داستان - صفحه 11

برچسب ها
کد خبر: ۳۶۲۲۷۸    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۴/۱۹

زهرا اخلاقی/ به مناسبت چهلمین روز شهادت حسین امیرعبداللهیان/ یک جرعه دیگر قهوه می‌نوشم، آرام و قرار ندارم! خبر سانحه بالگرد، همه برنامه‌هایم را به هم می‌ریزد. به رابطم در ایران زنگ می‌زنم؛ تلفنش را جواب نمی‌دهد. داد می‌زنم: «لعنتی جواب بده!» تلفن را به طرفی پرت می‌کنم. مرور خاطراتم با مرد بلندقد و خوش‌قواره، از عقربه‌های ساعت هم جلو می‌زند....
کد خبر: ۳۶۲۱۶۶    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۴/۱۸

کد خبر: ۳۶۱۸۸۶    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۴/۱۱

کد خبر: ۳۶۱۵۳۶    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۴/۰۴

کد خبر: ۳۶۱۱۳۱    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۳/۲۷

کد خبر: ۳۶۱۰۳۳    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۳/۲۶

کد خبر: ۳۵۹۹۳۱    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۳/۰۱

گفتم: «من همیشه دم دستتون بودم دیگه امروز منو معاف می‌کردید، چی می‌شد؟» گفت: «کم غر بزن جمال، تا ساعت شیش با مایی، بعدش برو هر جا دلت خواس...» خودم را از تک و تا نینداختم و ادامه دادم: «بابا امروز مثلا روز دختره تا شب که بیرون باشم، کی برم برای صوفیا جشن بگیرم؟ منتظره طفلک، بهش قول دادم...» همانطور که دوربین و وسایل را توی ماشین می‌گذاشت، گفت: ....
کد خبر: ۳۵۹۶۰۴    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۲/۲۷

کد خبر: ۳۵۹۴۸۷    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۲/۲۴

روی تخت کنار حیاط دراز کشید. فکر دخترش الهام و دامادش، پسر و عروس تازه واردش، ذهنش را مشغول کرده بود. اختلاف‌شان هر روز بیشتر می‌شد و پیرزن حالا که وقت استراحتش بود، باید حرص‌شان را می‌خورد. نمی‌دانست چطور باید راضی‌شان کند. دیروز که کار به دعوای لفظی رسید، پیرزن از ترس به خودش می‌لرزید. کسی هم متوجه نبود. بحث‌هایی که نتیجه‌ای هم نداشت. جز اینکه همه را نسبت به هم بدبین کند...
کد خبر: ۳۵۹۲۹۳    تاریخ انتشار : ۱۴۰۳/۰۲/۱۸