داستان - صفحه 9

برچسب ها
داستان شیخ‌عباس قمی، ایمان، مقاومت و استبداد در «خاک‌نشین»
مرور و معرفی کتاب؛
کتاب «خاک نشین» نوشته‌ فهیمه شاکری مهر، درباره زندگی و مبارزات شیخ عباس قمی در بستر تحولات اجتماعی و سیاسی ایران دوران پهلوی و روایتی از ایمان و مقاومت مقابل استبداد را شامل می‌شود.
کد خبر: ۳۶۷۳۱۹    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۸/۰۳

کد خبر: ۳۶۷۲۹۱    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۸/۰۲

مرتضی درخشان/ بچه که بودم، پدرم با چند کول بتنی که مثل هشتی خانه‌های قدیمی بود، توی حیاط خانه‌مان یک سنگر ساخته بود. صدای آژیر قرمز که از بلندگوهای اهواز بلند می‌شد، با مصطفی می‌دویدیم و توی سنگر خانه‌مان پناه می‌گرفتیم. مصطفی دست من را می‌گرفت و من دست مصطفی را فشار می‌دادم که توی تاریکی گمش نکنم. بزرگ‌تر که شدم، وقتی در عراق برای اولین بار جای یک انفجار را دیدم، فهمیدم که اگر موشک‌ها در خانه ما را می‌زدند، من کاری از دستم برنمی‌آمد!..
کد خبر: ۳۶۷۰۴۹    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۷/۲۹

کد خبر: ۳۶۶۸۸۴    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۷/۲۵

کد خبر: ۳۶۶۵۴۱    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۷/۱۷

برگه امتحان که رفت زیر دست رسول، همه سؤالات برایش آشنا بود؛ ولی جواب‌شان را نمی‌دانست. پای آخرین سؤال، نوشت: آقا معلم! من، نه مریض بودم و نه پدربزرگ و مادربزرگم برای‌شان اتفاقی افتاده؛ همه صحیح و سالم هستند، خدا را شکر. تصادف هم نکردم، خواب هم نموندم، اتفاق بدی هم نیفتاده؛ بلکه برعکس، می‌دانستم امروز، روز امتحان است؛ می‎دانستم باید پای درسم و مشقم بنشینم؛ اما چه کنم. تولد دوستم بود. ابوالفضل احمدزاده را می‌گویم. رفیقم بعد از چند ماه از جبهه برای مرخصی آمده بود؛ تولدش هم بود...
کد خبر: ۳۶۶۳۶۰    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۷/۱۵

کد خبر: ۳۶۶۱۵۸    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۷/۱۱

شهاب الدین نوروزی/ مادرم علاقه زیادی به دوره‌های موفقیت و پیشرفت دارد. برای همین، هر جمله انگیزشی را که می‎‌بیند، توی دفترچه یادداشتی می‌نویسد. خیال دارد کتابی با نام «حکمت‌های زندگی» چاپ کند. هر صبح یکی از این جملات را سمت راست یخچال می‌چسباند، امروز هم، همین کار را کرده است: «موفقیت این نیست که هرگز اشتباه نکنیم، بلکه یعنی یک اشتباه را دوباره تکرار نکنیم؛ جرج برنارد شو»....
کد خبر: ۳۶۵۸۶۸    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۷/۰۷

داستان
کد خبر: ۳۶۵۸۰۰    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۷/۰۵

شماره تماس‌ها هم می‌میرند. شبیه گل‌های باغ پدربزرگ که بعد از رفتنش تاب نیاوردند و یکی پس از دیگری رخت بستند و رفتند. از آن روز بود که فهمیدم این آدم‌ها و گیاهان نیستند که به مراقبت و پیگیری نیاز دارند؛ بلکه خیلی چیز‌های دیگر هم هست که یک روز کرکره‌شان پایین کشیده می‌شود و از بین می‌روند شبیه مغازه‌ها، خانه‌ها و همین مجید که چند روز پیش و یکی دو روز قبل‌تر از سالگردش صفحه‎اش بسته شد و به قول خود پیام‌رسان deleted account شد...
کد خبر: ۳۶۵۵۰۲    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۶/۲۹