قبیله عشق - صفحه 16

برچسب ها
کد خبر: ۳۵۱۷۴۲    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۷/۱۷

پسرم محمدحسین از کودکی علاقه فراوانی به خلبانی داشت و بالاخره هم در رشته خلبانی قبول شد و به آمریکا رفت. او اهمیت فراوانی برای نماز قائل بود و هیچ وقت نماز و روزه‌اش ترک نمی‌شد. علاقه او به اقامه نماز و گرفتن روزه به قدری بود که حتی در کشور آمریکا در تماس‌هایی که با او داشتیم، می‌گفت: «من همیشه نمازم را می‌خوانم.»
کد خبر: ۳۵۱۶۹۷    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۷/۱۷

کد خبر: ۳۵۱۵۱۸    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۷/۱۰

کد خبر: ۳۵۱۲۹۴    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۷/۰۳

من خودم روان‌خوانی را از حسین یاد گرفتم. بچه‌ها هم که به دنیا آمدند، حسین اصرار داشت همیشه حتی اگر بچه‌ها خواب بودند، رادیو را روی موج قرآن بگذاریم تا گوش بچه‌ها با صدای قرآن آشنا شود. این رویه ادامه داشت تا وقتی بچه‌ها به مدرسه پا گذاشتند. از وقتی هم که بچه‌ها به مدرسه رفتند و باسواد شدند، با بچه‌ها می‌نشستیم و به طور نوبتی نفری یک صفحه از قرآن را می‌خواندیم.
کد خبر: ۳۵۱۲۲۲    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۷/۰۲

کد خبر: ۳۵۱۰۸۶    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۶/۲۹

کد خبر: ۳۵۰۸۸۸    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۶/۲۲

صدای غرش توپ و انفجار خمپاره، لحظه‌ای قطع نمی‌شد. آتش خیلی سنگین بود و مسئولان قرارگاه پیش‌بینی کرده بودند که دشمن به یک پاتک حساب شده دست بزند. بچه‌های تیپ سیدالشهداء ۷ که حالا حاج کاظم فرمانده آن‌ها بود، آماده می‌شدند تا جلوی عراقی‌ها بایستند، اما شهادت «موحد دانش» فرمانده قبلی، حسابی در روحیه آن‌ها تأثیر گذاشته بود. حاج کاظم در خط راه می‌رفت و همه چیز را در کنترل خود داشت. در جواب رزمندگانی که سلام می‌کردند و برایش دست تکان می‌دادند، فقط لبخند می‌زد. هر بار که می‌خندید درد در همه صورتش می‌پیچید.
کد خبر: ۳۵۰۸۶۸    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۶/۲۲

خودش چیزی از شرایطش به ما نمی‌گفت و معمولاً از اطرافیان درباره او می‌شنیدیم. مثلاً مسئول اردو‌های جهادی که او در آن‌ها شرکت می‌کرد، به ما گفت: «او همیشه سخت‌ترین مسئولیت‌ها و سخت‌ترین شرایط را قبول می‌کرد و معتقد بود این سختی‌ها برای خودسازی و رسیدن به آرزوی شهادتش مؤثر است.»
کد خبر: ۳۵۰۶۸۶    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۶/۱۵

کد خبر: ۳۵۰۴۸۴    تاریخ انتشار : ۱۴۰۲/۰۶/۰۸