با آغاز جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق علیه ایران، محمدولی خیلی تلاش کرد به جبهه برود، اما به دلیل سن کمی که داشت اجازه اعزام به او نمیدادند؛ ضمن اینکه پدر و مادرم هم راضی نبودند به جبهه برود.
میدانستیم اگر محمدولی به جبهه برود، پشت خط نمیماند. پدرم به او میگفت: ...
کد خبر: ۳۵۳۵۴۵ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۹/۰۶
کد خبر: ۳۵۳۳۲۹ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۸/۲۹
کد خبر: ۳۵۲۹۹۶ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۸/۲۲
او از ۱۰ سالگی نماز میخواند، به مسجد و پایگاه بسیج رفتوآمد داشت و با وجود اینکه میتوانست لباسهای نو و زیبا بپوشد، اما دوست داشت مانند بقیه بچهها باشد؛ لذا پولهای توجیبیاش را که از پدر و مادر میگرفت، به فقرا و مستمندان میداد. آخرین بار نیز موتورش را فروخت و پول آن را به کسی داد که نیازمند بود.
علاوه بر اینکه درسخوان بود، بسیار مؤدب و خوشاخلاق بود و دوست نداشت حتی مادرش از کارهای خیری که انجام میداد، با خبر شود.
کد خبر: ۳۵۲۹۴۵ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۸/۲۱
کد خبر: ۳۵۲۷۴۸ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۸/۱۵
روحالله یک جا رفت مشغول کار شد، اما وقتی به رهبری اهانت کردند، از آنجا بیرون آمد و گفت: «نمیخواهم نان سفرهام از جایی بیاید که اعتقادی به ولایت ندارند.» برای مرتبه دوم در یک شرکت مشغول به کار شد، اما آنقدر فعالیت بسیجی داشت و برای کارهای جهادی و کمک به سیل و زلزله و... میرفت که دیگر گفتند: «غیبتهایت زیاد شده و از آنجا هم بیرون آمد، به کارگری رو آورد و کارگر فصلی شد.»...
کد خبر: ۳۵۲۶۵۱ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۸/۱۳
کد خبر: ۳۵۲۴۸۸ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۸/۰۸
کد خبر: ۳۵۲۲۳۱ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۸/۰۱
در پایگاه علمالهدی اهواز و در بخش چایخانه، ما لباسهای رزمندگان را میشستیم. از تهران و محله غیاثی آمده بودیم. ما که به اهواز رسیدیم، پسرم محمد از جبهه به خانه برگشته بود تا امتحانات مدرسهاش را بدهد؛ اما دلش پیش همرزمانش بود. تا اینکه اردیبهشتماه خبر آمد که عملیات مهمی در پیش است. با شنیدن این خبر دیگر آرام و قرار نداشت.
کد خبر: ۳۵۲۱۷۲ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۷/۳۰
کد خبر: ۳۵۲۰۷۳ تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۷/۲۶