالامه ميتواند راهگشاي مطرح شدن مباحث فقه سياسي ناييني باشد؛ انديشهاي كه به درستي در آستانه تجدد قرار گرفته و با تاخيري صد و اندي ساله از مشروطه ايراني ميتواند گشاينده فضايي باشد كه در آن فكر مشروطه اينبار نه بر بستر منازعات سياسي بلكه بر زمينه امكانات و توانمنديهاي فقه سنتي زمينه بحث درباره مشروطه را فراهم آورد؛ گفتوگويي كه با به ميدان آوردن مخالفان و موافقان، زمينه ساز غناي مفاهيم و ايدهها باشد و به بر ساختن زباني معيار و انديشيده براي تاسيس فكر آزادي ياري رساند. به تازگي در دانشگاه تربيت مدرس نشستي درباره كتاب فيرحي با حضور او، محمد جواد غلامرضا كاشي و عباس منوچهري برگزار شد كه گزارشي از آن ازنظر ميگذرد:
کد خبر: ۲۹۲۸۳۱ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۰۴/۰۶
روايت علي لاريجاني از انتخابات، برجام، دولتهاي دهم و يازدهم و اصولگرايان
کد خبر: ۲۹۲۸۳۰ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۰۴/۰۶
جوست هيلترمن، رييس بخش خاورميانه و شمال آفريقاي گروه بينالمللي بحران:
اشاره: تعدد و تنوع رفت و آمدها به ايران گوياي حاكم شدن معادله جديدي در خاورميانه است. از سياسيون تا ديپلماتهاي سابق، از تحليلگران مسائل منطقه تا كاركشتههاي حوزه خاورميانه كه مسووليتهاي متفاوت در موسسههاي مطالعاتي و تحقيقاتي دارند با پروندههاي پرشمار به ايران ميآيند. سوريه، يمن، عراق، لبنان، ليبي و رابطه دوجانبه ميان ايران و عربستان هركدام قصه پرغصهاي است كه به سرنوشتي نامشخص گره خورده است. يكي از گرههاي هركدام از اين پروندهها نيز در پرونده ديگري جا خوش كرده است. در چنين فضايي ايران پسابرجام به محور رايزنيهاي منطقهاي بدل شده است. جوست هيلترمن، رييس بخش خاورميانه و شمال آفريقاي گروه بينالمللي بحران تاكنون چندين بار با پروندههاي منطقهاي و در راستاي به روز كردن برداشت خود از رويكرد ايران در هركدام از اين پروندهها به تهران آمده است. هيلترمن در حوزه خاورميانه يك كارشناس ارشد و تحليلگري تمامعيار به حساب ميآيد. مردي كه سالهاست پروندههاي مختلف منطقهاي را زير و رو كرده است. سابقه حضورش در گروه بينالمللي بحران به سال ٢٠٠٢ بازميگردد. از همان زمان تا به امروز مسووليتهاي متفاوت در حوزه بررسي ريز پروندههاي منطقهاي را بر عهده داشته است. عراق، يمن، بحرين، اردن، پرونده صلح خاورميانه و سوريه در زمره حوزههاي تخصصي كار وي هستند. با هيلترمن در مدت زمان كوتاه حضور وي در ايران گفتوگويي مختصر داشتيم. پاسخهاي وي با توجه به جايگاه وي در گروه بينالمللي بحران اندكي محافظهكارانه بود و به نظر ميرسيد كه وي تلاش ميكند در هيچ كدام از پروندههاي منطقهاي تقصيري را به شكل انحصاري متوجه يك كشور نكند. (انتشار پاسخهاي وي به معناي تاييد محتواي آن نيست و صرفا در راستاي آشنايي با ديدگاههاي متفاوت در خصوص مسائل منطقهاي منعكس شده است.)
کد خبر: ۲۹۲۸۲۹ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۰۴/۰۶
کد خبر: ۲۹۲۸۲۸ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۰۴/۰۶
کد خبر: ۲۹۲۸۲۷ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۰۴/۰۶